تبليغاتX
قفس تنهایی

قفس تنهایی

درس زندگی و سخنان بزرگان و ...

شبی که همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم

الهی

تو بساز كه دیگران ندانند و تو نواز كه دیگران نتوانند.



بگشای دری كه در گشاینده تویی       بنمای رهی كه ره نماینده تویی



من دست به هیچ دستگیری ندهم       كایشان همه فانی‌اند و پاینده تویی

http://gole100barg.persiangig.com/image/redrose.jpg

 

ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند ویا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند.

لطفا به این ماجرا كه دوستم برایم روایت كرد توجه كنید،

اومیگفت كه پس از  سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد. و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میكند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.

هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم.وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد مادر م در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است،16.gifدوستت دارم پسرم.16.gif

در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست.زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.این متن را برای همه کسانی که والدینی مسن دارند بفرستید. به یک کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشت.

امروز بهتر از دیروز و فرداست

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: شنبه بیست و هشتم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

آگهی همسریابی در سطح خیابان های تهران

امروز داشتم میرفتم کلاس زبان که چشمم به این آگهی در محدوده سید خندان افتاد که در سطح وسیعی به دیوارها چسبانده شده بود. دیدنش خالی از لطف نیست.

ار بابت کیفیت پایین عکس معذرت می خواهم آخه با دوربین موبایل و با عجله گرفتم.

ezdevaj1

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

ساخت برج میلاد به روایت تصویر

 



.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

تصاویری از ساحل دریای مصنوعی در ژاپن

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

لیستی حیرت انگیز از اسامی ایرانیان

همشهری جوان، در شماره اخیرش ، لیستی حیرت انگیز از اسامی ایرانیان منتشر کرده که  صاحبان این اسامی، از سال هفتاد به این سو برای تغییر نامشان، به ثبت احوال مراجعه کرده اند. 

در بین اسامی دختران این اسم ها به چشم می خورد: آشفته، آبجی مار، آواره، آفت، ادامه، ارزان، بانک ناز، آمریکا، برنج، خواننده، زابل، رادار، عرعر، غم انگیز، قیطان، کشمش، عکس  و …

و در بین اسامی پسران: ببر، باقالی، عادی، سنجاب، کافر، ستم، کلاغ، مزاحم، مسکو !

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

Flag this message ACTORS CHILDHOOD

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From Sare2008 Group

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

با شنیدن شغل هر کس می گوییم…

کارمند بانک: می تونی یه وام واسه ما جور کنی؟

مهندس کامپیوتر: من کامپیوترم ویروسی شده می‌تونی ویندوزم رو عوض کنی؟

پزشک عمومی: می‌تونی برای چهارشنبه که بچه‌ام نرفته مدرسه یه گواهی بنویسی؟

دندونپزشک: بیا این دندون عقل من رو نگاه کن ببین سیاه شده باید بکشمش یا پرش کنم؟

تعمیرکار ماشین: این ماشین من نمی‌دونم چرا هی صدای اضافی می‌ده، می‌تونی بیای یه نیگا بهش بندازی؟!

بازیگر: واسه کسایی که میخوان بازیگر بشن چه نصیحتی دارید؟

مدیر یه جایی: می‌شه واسه این بهرام ما یه کار جور کنی؟

موبایل فروش: آقا این گوشی ۳۳۱۰ مارو می‌شه با یهN95 عوض کنی؟!

معلم: این حسن ما یه خورده تو ریاضی‌اش بازیگوشی می‌کنه می‌شه این پنج‌شنبه‌ی قبل از امتحان ریاضی‌اش شام تشریف بیارین خونه ما سر راه این اتحادارو هم یه بار براش بگین؟!

نماینده مجلس: این شهرام ما خیلی پسر گلیه می‌خواد زن بگیره می‌شه کمک کنید معافی این بچه‌رو بگیریم؟!

کارمند سازمان سنجش: سؤالای کنکور سال بعد رو نداری؟

نویسنده: یه روز بیا سر فرصت قصه زندگیمو برات تعریف کنم کتابش کنی!

معمار: این خونه مون باید کفش سرامیک شه و آشپزخونه‌اش اُپن، فکر می‌کنی چند روزه تموم می‌کنی؟

طلا فروش: الان اوضاع سکه چجوریاس؟

اقتصاد‌دان: بالاخره این بنزین رو می‌خوان چی‌کار کنن؟ یه سوال دیگه: می‌دونی اصلاً‌ درآمد نفتی ایران چقده؟

وکیل: من اگه بخوام حضانت بچه‌ام رو بگیرم چی‌کار باید بکنم؟

روان‌شناس: من الان یه چند وقتیه بچه‌ام شبا جاشو خیس می‌کنه، روزا هم بینبش‌فعاله، شوهرم هم شیش ماهه خونه نیومده، این اواخر همه موهاشو کنده بود،‌ خودمم فکر کنم افسردگی گرفتم، می‌خوام طلاق بگیرم، بعدشم خودکشی،‌سم هم تهیه کردم!!!!حالا چی‌کار می‌تونی برام بکنی؟

تایپیست: یه پایان نامه دارم ۹۵۸ صفحه اصلاً وقت ندارم تایپش کنم،‌ نظر تو چیه؟

واقعاً چرا اینجوریه که همیشه با دیدن بقیه یاد درد و مشکلای خودمون می‌افتیم؟

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

خيلی جالبه فقط به جواب ها نگاه نکنين

مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن
جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

سوالات را بخوانید

۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟
الف) ۱۱۶ سال
ب ) ۹۹ سال
ج ) ۱۰۰ سال
د ) ۱۵۰ سال

او نمیتواند به این سوال جواب دهد

۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟
الف) برزیل
ب) شیلی
ج) پاناما
د)اکوادور

حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟
الف) ژانویه
ب) سپتامبر
ج) اکتبر
د) نوامبر

این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟
الف) ادر
ب) آلبرت
ج) جرج
د) مانوئل

خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟
الف) قناری
ب) کانگارو
ج) توله سگ
د) موش

در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی
خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

 

جوابها 

 

۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)
۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه
۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه
۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت
۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن
insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

... ببخشيد بی تربيتی اما

در گذشته های دور در دامنه جنوبی البرز دهکده ای به نام " گا " وجود داشته است که امروزه به کلان شهر

 

 بسیار بزرگی تبدیل شده است. 

جغرافیای پهناور  گا  از غرب به سلسله جبال البرز، از شرق به کویر لوت ، از جنوب به حواشی خلیج فارس و از شمال به دریای خزر میرسد. 

  روزانه عده ي زيادي از اين منطقه ي باستاني ديدن مي کنند

 چرا که گا جاذبه های توریستی ، اقتصادی ، اجتماعی و جنسی فراوان دارد،  که هر روز ميليون ها توريست را 

 

به اين منطقه مي کشاند

 برخي از مورخان عقيده دارند که اولين قوم از اقوام آريايي در اين دهکده  سکنی گزیدند و میراث بسیار

 

عظیمی رادر اختیار آیندگان این مرز و بوم بر جای گذارده اند .

   ازين روست که مي گويند به "گا" بودن ايرانيان ريشه ي تاريخي دارد .

  عده ي زيادي از گردشگران با اشتیاق و  تنهايي به  گا ميروند و عده ای دیگر به طور جمعي و با هماهنگی از سوی نهادی و سازمانی  و یا  بنا به درخواست همسر و یا  یک دوست عزیز.

    رفتن به گا هرگز سخت نيست ، چرا که ما ایرانیان  اصالتا با آن زاده شده ايم و ریشه آبا و اجدادی همواره ما را به سوی این مکان شریف می کشاند .

   مسير رفتن به  گا  بسيار صاف و هموار است، اما مسير بازگشت آن بسيار پر پيچ و خم بوده و هر کسي

 

 قادر به پيمودن آن نیست .

 به همين دليل اکثر افراد پس از به گا رفتن ، در همين منطقه ساکن شده و تلاشي در جهت بازگشت

 

 نمی کنند .

    با این حال بليط هاي مسير به گا رفت بسيار ارزان و به وفور یافت میشود .

 در گذشته به دليل مرکزيت"  گا " هر کس قصد داشت از شهري به شهر ديگر برود

 بايد ابتدا به گا مي رفت سپس از آنجا به مقصد مورد نظر عزيمت مي نمود حتی در اعصار گذشته جاده ای ابریشمین جهت به گا رفتن احداث شده بود که با حمله اسکندر و به گا رفتن او، این جاده از رونق افتاد ، 

 

اما با گذشت زمان  و رشد صنعت و تکنولوژي و توجه ويژه به اين منطقه ی توريستي ،رفته رفته امکانات

 

 رفت و آمد به گا  و همچنين شرايط اسکان در اين منطقه مجددا فراهم شد .

  به طوري که روزانه هزاران نفر به  گا ميروند

 هم اکنون با تلاش بی دریغ مسئولین ، شما ميتوانيد از هر نقطه ي ايران که اراده کنيد در عرض مدت کمتر

 

 از پنج دقيقه به گا برويد

 با امکانات و شرایط  ویژه ای که در  این منطقه فراهم شده :

 هر کس ميخواهد خانه بخرد به گا مي رود تا پول خريد خانه را بدست بياورد

 هر کس قصد تحصيل دارد به گا مي رود تا در امتحان و کنکور ورودي دانشگاه ها پذيرفته شود

حتی دانشجوياني هم که در دانشگاه هاي شهر هاي ديگر زندگي مي کنند گاهي براي تهيه مطالب و جزوات و منابع و يا پيدا کردن يک استاد درست و حسابي به گا مي روند

 از آنجايي که  گا  تبلور آزادی بیان است، همه ي نويسندگان به گا مي روند

 در این سرزمین هیچ تبعیضی و جود ندارد و همگان از زن و مرد و فقیر و غنی به سادگی به گا میروند، البته جهت حمایت از قشر آسیب تسهیلاتی فراهم  شده تا فقرا به سادگی و بدون دردسر به گا روند که این هم نشانه ای از عدالت در این سرزمین است.

    

آموزش و پرورش شرايط مدارس را طوري طراحي کرده که فضای آن همواره اتمسفر  و حال و هواي گا را

 

تداعی کند و کودکان و نوجوانان وقتي به مدرسه ميروند به گا رفتن را به طور نمادين تجربه کنند. در واقع  با تمهید چنين مدارسي معلمان و دانش آموزان به همراه والدينشان گویی هر روز  به گا ميروند، که این هم نشانه پیشرفت علم در این سرزمین است.

 

از ساليان دور و از زمان رضا خان  کليه ي سربازان 24 ماه خدمت خود را به گا رفته اند

اين بدان سبب است که کليه ي مردان هم مانند زنان در طول زندگيشان حداقل يک بار را به گا رفته باشند

  اما در باره  دختران بالغي که دوران تحصيلات اوليه را با موفقيت مي گذرانند توضيح خاصي داده  نمي شود

چرا که دختران از عنفوان بلوغ در حسرت

 

رفتن به گا روز ها را سپری می کنند و اشتياق دختران در عزیمت به گا  چنان است که  روز هاي خوش ماه عسل را همواره به گا مي روند

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

نامه سرگشاده 1600 دانشجوی دانشگاه شریف به احمدی نژاد

در پی دعوت مسئولین دانشگاه صنعتی شریف از محمود احمدی نژاد برای حضور و سخنرانی در این دانشگاه بیش از 1600 دانشجوی این دانشگاه با امضای نامه ای خواستار پاسخ گویی شفاف رئیس جمهوری در قبال عملکرد سه ساله دولت نهم در صورت حضور در جمع دانشگاهیان شدند.

شایان ذکر است که مسئولین دانشگاه اعلام کرده اند که به تشکل های دانشجویی و شورای صنفی دانشگاه به عنوان نماینده دانشجویان اجازه طرح پرسش به صورت شفاهی داده خواهد شد .

متن نامه بدین شرح است:

اینجا دانشگاه شریف است آقای احمدی نژاد

آقای احمدی نژاد!

اینجا دانشجویان به هنگام سخنرانی در پشت درهای دانشگاه خود نگاه داشته نخواهند شد. اینجا مخاطب هرسخنرانی دانشجویان واقعی شریف هستند، نه شنوندگان همیشه حاضر و همیشه موافقی که با اتوبوس آورده می شوند.

اینجا رییس دانشگاه هنوز منتخب اعضای هیات علمی دانشگاه است نه منتصب دولت. اینجا اساتید هنوز بالاجبار بازنشسته نشده اند. اساتید دانشکده اقتصاد اینجا از برترین اقتصاددانان کشور هستند و سه سال است که به طور کامل از سیستم تصمیم گیری اقتصادی کشور کنار گذاشته شده اند و نتایج فاجعه آمیز این اقدام امروز بیش از هر زمانی قابل مشاهده است.

آقای احمدی نژاد!

حال که در سال آخر ریاست جمهوری خود تصمیم گرفته اید به دانشگاه شریف بیایید، دانشجویان انتظاری جز پاسخ گویی شفاف ندارند. پاسخ به سه سال ناامنی و پلیسی کردن فضای جامعه تحت عناوینی چون حفظ امنیت اجتماعی، پاسخ به پادگانی کردن فضای دانشگاه ها با زمزمه انقلاب فرهنگی دوم، پاسخ به اخراج، تعلیق و ستاره دار کردن صدها دانشجو به بهانه نداشتن صلاحیت عمومی تحصیل، پاسخ به انزوای کامل ایران در جامعه جهانی با طرح مسایل و اظهار نظرهای نامربوط و در نهايت پاسخ به خم شدن کمر جامعه زیر بار تورم چهل درصدی با نام عدالت محوری.

آقای احمدی نژاد!

اینجا برترین دانشگاه صنعتی و علمی کشور است و اظهار نظرهای غیرکارشناسانه در آن جایگاهی ندارد، اینجا حرمت دانشجویان و دانشگاهیان مقدس است و پاسخ های نامربوط و استهزا آمیز که در سه سال گذشته بارها تکرار شده است گوش شنوایی نخواهد داشت.

آقای احمدی نژاد!

اینجا شریف است و شریف باقی خواهد ماند

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

سير مرد سالاری از عهد بوق تا ابد

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ خير نديده!  تا نكشمت راحت نميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا  يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سايه شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.

نيم قرن بعد ، سال 1280:
مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه!
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گيره‌ها! شكر خورد. ديگه از اين شكرها نمی‌خوره. قول ميده!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرين. منو به جای اون بكشين! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسه ما نگه داره.
يك قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1330:
مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه و كوزه!): چی؟! دانشسرا؟!  دختره چشم سفيد حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! مردم از فردا نميگن آقا رضا غيرتت كو؟!
  زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنين. خدای نكرده سكته می‌كنين!  (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سايه تون بالای سر ما باشه.

حوالی سال 1360:
فرياد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر ميرسه كه: بله؟! ميخواد بره سر كار؟! يعنی من ديگه انقدر بی غيرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار ؟!
زن: حالا تو عصبانی نشو. دوستاش يادش دادن اين حرفا رو! خدا تو رو برای ما حفظ كنه.

همين چند سال پيش ، سال 1380:
مرد: كجا؟! می‌خوای با اين مانتو آستين كوتاه و شلوارك (شلوار برمودا) بری بيرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم! زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين!
مرد: من اينطوری نيستم! دختر ، لااقل يه كم اون شلوارو پایين‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببنديش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!

چند سال بعد ، سال 1390:
مرد: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روزی كه اومدم خواستگاری گفتم نميخوام زنم اين ريختی لباس بپوشه ، گفتی دوره اين امل بازيها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهريه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا ميگی بشينم توی خونه بچه داری كنم؟!
زن: عزيزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق ميگيری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرايه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزين و جريمه ماشين ميره! حالا اگه بشينی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم ميشه هم بچه عقده ای نميشه! آفرين عزيزم. من دارم با دوستام ميرم باشگاه بولينگ! خدا سايه ات رو فعلا” روی سر ما نگه داره!

چند سال بعد ، سال 1400:
دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت ميگم ، ماشين بی ماشين! همين كه گفتم. من قرار دارم ماشينم می‌خوام. می‌خوای بری بيرون پياده برو!
زن: دخترم ، حالا بابات يه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. (بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شيطون پياده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: عزيزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشيدی!

دو قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1430:
زن: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودی! مثلا” بين دوستات به روشنفكری معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اينهمه سال ما زنها بچه دار شديم و به دنيا آورديمشون ، حالا با اين علم جديد و تكنولوژی پيشرفته چند وقتی هم شما مردها از اين كارا بكنين! اصلا” مگه نمی گفتی جد بزرگت هميشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بيمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: ديگه پررو نشو هر چی هيچی بهت نميگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بيمارستان به خونه مياد زن با عشوه ميگه: مرد من ، يعنی سايه تو تا به دنيا آوردن چند تا بچه ديگه بالای سر ماست؟

آينده ای نه چندان دور ، سال 1450:
چند تا مرد دور همديگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك ميكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره… ميگن هدف اين جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضايع شده مردهاست!
- حق با جمشيده… ببينين اين زنها چقدر از ما سوء استفاده ميكنن! تا وقتی خونه بابامون هستيم كه بايد آشپزی و بچه داری و خياطی ياد بگيريم و توسری بخوريم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون ميدن و زنمون هم استثمارمون ميكنه!
- آره… خب داشتم می گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسمه و اعلاميه هاش هر شب ……..
در اين هنگام به علت ورود خانم يكی از مردها ، بحث به زياد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشيده ميشه!
زن: زود باشين تمومش كنين ديگه! درست تميز كن! من نميدونم اين سايه لعنتی شما تا كی ميخواد روی زندگی ما بمونه؟!

حوالی سال 1530 ه.ش:
راديوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای يه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزيز را در جريان آخرين اخبار دنيا قرار ميدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقايقی قبل سايه آخرين نمونه بازمانده از جنس مرد از روی كره زمين محو شد! پس از پايان عمر اين موجود از گونه مردها ، از اين پس نام و تصوير اين مخلوقات را فقط در وب پيج های تاريخی و باستان شناسی می توانيد رويت نماييد. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبرهای جديدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دينگ دينگ!
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ׀ موضوع: ׀

در باره من


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· ایرانی بودنت ثابت شد
· حیوانات نمادین كشورهای مختلف جهان
· نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی آقایون و خانمها
· ........ جذاب ترین مردان جهان ....... ؟
· حکایت تبدیل ابله به نابغه !!
· دسته بندی جالب مردها!
· .
· پروانه ها با کمک بالهایشان میشنوند
· رازهای یک عدد عجیب!
· پنج انتظار خانمها از آقایان در مورد س، ک ،س



نویسندگان

· حامی
· حامی


لینک دوستان

· ملت بيدار
· من ملك بودم و ...
· سریال امپراطور دریا و لی یونگ ای
· on my heart is written loves is MAHDIE
· خونه به خونه
· به روز ترین وب دانلود آهنگ
· عشق های کریستالی
· کسی که مثل هیچکس نیست
· دلم تنگه
· خاطرات گم شده
· http://ghoorghoor.com/
· http://www.mahdarling.blogfa.com/
· http://mahiyenanaz.blogfa.com/
· صدایم کن
· جایی برای با هم بودن
· جاده ی عشق
· مشاوره و روانشناسی
· فقط برای تو
· کهکشون من
· زندگي ما
· و خداوند عشق را آفرید
· درایت پنهان
· http://www.yagoogle.blogfa.com/
· توت فرنگی
· اسرار
· غروب انتظار
· Tick 7
· عشق
· اندیشه ی نو
· سروده ها
· باروون
· هرگاه تنها شدی مرا بخوان... من باتو هستم
· مسابقه ی تنفر آمیز ترین جمله!
· گلچین از همه چیز
· چهار چنگولی ها
· I always love U
· چترهای بارانی
· شب زده
· دختر پارسی
· smht
· باران پاییزی
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com