تبليغاتX
قفس تنهایی

قفس تنهایی

درس زندگی و سخنان بزرگان و ...

واردات گرگ هایی که قرار بود خرگوش بخورند اما آدم ها را خوردند!!!!!

اخبار داغ, اخبار ايران, داغ 6 نظر »

هفت تیر واردات گرگ اوکراین
هفت تیر 7tir.com :  واردات گرگ از اوکراین توسط اداره کل محیط زیست که با هدف ایجاد توازن در تعداد خرگوش های منطقه سراب انجام شده بود کار دست این اداره کل داد .
گزارش های رسیده از آذربایجان شرقی حاکی از این است که این گرگ ها که قرار با خوردن خرگوش های منطقه مانع از زیاد شدن خرگوش ها و لطمه زدن خرگوش ها به محصولات کشاورزان منطقه شوند به جای خرگوش ها تصمیم گرفتند آدم ها را بخورند و تا به حال به گزارش  منابع خبری 25 نفر طعمه این گرگ ها شده و کشته شده اند .
با شکایت بازماندگان ،  اداره محیط زیست آذربایجان شرقی ملزم به پرداخت دیه به مصدومین و بازماندگان این حوادث شده اند .
این در حالی است ،با توجه به اینکه اداره محیط زیست استان آذربایجان  شرقی ملزم به پرداخت دیه به مصدومین شده است  برای پیشگیری از پرداخت دیه به مصدومین ،طی اطلاعیه ای 3 میلیون تومان برای مرده و6میلیون تومان برای زنده این گرگ ها پاداش در نظر گرفته است.
وجالب تر اینکه ،شنیده شده است مردم شهر سراب از ترس این حیوان در ساعات شبانه از تردد حتی در سطح شهر خودداری می کنند ،چرا که اکثر تلفات در شهر اتفاق افتاده است .

مسعود از وبلاگ تلخ نوشته ها در وبلاگ خود در این مورد نوشته است :  توی خبرها خوندم محیط زیست استان اذربایجان شرقی برای ایجاد توازن در منطقه چند قلاده گرگ از اوکراین خریده که خرگوش های منطقه رو بخورن تا ازدیاد خرگوش ها به محصولات کشاورزی صدمه نزنه…! اما یا خرگوش های ما خیلی زبل بودن و یا ذائقه این گرگ ها گوشت انسان رو بیشتر پسندیده که تا بحال ۲۵ نفر از سکنه شهر سراب و اطراف طعمه این گرگ ها شدن و هیچ کس اخ نگفته…! فقط سازمان محیط زیست محکوم به پرداخت دیه به مصدومین شده…!

میگن مردم سراب شب ها از رفت و امد در شهر خودداری میکنن چون اکثر این تلفات در شهر رخ داده و سازمان محیط زیست هم بخاطر اینکه هم از دیه دادن خلاص بشه و هم زود سفره این گند کاری رو جمع کنه برای شکار گرگ جایزه گذاشته…! سه میلیون تومن برای گرگ مرده و شش میلیون تومن برای زنده گیری گرگ…!

این که با وجود این همه گرگ همه چی خوار !! در مملکت چرا باز گرگ خارجی خریداری شده و اینکه برای هر قلاده گرگ چه مبلغی پرداخت شده معلوم نیست اما واضحه که مبلغ خرید باید بالا باشه! حالا شما ببینین که یه مدیریت بی لیاقت چجوری پول بی زبون این مردم رو حروم میکنه و با جون مردم بازی میکنه…! اول میره خدا تومن پول میده گرگ میخره میاره تا خرگوشارو بخورن بعد گرگا بجای خرگوشا ادما رو میخورن باز خدا تومن پول دیه ادمارو میده بعدش تازه میلیونها تومن میخواد بده تا این گرگ ها رو بُکُشن تا دیگه ادمارو نخورَن…! خوب اخه مدیر محترم همون اول به جای اینکه بری پول بدی از اوکراین گرگ بخری برای هر خرگوش مرده ده هزار تومن جایزه میذاشتی تا مردم ده تا ده تا خرگوش بگیرن بیارن و وقتی توازن برقرار شد اونوخ جوایز رو لغو میکردی…! شماها چرا با این تصمیمات با مال و جان مردم بازی میکنین اخه…؟ اقای مدیر کل محیط زیست یا اون عقل کلی که همچین تصمیمی گرفته خوبه یکی از همین گرگ ها بیاد خودت رو بخوره…..ها؟ خوبه…؟
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

راهی متفاوت برای ابراز عشق


 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.


در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند...


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

 

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟


بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!


پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...
قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .

 

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داداین صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...

 


جمله روز : آدم ها را از انچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره  خود مي گويند.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

تصاوير ديدنی از جشن گلها در هلند

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

تصاویر بسيار جالب از کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران

این آقا گفته است اولویتش استفاده از کراوات است و در صورت انتخاب شدن وزرای دولتش باید کروات بزنند . ولی برای سایر مردم اجباری درکار نیست. طبق حقوق بشر هر کی دلش میخواد بزنه ، هر کی دل میخواد نزنه

این خانم گفته است که از انگلیس به ایران آمده تا رئیس جمهور شود و اولویتش انحلال کشور اسرائیل است

این آقا گفته است که اگر رئیس جمهور شود اولویتش سیر کردن شکم ملت ایران است

این آقا همولایتی ما هست و از خوزستان به تهران رفته تا به امید خدا رئیس جمهور شود. گفته است پول برای تبلیغات ندارد و خدا خودش کارها را برایش راست و ریست می کند

این آقا کارش خیلی درست است و همشهری بنده هم هست. از بندر ماهشهر کوبیده و رفته است تهران تا رئیس جمهور شود. چون خودش بیکار است ، اولویتش برای اداره کشور ایجاد اشتغال است

این آقا ظاهرا” از جنوب به تهران آمده و مستقیما” از ترمینال به وزارت کشور رفته تا برای کاندید شدن ثبت نام کند. خیلی هم بامعرفت است

این آقا یک پارچه گل است . با مرام ، با صفا و اهل رفاقت . از یکی از روستاهای کشور جهت رئیس جمهور شدن به تهران رفته است

این هم آقایی با تیپ کابویی و افکاری درویشی . از کرمانشاه به عزم رئیس جمهور شدن به تهران آمده است

همان کاندید . به امیدخدا تایید صلاحیت شود تا یک رئیس جمهور وسترن هم داشته باشیم

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

10 نقطه عجيب از كره زمين


׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

مراحل پرتاب یکی از سفینه های NASA

Amazing Space Shuttle Processing

 

 

 

 

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing

Amazing Space Shuttle Processing


׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

بيژن ترقی درگذشت

بيژن ترقي ترانه سراي برجسته و پيشكسوت به علت نارسايي تنفسي ساعت 2 بامداد امروز (شنبه، پنجم ارديبهشت‌ماه) در منزلش درگذشت.

بيژن ترقي شاعر و ترانه سراي پيشكسوت معاصر كه مدت‌ها بود از بيماري رنج مي‌برد در سن 80 ساگي دارفاني را وداع گفت.

ترقي مدتي بود که به علت آرتروز پيشرفته قادر به حرکت نبود. او در آخرين مصاحبه اش گفته بود:چيزي برايم باقي نمانده است. کتابخانه را تعطيل کردم و خانه‌ام را براي تأمين هزينه‌هاي درمان فروختم. بيمه هم کاري براي من نکرد، فقط يک بار آمدند و ديگر پشت سرشان را هم نگاه نکردند. هزينه‌هاي درمانم را خودم پرداخت کردم و خدا را شكر مي كنم.

بيژن ترقي 12اسفند سال 1308 در تهران متولد شد. وي از سال 1335 همكاري خود را با راديو آغاز كرد. ترقي فعاليت ادبي خود را با استاداني چون ملك‌الشعراي بهار، اميري فيروزكوهي، نيما يوشيج و شهريار آغاز كرده بود و با هنرمندان و آهنگسازان نامي روزگار خود چون ابوالحسن صبا، رضا محجوبي، علي تجويدي، داريوش رفيعي و پرويز ياحقي همكاري نزديك داشت.

از ترانه‌هاي او مي توان به برگ خزان، آتش كاروان، تك‌درخت، طاووس، مي‌زده شب چو ز مي‌كده باز آيم، به زماني كه محبت شده همچون افسانه، صبرم عطا كن، پشيمانم، مرا نفريبي، بهار نورسيده ، به خاطر تو و سايه اشاره كرد.

از ميان كتاب‌هاي ترقي مي‌توان از آتش كاروان و از پشت ديوارهاي خاطره نام برد.

مراسم تشييع پيکر اين هنرمند روز دوشنبه برگزار مي شود.

فری بلاگ در گذشت اين هنرمند پيشكسوت را به خانواده آن مرحوم وبه جامعه هنري کشور تسليت مي گويد. 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

ايران زيباي من

ايران زيباي من

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

انيشتين سر سفره هفت سين دکتر حسابی

در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله “بور”، “فرمی”، “شوریندگر” و “دیراگ” و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: ” برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.” 
آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: ” وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.” 
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت” دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند. 
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با “س” شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با “م” به نشانه ی جنبش، آینه با “آ” به نشانه ی یکرنگی، شمع با “ش” به نشانه ی فروغ زندگی و … همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : “ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!” 
خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند
خاطرات مهندس ایرج حسابی

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

عکس های آموزش نظامی به دختران پلیس در عراق


 



 
مخصوص خانم ها

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

متن استعفای محمد مايلی كهن با دلی پر

من لايق و شايسته سرمربيگري تيم ملي ايران نيستم

 سرمربي تيم فوتبال ايران با انتشار بيانيه شماره 2 خود اعلام كرد لايق و شايسته سرمربيگري تيم ملي نيست.

محمد مايلي كهن لامروز متن بيانيه شماره 2 خود كه در واقع متن استفعفايش از سرمربيگري تيم ايران محسوب مي‌شود را به شرح زير صادر كرد: 
بسمه تعالي 
بيانيه شماره 2 
مربي شدن چه آسان، آدم شدن محال است 
نمي‌دانم چه بگويم، چه بنويسم. به قول مجري محترم برنامه نود، اين روزها بلوايي در فوتبال ما به وجود آمده كه قداست آن را زير سوال برده كه همه آن ناشي از بيانيه احمقي به نام مايلي كهن است. بله؛ محمد مايلي كهن. اين مزدور به مردم و ميهن، كه به يكباره تمام قداست و زيبايي فوتبال ما را شكسته و تنها نيمه خالي ليوان را ديده و همواره فرياد سر مي‌دهد اي مردك (مايلي كهن) چگونه به خودت اجازه دادي با الفاظي مانند گنده باقالي، كوتوله و … تقدس شعاري حماسي مانند توپ، تانك، فشفشه و … را از بين ببري. شعار پرمحتوا و زيبايي كه در عين سادگي در مقاطع مختلف كاربرد اساسي داشته؛ نه تنها در روابط با مايلي كهن بلكه ديگران نيز از آن بي‌بهره نمي‌مانند.(داور، بازيكن، مربي و …) .
اي خائن(مايلي كهن) آدم بي‌منطق و نادان چرا و با كدام منطقي توي احمق به هنگام مسابقه تيم سايپا با استقلال تهران، هنگامي كه شعار مي‌دادند توپ، ‌تانك، فشفشه، مايلي كهن و… توي نادان در صندليت نشستي و دم برنياوردي. اي مردك چرا با ديگران هم آواز نشدي و آن شعار را تو نيز سر ندادي، تازه گناه بزرگتر اينكه چرا گوش پسرت (از معدود دفعاتي بود كه در ورزشگاه حاضر مي‌شد) را نكشيدي و به او نگفتي كه پسرم تو هم اين شعار زيبا و بي‌مانند را هم صدا با تماشاچيان فهيم زمزمه كن. توپ، تانك، فشفشه و … 
پسرم آنها به دليل حضور مبارك تو در كنار من سنگ تمام گذاشتند و دارند پدرت را بيش از هميشه مورد لطف و تشويق خود قرار مي‌دهند. 
پسرم هيچ مي‌داني كه پدرت در تمامي دوران قهرماني‌اش اين گونه مورد لطف و حمايت قرار نگرفته بود. به راستي اي مزدور، خائن، گلادياتور، با كدام منطق و جسارتي به خود اجازه دادي كه بازيكنانت بدون غل و زنجير در مسابقات حاضر شوند. 
اي مردك عقب‌مانده در هزاره سوم با كدام جسارتي اين همه اتحاد و همدلي بين تماشاگران را ناديده گرفته و درصدد آن هستي تا در بين آنها فاصله انداخته و اختلاف به وجود آوري. چگونه است كه چشمانت را بستي و بهترين تماشاگران دنيا را نمي‌بيني. 
اي بدبخت فلك زده، اي مردك عقب افتاده، بيشتر اين عقب‌افتادگي‌ات به خاطر اين است كه نمي‌خواهيم تماشاگرنماهاي واقعي را از كانال تلويزيوني همسايه ببينيم، هر چند چند بار دعوت شدي و ديدي كه تماشاگرنماها چگونه بازيكنانشان را وقتي گل مي‌زنند مي‌روند و در بغل آنها قرار مي‌گيرند. اگر تماشاگرنماها نبودند كه مي‌بايستي تكه بزرگ بازيكن، گوش او مي‌شد. بيچاره در به در از آن جا مانده، از اين جا رانده. اگر او تماشاگرنما نبود كه فاصله سكوهاي تماشاگران با زمين مسابقه از بين نمي‌رفت و مي بايستي بين آنها خندقي كنده مي‌شد. 
بله آنها تماشاگرنما هستند كه پس از اتمام بازي براي هر دو تيم دست مي‌زنند. اصلا آنها نه تنها تماشاگرنما هستند بلكه شرف و غيرت و مردانگي ندارند. مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌شان بازي را واگذار كند و او براي تيم خود و رقيبش دست بزند.مگر مي‌شود تيم مورد علاقه‌اش در پايان مسابقه بازي را واگذار كند و رگ گردنش بيرون نزند. مگر نمي‌ديدي كه اين مسابقه آخرين مسابقه تيم مورد علاقه او و تو مي‌باشد. پس بايد بر اساس اصول حرفه‌اي گري از هر طريق ممكن و با هر ترفند در اين مسابقه پيروز از زمين خارج شود. 
اينها را كه ديدم و شنيدم به خود آمده و گفتم پس اي آدم كوتوله اين اراجيف چه بود كه در بيانيه اول نوشتي. اين همه غوغا و بلوا در فوتبال نجيب و پاك ما بوجود آوردي. از خودت خجالت بكش و به خاطر اين همه پاكي، دوستي، صميميت، اتحاد، مردانگي، تماشاگر خوب، بازيكن خوب، داور خوب، مربي خوب، مدير خوب، ورزشگاه خوب، فدراسيون خوب، روزنامه خوب، خبرنگار خوب، تلويزيون خوب، راديوي خوب و خيلي خوب‌هاي ديگر و به خاطر اينكه قداست اين همه خوبي‌ها‌ را شكستي از همه معذرت بخواه و طلب عفو كن و با صداي بلند بگو من لايق و شايسته مربيگري تيم ملي كشورم نيستم و از اول هم ما اشتباه بوديم. 
عجيب است كه روده‌درازي مي‌كنم اما اين پسر؛ عليرضا (نوه‌ام) اين شعر را مي‌خواند: يك توپ دارم قلقلي، سرخ و سفيد و آبي، مي‌زنم زمين هوا مي‌ره، نمي‌دوني تا كجا مي‌ره. من اين توپو نداشتم ،‌مشقامو خوب نوشتم ، بابام بهم عيدي داد يك توپ قلقلي داد. 
بابا ،عليرضاي بهتر از جانم تو هم وقت گير آوردي اما به خودم مي‌آيم و مي‌گويم اين پسر 3 ساله از من كوتوله 55 ساله عقلش بيشتر است. صدايش مي‌كنم و مي‌گويم، عزيزم عجب توپي، عجب صفايي، عجب معرفتي، عجب مروتي، عجب مردانگي، عجب دوستي، بابا عليرضاي بهتر از جانم مي شه به من هم يكي از اون توپ ها را بدي و با همان پاكي و صداقت صميميت و معصوميت تو. 
محمد مايلي كهن از همه جا رانده و مانده اما يارب نظر تو برنگردد.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا ؟

مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام ...
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوكولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من كوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی
- ...


***

- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین كوكی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارك ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارك تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو .. دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درك
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود كه من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· ایرانی بودنت ثابت شد
· حیوانات نمادین كشورهای مختلف جهان
· نکات مهم و حیاتی پیرامون رابطه جنسی آقایون و خانمها
· ........ جذاب ترین مردان جهان ....... ؟
· حکایت تبدیل ابله به نابغه !!
· دسته بندی جالب مردها!
· .
· پروانه ها با کمک بالهایشان میشنوند
· رازهای یک عدد عجیب!
· پنج انتظار خانمها از آقایان در مورد س، ک ،س



نویسندگان

· حامی
· حامی


لینک دوستان

· ملت بيدار
· من ملك بودم و ...
· سریال امپراطور دریا و لی یونگ ای
· on my heart is written loves is MAHDIE
· خونه به خونه
· به روز ترین وب دانلود آهنگ
· عشق های کریستالی
· کسی که مثل هیچکس نیست
· دلم تنگه
· خاطرات گم شده
· http://ghoorghoor.com/
· http://www.mahdarling.blogfa.com/
· http://mahiyenanaz.blogfa.com/
· صدایم کن
· جایی برای با هم بودن
· جاده ی عشق
· مشاوره و روانشناسی
· فقط برای تو
· کهکشون من
· زندگي ما
· و خداوند عشق را آفرید
· درایت پنهان
· http://www.yagoogle.blogfa.com/
· توت فرنگی
· اسرار
· غروب انتظار
· Tick 7
· عشق
· اندیشه ی نو
· سروده ها
· باروون
· هرگاه تنها شدی مرا بخوان... من باتو هستم
· مسابقه ی تنفر آمیز ترین جمله!
· گلچین از همه چیز
· چهار چنگولی ها
· I always love U
· چترهای بارانی
· شب زده
· دختر پارسی
· smht
· باران پاییزی
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com