تبليغاتX
قفس تنهایی

قفس تنهایی

درس زندگی و سخنان بزرگان و ...

افراد تحصیلكرده عمر طولانی تری دارن

تحقیقات جدید در آمریكا نشان می دهد نرخ مرگ و میر به هر علتی در میان افرادی كه تحصیلات عالی ندارد، بالاتر است.به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از پایگاه خبری ساینس دیلی، تحقیقات جدید شكافی در نرخ مرگ و میر بین افراد آمریكایی كه تحصیلات كمتر از دبیرستان دارند و فارغ التحصیلان دانشگاهی بین سال های 1993 تا 2001 را نشان می دهد.بر اساس این گزارش، شكاف عمیقی در كاهش مرگ و میر به دلایل بیماری هایی مثل قلبی، سرطان، سكته و سایر شرایط در افراد تحصیلكرده نسبت به افرادی كه تحصیلات كمتری دارند، وجود دارد.
بنابراین گزارش، این نخستین بررسی نا برابری های اجتماعی_ اقتصادی در مرگ و میر در آمریكا است

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: جمعه ششم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

ه عشقولانه

به این می گن نامه عشقولانه ! 1- محبت شدیدی که صادقانه به تو ابراز میکردم


2-دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و

5-این احساس در قلب من قوت میگیرد که بالاخره روزی باید

6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم که


7- شریک زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار کوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم

10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ کس نمیتواند تحمل کند و با این

وضع

11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم

13-خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان که

14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15
- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت کننده است اگر


16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم که


17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت که دارای کمترین


19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش کنم و نمتوانم قانع شوم که


21- تو را دوست داشته باشم و شریک زندگی تو باشم .

و در آخر اگر می خواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان(متن های آبی را بخون) !!!

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: جمعه ششم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

تفاوت س ک س قدیمی با س ک س جدید

http://img2.tinypic.info/files/jwyhy443amt6podi18i8.jpg

در زمانهای قدیم زن و مرد فقط شب های جمعه به این عمل دست می زدند ولی در زمان حال ممکنه در طول هفته چند شب این برنامه تکرار شود.1.gif21.gif23.gif

2. در زمانهای قدیم زن برای انجام این کار فقط شلوارش رو تا نصفه پایین می کشیده ولی حالا کاملا بدون لباس ظاهر می شوند.16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

3. در زمانهای قدیم همیشه این مرد بوده که پیشقدم می شده ولی امروز زنها هم از این کار برای تحریک بیشتر اقایان استفاده می کنند.

4. در زمانهای قدیم در هنگام سک س فقط مرد لذت می برده و ارضا می شده ولی حالا روانشناسها می گویند اول زن را ارضا کنید و بعدش به فکر خودتان باشید.

5. در زمانهای قدیم زنها از اه و ناله کردن خجالت می کشیدند و سکوت می کردند ولی حالا صداشون تا هفت تا خونه اون ور تر می شنوند.3.gif3.gif3.gif3.gif3.gif13.gif13.gif12.gif

6. در زمانهای قدیم زن و مرد با یک من کرک و پشم این کار رو می کردند ولی در زمان حال هر روز بدنشون رو تمیز می کنند.17.gif17.gif

7. در زمانهای قدیم زن و مرد با بوی عرق و هزار تا چیز دیگه این کار رو می کردند ولی حالا انواع واقسام عطرو ادکلن و دئودورانت و ... رو استفاده می کنند.

8. در زمانهای قدیم اگه کسی سرد   مز اجی داشته کاریش نمی کرده ولی حالا انواع ادامس و قرص و ژل و اسپری و صابون تنگ کننده و گشادکننده و بزرگ کننده و کوچک کننده و... رو استفاده می کنند.12.gif12.gif

9. در زمانهای قدیم میوه و عسل و موز و کلا خوراکیهای خوشمزه تح ریک کننده کمتر بوده و فقط از طریق پیاز این میل رو افزایش می دادند. ولی حالا بخش اعظمی از حقوق خانواده به این امر اختصاص می یابد.8.gif8.gif

10. در زمانهای قدیم از هر 10000 نفر شاید یکی پیدا می شده که یک فیلم س ک سی دیده باشه و برای بقیه تعریف می کرده ولی حالا به مدد این گوشی ها ی موبایل هر نوع س ک س رو که بخوای می تونی ببینی از خف ت گیری و ایرانی و خارجی و چینی و هندی و افغانی و بچه مدرسه ای و هم ج نس بازی و ....( اه اه اه واقعا حالم به هم خورد)14.gif14.gif

 ۱۱. به نظر ساحل در زمان های قدیم مرد .......خود را در ...........میریخت ولی امروزه در دهان هم میریزند4.gif4.gif4.gif

۱۲. قدیمیا به داشته های خودشون راضی بودن اما امروز ملت 4 تا زن هم که داشته باشن حتما باید خانوم همسایه رو هم دید بزنن.21.gif

۱۳. یه چیز دیگم هست:در زمانهای قدیم فقط مرد بوده که زن را............... ولی در زمان حال با توجه به تولید انبوه تجهیزات مصنوعی! هر لحظه امکان داره زن به مرد تج اوز کنه!2.gif2.gif

 

۱۴.   در زمان های قدیم اینقذه تنوع پوزیشن س . ك .س نداشتیم ولی الان به سبب اینكه ابداعات و اختراعات زیاد شده انواع و اقسام پوزیشنهای جنگی مثل هلیكوپتری ، حیوانی مثل داگی و عمله بنایی مثل فرقونی ابداع شده
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: جمعه ششم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

برای برقراری رابطه جنسی بهتر چه کنیم

با وجود همه آهنگ های پاپ، برنامه های تلویزیونی، و فیلم های سینمایی در رابطه با رابطه جنسی که می خواهند باوری مخالف این را به شما بقبولانند، بسیاری از ما رابطه جنسی متوسط و حتی خسته کننده داریم. برای جوانان، بخصوص خانم های جوان، رابطه جنسی یک مشکل بزرگ شده است چون تازه دارند می فهمند که چه چیزهایی در رابطه جنسی، آنها را بیشتر تحریک می کند.

 

دکتر کارن گلس، مشاور ازدواج و خانواده در کالیفرنیا، در این رابطه می گوید، “یکی از مشکلات مردم، به ویژه آقایان، این است که از تماشای فیلمهای پورنو می خواهند رابطه جنسی را یاد بگیرند. و در تختخواب سعی می کنند آن حرکات سخت و دشواری که در فیلم ها دیده اند را تقلید کنند اما این حرکات دقیقاً چیزی نیست که به طرف مقابلشان لذت بدهد.”

راه حل چیست؟ حرف زدن درمورد چیزهایی که تحریکتان می کند باعث می شود رابطه جنسی بسیار بهتری داشته باشید. اگر تکنیکهای همسرتان در رابطه جنسی هیچ تحریکی در شما ایجاد نمی کند می توانید به او کمک کنید آنها را تغییر دهد تا رابطه جنسی بهتری داشته باشید. اما مراقب باشید: انتقاد کردن از همسرتان در حالتی که لخت و بی دفاع در تحتخواب بیشتری تلاش خود را برای لذت دادن به شما به کار می گیرد می تواند منجر به سالها اختلال روانی و پایین آمدن اعتماد به نفس جنسی او شود. امروز می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور باید این انتقادات را مطرح کنید تا احساسات همسرتان جریحه دار نشود.


همان چیزی را بگویید که منظورتان است

 

به همسرتان بگویید که از نظر شما مشکل دقیقاً کجاست. مثلاً “اگر سینه هایم را لمس نکنی، تحریک نمی شوم” یا “وقتی به کارم واکنشی نمی دهی احساس می کنم که کار اشتباهی انجام می دهم”. دقت کنید که در جملات خود به هیچ عنوان از کلماتی مثل “تو هیچوقت” یا “تو همیشه” استفاده نکنید.

دکتر آوا کادل، متخصص جنس شناسی در لس آنجلس پیشنهاد می کند که زمان بیشتری را خارج از تختخواب به صحبت کردن درمورد علایق و عدم علایقتان در رابطه جنسی بپردازید. درمورد کارهایی که دوست دارید امتحان کنید، چیزهایی که تحریکتان می کند، یا حتی خیالپردازی های جنسی خود که تابه حل با هیچکس درمیان نگذاشته اید، صحبت کنید. او می گوید، “با این روش از علایق همدیگر باخبر می شوید و متوجه می شوید که از چه حد و مرزی هم نباید عبور کنید.”


 

رابطه جنسی شنیداری را امتحان کنید

 

اگر از آندسته افراد نیستید که بتوانید لیستی از نیازهای جنسی خود را به همسرتان ارائه کنید می توانید از مهارت های ارتباطی خود استفاده کرده و هر از گاهی نکاتی را برای همسرتان عنوان کنید.

دکتر کادل می گوید، “وقتی در تختخواب صدا ایجاد می کنید، انرژی جنسیتان خالی می شود و همسرتان را هم تحریک می کند چون باعث می شود که فکر کند رابطه جنسی فوق العاده ای انجام می دهد”.

 

در زیر به نکاتی که دکتر کادل درزمینه رابطه جنسی شنیداری مطرح می کند، اشاره می کنیم:

      صدایتان را بالا ببرید. چون انجام رابطه جنسی بدون صدا مثل تماشا کردن یک فیلم بدون صداست.

      دو چیز هست که همه افراد می توانند حین رابطه جنسی بگویند، یکی کلمه “آره” و یکی اسم همسرتان است.

تمرین کنید. برای بهتر کردن واژگان رابطه جنسییتان می توانید اصطلاحات متداول را درمورد همه اعضای بدن یا اعمال جنسی که دوست دارید لیست کنید. وقتی تنها هستید تمرین کنید و آنها را بلند به زبان بیاورید. با این روش، دیگر موقع عمل خجالت نخواهید کشید. اما دقت کنید که موقع تمرین حتماً تنها باشید. لزومی ندارد که هم اتاقی یا همکارانتان از اصطلاحات رابطه جنسیی شما باخبر شوند

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: جمعه ششم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

چگونه رابطه زناشویی‌تان را به نقد بکشید؟

وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟
 
چگونه انتقاد زناشویی را مطرح كنیم؟
قبل از آن كه چیزی به همسرتان بگویید كه بوی انتقاد داشته باشد، به سوالات اساسی زیر پاسخ دهید:
به چه دلیل انتقاد می‎كنم؟ اگر دلیل خوب و سازنده‎ای ندارید. پس چیزی نگویید.

آیا بهترین زمان و بهترین مكان این‎جاست؟ اگر نه، از خود بپرسید، چه وقت و در كجا می‎توانم این نكات را مطرح كنم كه روابط زناشویی ما را بهتر كند؟
 
هنگام انتقاد به یاد داشته باشید كه به جای تمركز بر آن چه كه در همسرتان نمی‎پسندید، بر رضایت خاطری كه به شما می‎بخشد تأكید كنید. به جای آن كه بگویید «دوست ندارم این طور با خشونت در آغوشم بگیری» بگویید «وقتی به آرامی نوازشم می‎كنی بیشتر لذت می‎برم» وقتی به جای مطرح كردن خواسته‎تان چیزی را مطرح می‎كنید كه از آن بدتان می‎آید، خود و همسرتان را مجبور می‎كنید كه به جای تمركز بر احساس و حالت‎های رفتاری، توجه خود را بر جزییات انجام آن متمركز كنید.
 
وقتی خواسته‎هایتان را مطرح می‎كنید، مواظب باشید لحن كلامتان آمرانه نباشد. وقتی آمرانه بگویید «مرا به آرامی نوازش كن» مفهوم ضمنی آن این است «در غیر این صورت نمی‎گذارم به من دست بزنی» و به همین ترتیب خواسته‎ی شما نباید زمینه‎ی تهدید ایجاد كند: «اگر بلد نیستی مطابق خواست من رفتار كنی فكر دیگری بكنم!»
 
سعی كنید از چیزی انتقاد نكنید كه همسرتان نمی‎تواند آن را تغییر دهد.
 
متاسفانه مطالبی كه كتاب‎‎ها و فیلم‎های خارجی به شكلی اغراق‎آمیز درباره‎ی روابط همسران عنوان می‎كنند، گاهی باعث می‎شود كه زن و مردها از همسران خود انتظارات غیر واقع بینانه‎ای داشته باشند. در زندگی واقعی به ندرت اشخاصی پیدا می‎شوند كه بتوانند ساعت‎ها بدون از دست دادن انرژی به فعالیت زناشویی بپردازند. در زندگی واقعی، غالب مردم تمایلی به تجربه‎ی روش‎های نامتعارف زناشویی ندارند. انتقاد از همسری كه قادر به برآوردن توقعات واهی شما نیست، فقط این تأثیر را خواهد داشت كه او را عصبی‎تر و خشمگین‎تر نموده و موجب شود كه كمتر دوستتان بدارد.

جمله‎های انتقادی خود را بیشتر با لغت «من» به جای «تو» و به صورت میل و‌آرزو به جای بدگویی و تهمت زدن بیان كنید.از انتقادهای گنگ و بی‎مسمی بپرهیزید. یك پزشك متخصص درمان مشكلات زناشویی می‎گوید «اخیراً دیده‎ام كه بسیاری از مراجعین من می‎گویند همسرشان آن‎ها را به خاطر كسالت بار بودن زندگی زناشویی‎شان ملامت می‎كند. اما نكته‎ی اصلی در این شكایت چیست؟ كسالت بار بودن می‎تواند طیف رنگارنگی از مسایل و مشكلات زناشویی را در بر بگیرد. آیا محیط رغبت‎انگیز نیست؟ زمان مناسبی انتخاب نشده؟ نوازش‎های عاشقانه سرسری گرفته شده؟ تنوعی در كار نیست؟ از همسر مورد انتقادتان، چه كاری ساخته است؟ انتقادی موثر است كه واقعی و صریح باشد.»

برای تبدیل انتقاد منفی به انتقاد مثبت از كلمات و عبارات دیگری استفاده كنید. میان اعتراض نسبت به انتظارات برآورده نشده شما از روابط زناشویی و این كه از روابط زناشویی چه انتظاری دارید، فاصله‎ی زیادی وجود دارد، و تنها پس از روشن شدن این مطلب است كه همسرتان امكان می‎یابد به خواسته‎ی مشخص و معقول شما جامه‎ی عمل بپوشاند.
 
از همه‎ی این‎ها گذشته، آیا منطقاً می‎توانید از همسرتان انتظار داشته باشید كه وقتی به رخش می‎كشید كه در امور زناشویی خشنودی شما را فراهم نمی‎كند، با احساس هم‎دردی به حرف‎هایتان گوش دهد؟ باید سعی كنید بر مواردی تمركز كنید كه برای خشنودی شما انجام می‎دهد، و سپس پیشنهادات سازنده‎ای برای بهبود روابط زناشویی خود مطرح كنید.
 
از مقایسه اجتناب كنید. كشنده‎ترین نوع انتقاد این است كه وجه امتیاز و مهارت‎های همسر فعلی‎تان را با همسر قبلی مقایسه كنید.
 
خود شما هم برای ایجاد رابطه‎ای بهتر و هیجان‎انگیزتر، مسوولیتی به عهده بگیرید و فقط از همسرتان انتظار نداشته باشید كه دست تنها اقدام كند. زنی می‎گفت «خودم می‎دانم اوقاتی هست كه نیاز به محرك اضافی دارم، بنابراین بخشی از كاری را كه در این زمینه باید انجام شود، خودم به عهده می‎گیرم، مثلاً لباس شوق‎انگیزی می‎پوشم، احساسات عاشقانه‎ام را با خیال‎پردازی درباره‎ی یك صحنه‎ی عشقی یا یك رمان پرهیجان برمی‎انگیزم. خلاصه سعی می‎كنم فضایی احساساتی ایجاد كنم كه در آن فضا بتواند تغییری صورت گیرد.
 
به همین ترتیب كمك كردن به همسری كه سعی می‎كند انتقاد شما را بپذیرد، موثرتر از آن است كه مثل ناظری خرده‎بین بنشینید و بپایید كه او چه طور می‎خواهد بر اساس انتقاد شما تغییر كند.

فراهم آوردن زمینه‎ی مناسب و ترغیب، به مراتب موثرتر از آن است كه عجولانه درباره‎ی موضوع مورد نظر برای همسرتان تبلیغ و سخنرانی كنید. در درازمدت، هر تغییر مثبتی در رفتار زناشویی به مشاركت متقابل هر دو طرف بستگی دارد.
 
یك راه موثر انتقاد، عملاً نشان دادن راه چاره در موقعیت مناسب است. اگر فكر می‎كنید كه به زبان آوردن مطلبی، باعث رنجش می‎شود، احتمال آزردن دارد، و یا مطرح كردن یك خواسته در شكل خاصی دشوار است، به این امكان فكر كنید كه شاید اگر با عمل خود و در موقعیت مناسبی به همسرتان نشان دهید كه راه چاره چیست،‌ بهتر از هر گفته‎ای موثر باشد.كلمات به ویژه هنگامی كه به لحن اعتراض گفته شود، به تثبیت رفتار مورد انتقاد منجر می‎شود و اعمال وقتی از روی محبت انجام شوند، به افزایش آگاهی از نیاز همسر و كمك به او برای ابراز واكنش مطلوب می‎انجامد.
 

چگونه انتقاد زناشویی را بپذیریم؟
وقتی همسرتان از شما انتقاد می‎كند، واكنش خود را كنترل كنید، برای آن كه درجه‎ی اعتبار آن انتقاد را بسنجید، ابتدا ببینید كه آیا منظور او را به خوبی درك كرده‎اید و آیا پیام آن را تشخیص می‎دهید؟ و به این منظور، همه‎ی ذكاوت و درك خود را به كار اندازید. از همسرتان بپرسید كه منظورش از گفتن آن حرف‎ها یا انجام آن كارها چه بوده است. هیچ وقت فرض نكنید كه منظور او را می‎دانید، در صورت لزوم، دریافت خود را از انتقاد مطرح شده تكرار كنید.

پیش از آن كه شتاب‎زده در مورد مفهوم انتقاد نتیجه‎گیری كنید، آن را تفسیر كنید، مقصود اصلی همسرتان از بیان انتقاد را با چنین جملاتی بپرسید: «در این مورد بیشتر برایم توضیح بده.» یا «می‎توانی موضوع را بیشتر باز كنی؟» یا «دلم می‎خواست می‎دانستم این انتقاد چه احساسی در تو ایجاد می‎كند.» اگر انتقاد حالت كلی دارد، مثل ـ «روابط زناشویی دارد كسل كننده می‎شود» ـ از او بخواهید كه بگوید از چه چیز مشخصی شكایت دارد، و پیشنهادش برای تغییر چیست؟

به همسرتان پیشنهاد كنید كه نیاز و خواسته‎هایش را به طور مشخص بیان كند،  برای این كه انتقادی را به شكل سازنده بپذیرید، باید انگیزه‎ی همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانید. هر قدر هم كه رنجیده باشید و یا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشید، فراموش نكنید كه باید هر چه زودتر علت انتقاد را پیدا كنید. باز هم باید سوالاتی مطرح كنید:

«آیا این حرف را برای این گفتی كه مرا ناراحت كنی؟ یا برای این كه خودت ناراحت بودی؟»
ـ «آیا انتقاد تو واكنشی بود به حرفی كه من زدم، یا كاری كه كردم باعث شد، ناراحت شوی و احساس سرخوردگی كنی؟»
ـ «آیا این انتقاد را مدت‎هاست در سرت می‎پرورانی؟ اگر این طور است چرا حالا آن را بروز دادی. چه اتفاقی افتاد كه سبب شد آن را بگویی؟»
ـ «فكر می‎كنی انجام چیزی كه از آن انتقاد می‎كنی، واقعاً در كنترل من است، و موردی است كه می‎توانم تغییرش دهم، چطور؟». سعی كنید، انتقاد كننده را به جست‎وجوی انگیزه‎های ناخودآگاه خویش ترغیب كنید.
 
ـ اعتماد، مهم‎ترین عامل در پذیرش یك انتقاد سازنده است. به عبارت دیگر اگر حرف همسرتان نسنجیده یا حتی غیر منصفانه هم باشد، باور داشته باشید كه او صمیمانه برای حفظ رابطه‎اش با شما تلاش می‎كند.
 
ـ در بسیاری از موارد اعتماد نادیده گرفته می‎شود، زیرا طرفین از تأثیر عاطفی انتقاد زناشویی آگاهی ندارند. در یكی از جلسات مشاوره، پزشك از زنی پرسید، اظهار نارضایتی شوهرش چه احساسی در او برانگیخت. زن گفت «عصبانی شدم و احساس حقارت كردم.»
پزشك یادآوری كرد: «اما عصبانیت و احساس حقارت كه فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلاً جنبه‎ی واقعی نداشته باشند. واكنش عاطفی شما چه بود؟»
زن جواب داد «گمان می‎كنم گریه را سردادم. احساس می‎كردم كه نفسم تنگ شده» پزشك به طرف شوهر برگشت و گفت «آیا عمداً آن حرف‎ها را زدی كه همسرت را ناراحت كنی؟»
شوهر بی‎درنگ جواب داد «نه، به خدا! نه، نمی‎خواستم ناراحتش كنم، من واقعاً دوستش دارم.»

ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد می‎تواند به شرطی شدن انتقاد زناشویی منفی منتهی شود. پزشك دیگری حكایت زن و شوهری را تعریف می‎كرد كه زندگی زناشویی لذت بخش آن‎ها به سردی گرایید؛ زیرا هر دوی آن‎ها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعی یا واهی) واكنش بدی نشان می‎دادند:
 
«هر بار كه یكی از آن‎ها می‎رنجید، دفعه‎ی بعد با رد كردن پیشنهاد طرف مقابل از او انتقام می‎گرفت. پس از چندی، اختلافات آن‎ها به حوزه‎ی روابط زناشویی نیز سرایت كرد و روابط زناشویی آن‎ها كه زمانی از حالت فعالی برخوردار بود محدود و متوقف شد. آن‎‎ها به جای آن كه صادقانه به بیان رنجش‎های خود بپردازند، باخودداری از برقراری رابطه‎ی زناشویی، ناراحتی خود را ابراز می‎كردند».
 
 
پوشش «راست‎گویی»
اگر چه در مورد بی‎پرده سخن گفتن درباره‎ی مسایل زناشویی فراوان سخن گفته می‎شود و بسیاری از زن و شوهرها هم برای دستیابی به آن مصّر هستند، اما ذكر این نكته لازم است كه هر چند رابطه‎ی زناشویی خوب، به گفت‎وگویی صریح و بی‎پرده بستگی دارد، اما درپاره‎ای موارد صراحت بیش ازحد، زیان آور است.
 
«كارل تاوریس» روان‎شناس می‎نویسد «درست است كه باید رك و راست باشیم ولی باید بدانیم چه وقت و چگونه؟ … بین راست نگفتن و دروغ‎گویی تفاوت آشكاری وجود دارد. خودداری از پراندن یك حرف راست زیان‎بار، دروغ‎گویی محسوب نمی‎شود و این تصمیم خودپسندانه كه به هر قیمتی باید راست‎گو بود، گاهی می‎تواند خیلی گران تمام شود.»
 
انتقاد بیش از حد صادقانه، پوششی برای مقاصد پلید است كه غالباً هم نتایج بدی به بار می‎آورد. مثلاً زنی از شوهرش می‎پرسید آیا از رابطه‎ی زناشویی‎شان راضی هست یا نه؟ تحت شرایط عادی مرد می‎تواند جواب مثبت بدهد و یا به نحوی از پاسخ طفره برود، اما اگر این مرد مثلاً از موضوعی ناراحت باشد، كه ربطی هم به مسایل زناشویی نداشته باشد، به صرف این كه باید راست‎گو بود، در جواب زن می‎گوید: «نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده.»
 
زنی را در نظر بگیرید كه معمولاً به رضایت زناشویی نمی‎رسد. در این گونه موارد با احساس و علاقه‎ای كه به شوهرش دارد ممكن است بگوید «خیلی عالی است، از این كه همسری مثل تو دارم احساس خوشبختی می‎كنم.» برای ایجاد وحدت بیشتر در زندگی زناشویی این جواب بهتر از آن صداقت بی‎معنی است كه «ای … چی بگم؟ زیاد نه» به عبارت دیگر، راست‎گویی و بی‎پرده صحبت كردن بدین معنی نیست كه خود را موظف به گفتن حقایق آزاردهنده بدانیم، تنها هنگامی باید چنین كنیم كه بدانیم نفع گفتنش بیشتر از نگفتن است.
 
مساله‎ی اساسی این است كه بدانیم، یا دست كم حس كنیم، كه چه وقت صراحت و رك گویی در انتقاد ممكن است به جای مفید بودن، احساس طرف مقابل را جریحه‎دار كند. تاوریس می‎گوید، صداقت سازنده باید به بهبود مناسبات با دیگران كمك كند. صداقت مخرب فقط می‎گوید، كه طرف مقابل غفلت كرده. بنابراین مهم است كه پیش از بیان یك انتقاد، آن مفهومی را كه در پس صداقت نهفته است درست ببینیم. از خودتان بپرسید: چرا این حرف را می‎زنم؟ هدف از گفتن این كلمات چیست؟ چرا درباره‎ی مسایل زناشویی دارم «صداقت» بیشتری به كار می‎برم، تا درباره‎ی چیزهای دیگر!؟

كلام آخر این كه، زوج‎هایی كه قادرند مهم‎ترین نیازها و احساسات زناشویی خود را با یكدیگر در میان گذارند ـ كه خواه و ناخواه مشمول انتقاد نیز می‎شود ـ به گفته‎ی خودشان آن‎هایی هستند كه روابط خوبی با یكدیگر دارند. هلن كاپلان مشاور مسایل زناشویی می‎گوید، «سعی در برقرار كردن روابط زناشویی دل‎پذیر، بدون ایجاد یك رابطه‎ی كلامی موفقیت‎آمیز، مانند سعی در یاد گرفتن تیراندازی با چشم بسته است.» با گفت و گو كردن، روابط زناشویی به سطح بالاتری ارتقا می‎یابد.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

مانعى در مسير

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

 

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

 

آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت ميزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 

پسر پرسيد: بستنى با شکلات چند است؟ 

خدمتکار گفت: ٥٠ سنت

پسر کوچک دستش را در جيبش کرد، تمام پول خردهايش را در آورد و شمرد. بعد پرسيد: بستنى خالى چند است؟

خدمتکار با توجه به اينکه تمام ميزها پر شده بود و عده‌اى بيرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن ميز ايستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت: ٣٥ سنت

پسر دوباره سکه‌هايش را شمرد و گفت: براى من يک بستنى بياوريد.


خدمتکار يک بستنى آورد و صورتحساب را نيز روى ميز گذاشت و رفت...

 

پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت.

 

هنگامى که خدمتکار براى تميز کردن ميز رفت، گريه‌اش گرفت. پسر بچه روى ميز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود!
 

يعنى او با پول‌هايش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد، امّا چون پولى براى انعام دادن برايش باقى نمی‌ماند، اين کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

کمک در زير باران


 

يک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، يک زن مسن سياه پوست آمريکايى در کنار يک بزرگراه و در زير باران شديدى که می‌باريد ايستاده بود. ماشينش خراب شده بود و نيازمند استفاده از وسيله نقليه ديگرى بود. او که کاملاً خيس شده بود دستش را جلوى ماشينى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشين که يک جوان سفيدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته بايد توجه داشت که اين ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى ميان سفيدپوستان و سياه‌پوستان در آمريکا بود. مرد جوان آن زن سياه‌پوست را به داخل ماشينش برد تا از زير باران نجات يابد؛ بعد مسيرش را عوض کرد و به ايستگاه قطار رفت و از آنجا يک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود.
 

زن که ظاهراً خيلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسيد. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست. با کمال تعجب ديد که يک تلويزيون رنگى بزرگ برايش آورده‌اند. يادداشتى هم همراهش بود با اين مضمون:
«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کرديد بسيار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هايم، که روح و جانم را هم خيس کرده بود. تا آنکه شما مثل فرشته نجات سر رسيديد. به دليل محبت شما، من توانستم در آخرين لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از اين که چشم از اين جهان فرو بندد در کنارش باشم. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به ديگران دعا می‌کنم.»

ارادتمند؛ خانم ....

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

زن نظافتچى

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سؤال اين بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چيست؟»
من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام کوچکش را از کجا بايد می‌دانستم؟
من برگه امتحانى را تحويل دادم و سؤال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سؤال کرد آيا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟
استاد گفت: حتماً و ادامه داد: شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.
من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده‌ام.

 

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

اشتباه فرشتگان

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده مي شود.  پس از اندك زماني دادِ شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد: جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!

-از روزي كه اين آدم به جهنم آمده، مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است.

سخن درويش اين چنين بود:

با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به جهنم افتادي، شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.
در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.
خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد...

-آهای، آقا پسر!

 

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟

 

-نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!

-آهان، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »



وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و روحتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است.... لبخند بزنید!

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

دختر 19ساله ایرانی جوانترین پروفسور زن در دنیا 16 مرداد 88 - 19:42

عکس : دختر 19ساله ایرانی جوانترین پروفسور زن در دنیا [ January 21, 2009 ]

"آلیا صبور"، (Alia Sabur) اولین شهروند امریكایی ایرانی‌الاصل است كه رتبه اولین و جوان‌ترین پروفسور زن را در تاریخ امریكا به خود اختصاص داده است .

saboor1.jpg

این دختر ایرانی تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گینس ثبت نموده است .
ركوردار قبلی جوان‌ترین پروفسور دانشگاه های جهان متعلق به یك فیزیكدان اسكاتلندی بنام "كولین مك لورین" كه شاگرد اسحاق نیوتن بود و در سال 1717 میلادی (291 سال پیش) در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود .

"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند .

وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرایش به موسیقی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت .

آلیا چهارده ساله بود که مدرک لیسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل ، نیویورک شد .

او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد ، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد .

فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک ، سئول ، کره جنوبی پذیرفته شد .

وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك دانشگاه كنكوك تدریس می‌كرد و در حال حاضر ، ریاضی و فیزیك را در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می‌كند .

او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌ای بیان کرده است

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

روانشناسی ابروها

(ابروی شما چه مدلیه؟ چه خصوصیاتی دارید؟)

روانشناسی ابروها

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

۴-  ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

۵- ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

۶- ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

۷- ابروهای نزدیک به چشمها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

۸- ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

۹- ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

۱۰-  ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادمانی است.

۱۱-  ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

به طور کلی می توان گفت:

ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت، ابروهای بلند: نشانه اراده، ابروهای بالا : نشانه جرأت و ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

((نکند شما معتاد هستید؟؟؟؟!!!!))

ساعت 12 شب است.آنقدر خسته هستی که نمیتوانی چشمانت را باز نگه داری.

فردا صبح زود باید بیدار شوی چون کار مهمی داری.

روی تختت دراز میکشی چشمت میافتد به کامپییوترت و تصمیصم میگیری

میل هایت را چک کنی

به اینترنت وصل میشوی وبه خودت میگویی:فقط نیم ساعت.بعد میخوابم

چندتایی ایمیل چک میکنی و میبینی که دو سه نفری آنلاین هستند.

حال و احوال که میپرسی کار بالا میگیرد.

همزمان مشغول میشوی به خواندن خبرهای روز ولینک هایی که

دوستانت برایت فرستاده اند.

ناگهان چشمت به ساعت می افتد ساعت 3 صبح است!!! و تو هنوز بیداری!

میدانی چی شده؟؟برایت متاسفم تو معتاد شدی

چرا که تمام علائم بیماری اعتیاد به وب   یا Web Addiction  در تو

مشاهده میشود.



حقیقت این است که اعتیاد به اینترنت چیزی شبیه اعتیاد به الکل و مواد مخدر است

متخصصان بهداشت در روانی درحال تحقیق روی کسانی هستند که بیش از اندازه

آنلاین میشوند و از نظر تعداد رشد فزاینده ای دارند آنها در این زمینه روش تشخیصی

دارند که "اختلال اعتیاد اینترنت" نامیده میشود در بعد روان شناختی اینترنت در کنار

فواید قابل انکارش میتواند برای کاربران آسیبهای متعددی از جمله:

هویت نا مشخص.

اضطراب افسردگی و انزوا.

اعتیاد به اینترنت

و به خصوص اعتیاد به گپ زنی(چت)به همراه داشته باشد

سرپرست مرکز اعتیاد درمانی اعتیاد به الکل و مواد مخدر دانشگاه استنفورد میگوید:

"اگر فردی متوجه شد که قادر نیست یک روز را بدون استفاده

از اینترنت

سپری کند شکی نیست که این فرد به استفاده از اینترنت

معتاد شده است"

_ چقدر پیش می آید که قبل از دیسکانکت شدن به خود بگوییدفقط چند دقیقه دیگر؟

_ هنگام شلوقی خطوط چقدر تلاش میکنید تا به اینترنت وصل شوید؟

_ تا چه حدی اتصال به اینترنت را از دیگران مخفی میکنید؟

_ کانکت بودن را تا چقدر به بیرون رفتن تر جیح میدهید؟

_تا چه حد از اف بودنتان پریشان خاطر.عصبی وبیقرار میشوید

نکند شما معتاد هستید؟؟

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

فواید بغل کردن در آغوش کشیدن برای سلامتی

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

 

درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

 
ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

 
دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

 
در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:


- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

 
- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.
دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

 
انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

 
ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.
مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.


شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.

 
وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید

 
تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.
 
بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...
 
- احساس خوبی به شما می دهد.

 
- حس تنهایی را از بین می برد.

 
- بر ترس غلبه می کند.

 
- دریچه احساساتتان را باز می کند.

 
- اعتماد به نفس را بالا می برد.

 
- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

 
- روند پیر شدن را کندتر می کند.

 
- اشتها را فرو می نشاند.

 
- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

 
- با بیخوابی مبارزه می کند.

 
- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

 
- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

 
- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

 
- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

 
- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

 
- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

 

 


فواید بیشتر بغل کردن

 
- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)

 
- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)

 
- قابل حمل است.

 
- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.

 

 

- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)

 
- روزهای شاد را شادتر می کند.

 
- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.

 
- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یكی از عامل‌های مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی كنیم سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زنــــــــاشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.


برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم ، این كار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.
برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادو گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امكان را می‌دهد كه محبت خود را آنطور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی كسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به كسی ثابت كرد كه دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است كه نسبت به كسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی كسی را دوست دارید:


1-- به او دروغ نمی‌گویید.

2- غرورش را نمی‌شكنید.

3- به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
4- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست كه هر كسی ایراداتی دارد اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- با او لج‌بازی نمی‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌كنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌كنید.

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌كنید. اشتباه كردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

7- او را در كارها و تصمیماتتان دخیل می‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند پس همیشه با او مشورت می‌كنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند.
8-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌كنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش كنید.

9- به او در كارهایش كمك می‌كنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.

10-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است كمكش می‌كنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

11- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش كـنـیـد. درسـت است كه بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

12- از این‌كه در كنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از كنارش فرار كنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از این‌كه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

13- با لذت گذشت خواهید كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- در جمله‌هایتان كمتر از من استفاده می‌كنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری كارهای دیگر كه وقتی كسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند كه می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر كسی كه ادعا می‌كند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع كارهایی كه خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

شخصیت تان را محک بزنید !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اگـر مـایـلید اطلاعات بیشتری درباره شخصیت خودتان و خصوصیاتی كه باعث مـی‌شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا كنید به تست زیر با دقت و در كمال صداقت پاسخ دهید.

1- فرض كنید شما مشخصه صورت كسی هستید، كدام قسمت از صورت او هستید؟
الف: چین و چروك
ب: لكه
ج: خال زیبایی
د: كك و مك
هــ : لبخند

2- دوست دارید چه نوع پرنده‌ای باشید؟
الف: شباهنگ
ب: جغد
ج: عقاب
د: فلامینگو
هــ : پنگوئن

3- كدام یك از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف: پیانو
ب: ویولن
ج: سازدهنی
د: گیتار
هــ : دف

4- كدام یك از برنامه‌های تلویزیونی برای شما جالب‌تر است؟
الف: اخبار و برنامه‌های مستند
ب: فیلم‌های درام و زندگینامه
ج: هیجانی و پلیسی
د: عشقی و ماجرایی
هــ : كمدی و كارتون

5- كدام یك از بازی های شهر بازی را بیشتر دوست دارید؟
الف: ترن‌های هوایی سریع‌السیر
ب: قطار یا قایق
ج: نمایش و اجرای كمدی
د: چرخ و فلك و وسایلی كه سریع می‌چرخند
هــ : هیچ كدام، من از شهربازی متنفرم

6- آیـا شـمـا بـه اشـتـبـاهـات خـودتـان می‌خندید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: برخی مواقع
د: معمولا
هــ : همیشه

7- اگـر دوسـت شـمـا سـر بـه سرتان گذاشت، چه عكس‌العملی نشان می‌دهید؟الف: عصبانی می‌شوید
ب: ناراحت می‌شوید
ج: برایتان جالب است
د: تلافی می‌كنید
هــ : چندین برابر تلافی می‌كنید

8- اولین چیزی كه صبح موقع بیدار شدن به فكرتان خطور می‌كند، چیست؟
الف: كار یا تحصیل
ب: مشكلات زندگی
ج: صبحانه
د: روزی كه در پیش دارید
هــ : كاری كه تا شب انجام خواهید داد

9- در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف: وقت طلاست
ب: سحرخیز باش تا كامروا باشی
ج: آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند
د: زندگی كن و به دیگران هم اجازه زندگی كردن بده
هــ : بی‌خیال باش، هرچه باداباد

10- آیا به حیوانات علاقه‌مندید؟
الف: اصلا
ب: تعداد كمی از حیوانات
ج: برخی از حیوانات
د: بیشتر حیوانات
هــ : تمام حیوانات

11- شما لبخند می‌زنید؟الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی اوقات
د: اغلب
هــ : آنقدر زیاد كه برخی فكر می‌كنند دیوانه هستم

12- نظر دیگران راجع به شما اغلب كدام مورد است؟
الف: بی‌رحم
ب: سرد و بی‌احساس
ج: زیبا
د: دوست‌داشتنی
هــ : خوشگذران

13- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می‌دهید؟
الف: هرگز
ب: بندرت
ج: گاهی
د: اغلب
هــ : حداكثر تا جایی كه امكان دارد

14- شما اعتقاد دارید كه برای شاداب بودن باید ساعاتی از روز را منحصرا صرف خودتان كنید؟
الف: اصلا
ب: احتمالا نه
ج: گاهی
د: بله
هــ : البته، تا جایی كه امكان دارد به خودتان می‌رسید

15- آیا زندگی شما با برنامه‌ریزی پیش می‌رود؟الف: مــن حـتــی در تـعـطـیــلات هــم برنامه‌ریزی می‌كنم
ب: همیشه برنامه‌ریزی می‌كنم
ج: بستگی به روز هفته دارد
د: در صورت امكان اجازه می‌دهم كه خودش پیش آید
هــ : همیشه بدون برنامه‌ریزی روزها را طی می‌كنم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حال امتیازات گزینه‌هایی را كه انتخاب كرده‌اید را به ترتیب زیر جمع كنید.

گزینه الف1 امتیار، گزینه ب 2 امتیاز، گزینه ج 3 امتیاز،
گزینه د 4 امتیاز و گزینه هـ 5 امتیاز دارد.

سپس امتیازات بدست آمده از 15 سوال تست را مطابق با متن‌های زیر مقایسه كنید.


:: اگر امتیاز شما بین یك تا 20 باشد:

بدین معنی است كه شما سوسن سفید هستید. مردم شما را به خاطر پشتكارتان، از جــــان و دل مــــایــــه گــــذاشــتــــن‌تــــان و مـوفـقـیـت‌هـایـتـان تقدیر می‌كنند. اهداف مشخصی دارید و فكرتان بر كارتان متمركز است. احتمالا فرزند اول خانواده هستید. احساستان را بسختی ابراز می‌كنید. یكی از مهم‌ترین نگرانی‌های شما این است كه چگونه در برابر افراد مختلف ظاهر شوید. اندیشه‌هایتان كمی متمایل به بدبینی است.

ظاهرا دارای اعتماد به نفس کافی هستید ولی در باطن گاهی به خود اعتماد ندارید. قادر هستید كه هدفی تعیین كنید و به آن برسید. بعضی مواقع دنیا را با دیدی باریك‌بین می‌نگرید. احساس می‌كنید كه وقت كمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید. مواظب باشید جدی بودنتان شما را از دنیای اطراف دور نكند. خونسرد باشید و از زندگیتان لذت ببرید. كارهایی انجام دهید كـه از آنـهـا لـذت مـی‌برید. با انجام این دستورات قوه خلاقیت‌تان شكوفا می‌شود. سعی كنید كه بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.

:: اگر امتیاز شما بین 21 تا 54 باشد:

بدین معنی است كه شما یك گل رز هستید. كمی تیغ دارید ولی زیبایی‌های بسیاری دارید. حس شوخ‌طبعی دارید ولی از شنیدن جوك لذت می‌برید. احتمالا فرزند وسط خانواده هستید. مردم دوست دارند دوروبر شما باشند. خونگرم هستید. دوستان صمیمی بسیاری دارید. زندگی را بـا دیـد واقـع‌بـیـنـانـه می‌نگرید. آگاهید كه زندگی از خوبی‌ها و بدی‌ها تشكیل شده است. قادرید شانس خودتان را با توجه به سـرمـایـه‌هـایـی كـه داریـد، امـتـحـان كـنید. سختكوش هستید و به اهدافتان پایبندید.

دوست دارید خودتان باشید و این مساله به شما اعتماد به نفس می‌دهد. مشكل‌ترین مساله در زندگیتان یكنواخت بودن مسائل است. یكنواختی در هر مساله‌ای شما را آزار می‌دهد و باعث كسل شدن روحیه شما می‌شود. به شما پیشنهاد می‌گردد كه افق دیدتان را وسیع‌تر كنید. مسائل جدیدی را تجربه و كشف كنید. آن‌گاه متعجب خواهید شد كه چه نتایج زیبایی به دست آورده‌اید و مهم‌تر از همه این‌كه فراموش نكنید كه در همه چیز دنبال زیبایی بگردید مخصوصا در خودتان.

:: اگر امتیاز شما بین 55 تا 75 باشد:

بـدیـن مـعـنـی اسـت كه شما یك گل آفتابگردان هستید در بستری از گل‌های رز. یك ویژگی بارز در شما وجود دارد كه باعث گرمادهی به دیگران و جلوه‌گری شــمـــا مـــی‌شـــود. مــمــكـــن اســـت شــمــا كوچك‌ترین فرزند خانواده یا تنها فرزند باشید. در وقت لازم جدی هستید، ولی دوستانتان شما را به عنوان یك شخص شوخ‌طبع می‌شناسند. از گفتن جوك لذت می‌برید. گاهی شیطنت می‌كنید. مایلید كه با افراد جدید و جالبی در زندگیتان آشنا شوید. با افرادی كه هیچ وقت نمی‌خندند، راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. در همه چیز به دنبال خوبی‌ها هستید. بیدی نـیـسـتـیـد كـه بـا هـر بـادی بـلـرزید. گرم، دوست‌داشتنی، باوفا و اجتماعی هستید و هر كدام از این صفات می‌تواند دلیلی برای خوب بودن شما باشد. انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزه‌تان كم است. برای شما مشكل است كه فقط روی یك كار متمركز شوید. به شما پیشنهاد می‌گردد كه اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند. همان‌طور كه چهره شاد شما را می‌بینند. در این صورت می‌خواهند كه همیشه با شما بـاشـنـد.
بـه احـسـاسـات دیـگـران احـتـرام بگذارید. از این شاخه به آن شاخه نپرید و كاری را كه دوست دارید، انتخاب كنید و تا پایان آن را انجام دهید.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

چرا شاه باید می رفت ؟؟؟

یه روز یکی از دوستانم که تازه از فنلاند برگشته بود به من چیزی گفت که شاخ درآوردم.
گفت در یکی از پارکهای شهر هلسینکی جشنی برگزار شد که تعداد زیادی فنلاندی و تعداد کمی ایرانی در آن حضور داشتند
عکسهای شاه و پرچم شیر و خورشید و... نصب شده بودند
از یکی از ایرانی ها پرسیدم قضیه چیست؟
گفت قریب40سال پیش یک بار شاه ایران به فنلاند آمد و به افتخار حضور وی جشنی در این پارک برگزار شد و شاه و ثریا هم حضور داشتند.
و الان هم هرساله به افتخار آن روز جشنی در این پارک برگزار میشود
گفت همانجا گریه ام گرفت که گذشته و حال ما چقدر باهم فرق دارد!
الان هر جا میرویم بخاطر اینکه ا.ن رئیس جمهورم است با توهین با من برخورد میشود
الان ایرانی بودن یک جرم است
جرمی به معنی تروریست بودن!

عکس تاریخی>محمدرضاپهلوی و مارشال دوگل

 

img98.com Image Upload Center




همه کثافت کاریهای ایهارا از چشم مردم ایران میبینند!
بعضا گفته میشه که  مردم به این خاطر به خیابان آمدند که در خفقان بسر میبردند!حال من سئوالی دارم آیا خفقان امروزبیشتر نیست؟پس چرا مردم به خیابان نمی آیند؟؟؟
آیا امروز مفهوم زندگی درک میشود؟ نه دوستان عزیز؛ مردم بخاطر توطئه غرب و خیانت کارتر به خیابان آمدند؛عکس امامشان را در ماه دیدند و ریش او را در بین صفحات قرآن یافتند!!! اینها هیچ ربطی به شاه نداشت ،گناه شاه فقط یک چیز بود که شهبانو بسیار درست به آن اشاره کردند:شاه آرزوها و نقشه هایش را برای سربلندی ایران با صدای بلند فریاد زد که دنیا تاب نیاورد و توطئه آغاز شد!!!چرا هیچ کشوری پذیرای شاه ایران نشد حتی نزدیکترینها به شاه! اگر به اینها فکر کنید پاسخ بسیاری از پرسشها را خواهی یافت!!!

محمد رضا پهلوی در كنار ملك الشعرای بهار

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com



 شاه به ایران عشق می ورزید بنابراین او هم چون پدرش در لحظات سرنوشت ساز ایران را ترک گفت. محمد رضا شاه فقید آرزوهای بزرگی برای ایران در سر میپروراند
زمانی که به وی پیشنهاد دادند مردم یا تیرباران کنند
مخالفان را همه اعدام کنند و...
او گفت خیر اکثریت مردم ناراضی اند و من میروم

همه میدانند اگر شاه نمیرفت خمینی جرات نمیکرد به ایران بیاید و آن اغتشاشات اگر 10 سال دیگر هم طول میکشید شاه باز هم شاه باقی میماند اما او خود را پدر ایران میدانست و گفت :اشتباه کردیم آن مخالفان قبلی را هم از بین بردیم اینان فرزندان ایرانند!
شما ها به من گفتید اینان اندکی اغتشاش گر مزدور شوروی هستند اما اکثریت مخالفند پس من میروم.

37131.jpg



جمعی از زنان عشایر  در مراسم استقبال از رضا پهلوی

با تمام اشتباهاتی که داشت با تمام خفقانی که ضد "کمونیست" ها وجود داشت اما او یک نقشه اساسی داشت!
"بعد از انکه کارش با آمریکاییها تمام شود آنها را با اردنگی بندازد بیرون"
  با استفاده از انرژی اتمی آبهای روان را به طرف دشتهای ایران هدایت کند و ایران تبدیل به یک قطب کشاورزی شود و دیگر نفت را مفت به خارجیها نفروشد!
سال 57 بود که4000مهندس آلمانی برای اتمام نیروگاهها تا پایان سال به ایران آمدند اما دریغ که ...
یک حکومت نظامی قوی ایجاد کرده بود که کسی جرات نداشت به راحتی کار خلاف انجام بده اما الان در شرق و غرب کرور کرور ترور انجام میشه و مجرمان به راحتی آب خوردن با پلیس درگیر میشند
مردم ایران را خلع سلاح کامل عمومی کرد
ایران یک کشور کارگر پذیر شد
مردم فقیر بودند اما محتاج نبودند
مردم قانع بودند
زنان حق تعیین سرنوشت خود را داشتند و کسی چه دولت چه مردم حق تعرض به حقوق زن را نداشتند
تورم در طول 37 سال سلطنت 1/10 دوره 30 ساله اینان رشد نکرد
همه به آینده امیدوار بودند که صاحب شغلی خواهند شد

و...
ایرانیان در جهان عزتی دیگر داشتند و پادشاهان کشورهایی چون اسپانیا و سوئد منت دیدار شاه را میکشدند
شاه رئیس و پایه گذار اوپک بود و زمانی که شاه حرف میزد رییس جمهورهای دیگر کشورها ساکت میشدند و با کمال میل گوش میدادند!


ایرانی که از جنگ جهانی دوم آسیب دیده بود و به اشغال 2 کشور در آمده بود بدون خونریزی از چنگ آنان درآورد طوری که سال 55 یکی از نمایندگان مجلس انگلیس گفته بود:مملکت داری را از شاه ایران بیاموزید!ایران ویران را در عرض 30سال از وضع قحطی زده و محتاج و اشغال شده به سطح خیلی خوبی رساند
ببینید اینان بعد30سال چه کاری انجام دادند؟
غیر از اینکه جا پای برنامه های شاه گذاشتند و البته به روش دوستی خاله خرسه؟
شما ببینید ایران مقروض از زمان قاجار و اشغال شده به وسیله دو قدرت جهانی در دهه 50 به چه اوجی رسید اما الان چه؟
او به پای شیطان بزرگ افتاد اما این روز هارا میدید!
تحریم ها
بد نامی ها
گرانی ها و...
شاه شبی در تلویزیون آمد و گفت :دیگر ما نفت مفت به چشم آبی ها نمیفروشیم( بخاطر اینکه ایران داشت یه قطب کشاورزی میشد)هنگامی که این را گفت ایران شد ایرانستان!دیگر اغتشاشات از بین نرفت!
یک بارعراق حمله کوچکی به ایران کرد که منجر به جنگ میشد
وزیر شاه رفت و آن را حل و فصل کرد و محمدرضا دو رکعت نماز شکر خواند که جنگی به وقوع نپیوست ومردم درگیر جنگ نشدند اما اینان پس از ارائه صلح از طرف عراق شعار دادند "راه قدس از کربلا میگذرد!
به قول ابراهیم نبوی شاه میکوشید یه مخالف را به موافق تبدیل کند اما اینان میکوشند یک مخالف را به دشمن تبدیل کنند
اما الان برای مبارزه با شیطان بزرگ به پای همه شیاطین کوچک افتادند
شاه آمد و گفت :مردم صدای انقلاب شمارا شنیدم گول اتحاد نامقدس "سرخ و سیاه"رانخورید
اما اینان جوانان مارا میکشند  و میگویند ما فقط صدای آنارشیسم میشنویم!!!


E_Dawo19.jpg

Dawood Beg Jaff with Mohammad Reza shah  Pahlawi
سالی یه بار برای تفریح به سویس میرفت اونم برای کسی که شاه یه مملکته چیزی نیست اما الان آقازاده ها با پول ملت دور دنیا میگردند و کسی هم نمیفهمه!
آقای ا.ن و دار ودسته اش در داخل مملکت طی سفرهای استانی خرجها تحمیل میکنند اما کسی نمیبینه
وی در فکر یک حکومت سکولار بود که متاسفانه هرجا هر کاری میکرد با فتوی های عجیب و غریب مواجه میشد
یه بار یه جشن 2500ساله برای معرفی تمدن و تاریخ ایران برای معرفی شاهانی چون داریوش و کوروش گرفت اما اینان هرساله به نام شام غریبان پولهایی چندین برابر آن جشن برپا میکنند
شاه یک وطن پرست و کوروش پرست بود که میخواست وفاق ملی را در این امر پیاده کند اما اینان مملکت را تبدیل کرده اند به کشور عرب زده!
تاریخ و فرهنگ و مفاخر عرب سوسمار مورد قبول است نه دیاکو وکوروش و داریوش!
http://www.ferdosi.com/Book/images/978-0-520253285.jpg
 
خامنه ای ها و رفسنجانی ها رجوی ها و... به زندان شاه افتادند و بیرون آمدند اما اینان به زندان میبرند و دیگر بیرون نمیایند!
کشورهای عربی جرات نفس کشیدن در برابر شاه را نداشتند اما الان هروز خوابی برای ما میبینند! تغییر نام خلیج فارس نادیده گرفتن مرزهای ایران ادعای مالکیت جزایر سه گانه و...
بقیه شو خودتون بگید
آخر سر هم آمریکا ژنرال هایزر را به ایران فرستاد تا کار حکومت پهلوی را تمام کند و موفق هم بود!ماموریتش انحلال کامل رژیم بود
حیف شد بچه ها! حیف!!!
 وی اشتباهات زیادی داشت که نه از روی خیانت و وطن فروشی بلکه بخاطر طبیعی بودن جائز الخطا بودن انسان انجام داد
اشتباهاتش در برابر جنایات

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀


یه روز یکی از دوستانم که تازه از فنلاند برگشته بود به من چیزی گفت که شاخ درآوردم.
گفت در یکی از پارکهای شهر هلسینکی جشنی برگزار شد که تعداد زیادی فنلاندی و تعداد کمی ایرانی در آن حضور داشتند
عکسهای شاه و پرچم شیر و خورشید و... نصب شده بودند
از یکی از ایرانی ها پرسیدم قضیه چیست؟
گفت قریب40سال پیش یک بار شاه ایران به فنلاند آمد و به افتخار حضور وی جشنی در این پارک برگزار شد و شاه و ثریا هم حضور داشتند.
و الان هم هرساله به افتخار آن روز جشنی در این پارک برگزار میشود
گفت همانجا گریه ام گرفت که گذشته و حال ما چقدر باهم فرق دارد!
الان هر جا میرویم بخاطر اینکه ا.ن رئیس جمهورم است با توهین با من برخورد میشود
الان ایرانی بودن یک جرم است
جرمی به معنی تروریست بودن!

عکس تاریخی>محمدرضاپهلوی و مارشال دوگل

 

img98.com Image Upload Center




همه کثافت کاریهای ایهارا از چشم مردم ایران میبینند!
بعضا گفته میشه که
  مردم به این خاطر به خیابان آمدند که در خفقان بسر میبردند!حال من سئوالی دارم آیا خفقان امروزبیشتر نیست؟پس چرا مردم به خیابان نمی آیند؟؟؟
آیا امروز مفهوم زندگی درک میشود؟ نه دوستان عزیز؛ مردم بخاطر توطئه غرب و خیانت کارتر به خیابان آمدند؛عکس امامشان را در ماه دیدند و ریش او را در بین صفحات قرآن یافتند!!! اینها هیچ ربطی به شاه نداشت ،گناه شاه فقط یک چیز بود که شهبانو بسیار درست به آن اشاره کردند:شاه آرزوها و نقشه هایش را برای سربلندی ایران با صدای بلند فریاد زد که دنیا تاب نیاورد و توطئه آغاز شد!!!چرا هیچ کشوری پذیرای شاه ایران نشد حتی نزدیکترینها به شاه! اگر به اینها فکر کنید پاسخ بسیاری از پرسشها را خواهی یافت!!!

محمد رضا پهلوی در كنار ملك الشعرای بهار

سایت بزرگ تفریحی آموزشی www.pcparsi.com



 شاه به ایران عشق می ورزید بنابراین او هم چون پدرش در لحظات سرنوشت ساز ایران را ترک گفت. محمد رضا شاه فقید آرزوهای بزرگی برای ایران در سر میپروراند
زمانی که به وی پیشنهاد دادند مردم یا تیرباران کنند
مخالفان را همه اعدام کنند و...
او گفت خیر اکثریت مردم ناراضی اند و من میروم

همه میدانند اگر شاه نمیرفت خمینی جرات نمیکرد به ایران بیاید و آن اغتشاشات اگر 10 سال دیگر هم طول میکشید شاه باز هم شاه باقی میماند اما او خود را پدر ایران میدانست و گفت :اشتباه کردیم آن مخالفان قبلی را هم از بین بردیم اینان فرزندان ایرانند!
شما ها به من گفتید اینان اندکی اغتشاش گر مزدور شوروی هستند اما اکثریت مخالفند پس من میروم.

37131.jpg



جمعی از زنان عشایر  در مراسم استقبال از رضا پهلوی

با تمام اشتباهاتی که داشت با تمام خفقانی که ضد "کمونیست" ها وجود داشت اما او یک نقشه اساسی داشت!
"بعد از انکه کارش با آمریکاییها تمام شود آنها را با اردنگی بندازد بیرون"
  با استفاده از انرژی اتمی آبهای روان را به طرف دشتهای ایران هدایت کند و ایران تبدیل به یک قطب کشاورزی شود و دیگر نفت را مفت به خارجیها نفروشد!
سال 57 بود که4000مهندس آلمانی برای اتمام نیروگاهها تا پایان سال به ایران آمدند اما دریغ که ...
یک حکومت نظامی قوی ایجاد کرده بود که کسی جرات نداشت به راحتی کار خلاف انجام بده اما الان در شرق و غرب کرور کرور ترور انجام میشه و مجرمان به راحتی آب خوردن با پلیس درگیر میشند
مردم ایران را خلع سلاح کامل عمومی کرد
ایران یک کشور کارگر پذیر شد
مردم فقیر بودند اما محتاج نبودند
مردم قانع بودند
زنان حق تعیین سرنوشت خود را داشتند و کسی چه دولت چه مردم حق تعرض به حقوق زن را نداشتند
تورم در طول 37 سال سلطنت 1/10 دوره 30 ساله اینان رشد نکرد
همه به آینده امیدوار بودند که صاحب شغلی خواهند شد

و...
ایرانیان در جهان عزتی دیگر داشتند و پادشاهان کشورهایی چون اسپانیا و سوئد منت دیدار شاه را میکشدند
شاه رئیس و پایه گذار اوپک بود و زمانی که شاه حرف میزد رییس جمهورهای دیگر کشورها ساکت میشدند و با کمال میل گوش میدادند!


ایرانی که از جنگ جهانی دوم آسیب دیده بود و به اشغال 2 کشور در آمده بود بدون خونریزی از چنگ آنان درآورد طوری که سال 55 یکی از نمایندگان مجلس انگلیس گفته بود:مملکت داری را از شاه ایران بیاموزید!ایران ویران را در عرض 30سال از وضع قحطی زده و محتاج و اشغال شده به سطح خیلی خوبی رساند
ببینید اینان بعد30سال چه کاری انجام دادند؟
غیر از اینکه جا پای برنامه های شاه گذاشتند و البته به روش دوستی خاله خرسه؟
شما ببینید ایران مقروض از زمان قاجار و اشغال شده به وسیله دو قدرت جهانی در دهه 50 به چه اوجی رسید اما الان چه؟
او به پای شیطان بزرگ افتاد اما این روز هارا میدید!
تحریم ها
بد نامی ها
گرانی ها و...
شاه شبی در تلویزیون آمد و گفت :دیگر ما نفت مفت به چشم آبی ها نمیفروشیم( بخاطر اینکه ایران داشت یه قطب کشاورزی میشد)هنگامی که این را گفت ایران شد ایرانستان!دیگر اغتشاشات از بین نرفت!
یک بارعراق حمله کوچکی به ایران کرد که منجر به جنگ میشد
وزیر شاه رفت و آن را حل و فصل کرد و محمدرضا دو رکعت نماز شکر خواند که جنگی به وقوع نپیوست ومردم درگیر جنگ نشدند اما اینان پس از ارائه صلح از طرف عراق شعار دادند "راه قدس از کربلا میگذرد!
به قول ابراهیم نبوی شاه میکوشید یه مخالف را به موافق تبدیل کند اما اینان میکوشند یک مخالف را به دشمن تبدیل کنند
اما الان برای مبارزه با شیطان بزرگ به پای همه شیاطین کوچک افتادند
شاه آمد و گفت :مردم صدای انقلاب شمارا شنیدم گول اتحاد نامقدس "سرخ و سیاه"رانخورید
اما اینان جوانان مارا میکشند
  و میگویند ما فقط صدای آنارشیسم میشنویم!!!


E_Dawo19.jpg

Dawood Beg Jaff with Mohammad Reza shah  Pahlawi
سالی یه بار برای تفریح به سویس میرفت اونم برای کسی که شاه یه مملکته چیزی نیست اما الان آقازاده ها با پول ملت دور دنیا میگردند و کسی هم نمیفهمه!
آقای ا.ن و دار ودسته اش در داخل مملکت طی سفرهای استانی خرجها تحمیل میکنند اما کسی نمیبینه
وی در فکر یک حکومت سکولار بود که متاسفانه هرجا هر کاری میکرد با فتوی های عجیب و غریب مواجه میشد
یه بار یه جشن 2500ساله برای معرفی تمدن و تاریخ ایران برای معرفی شاهانی چون داریوش و کوروش گرفت اما اینان هرساله به نام شام غریبان پولهایی چندین برابر آن جشن برپا میکنند
شاه یک وطن پرست و کوروش پرست بود که میخواست وفاق ملی را در این امر پیاده کند اما اینان مملکت را تبدیل کرده اند به کشور عرب زده!
تاریخ و فرهنگ و مفاخر عرب سوسمار مورد قبول است نه دیاکو وکوروش و داریوش!
http://www.ferdosi.com/Book/images/978-0-520253285.jpg
 
خامنه ای ها و رفسنجانی ها رجوی ها و... به زندان شاه افتادند و بیرون آمدند اما اینان به زندان میبرند و دیگر بیرون نمیایند!
کشورهای عربی جرات نفس کشیدن در برابر شاه را نداشتند اما الان هروز خوابی برای ما میبینند! تغییر نام خلیج فارس نادیده گرفتن مرزهای ایران ادعای مالکیت جزایر سه گانه و...
بقیه شو خودتون بگید
آخر سر هم آمریکا ژنرال هایزر را به ایران فرستاد تا کار حکومت پهلوی را تمام کند و موفق هم بود!ماموریتش انحلال کامل رژیم بود
حیف شد بچه ها! حیف!!!
 وی اشتباهات زیادی داشت که نه از روی خیانت و وطن فروشی بلکه بخاطر طبیعی بودن جائز الخطا بودن انسان انجام داد
اشتباهاتش در برابر جنایات

 

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

بنام خداي يکتا



يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد... پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد

پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود

پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزكي به همان بدي يك زخم شفاهي است.

دوست ها واقعاً جواهر هاي كميابي هستند ، آنها مي توانند تو را بخندانند و تو را تشويق به دستيابي به موفقيت نمايند. آنها گوش جان به تو مي سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها هميشه مايل هستند قلبشان را به روي ما بگشايند»

اين هفته ، هفته دوستيابي ملي است، به دوستانتان نشان دهيد چقدر براي آنها ارزش قائل هستيد.

يك نسخه از اين نوشته را براي هركسي كه او را بعنوان دوست مي شناسيد بفرستيد.

شما دوست من هستيد و من به شما افتخار مي كنم.


لطفاً اگر من در گذشته در ديوار شما حفره اي ايجاد كرده ام مرا ببخشيد

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

جمله ادبي



اينجا آسمان ابريست، آنجا را نميدانم ... اينجا شده پائيز، آنجا را نميدانم ... اينجا فقط رنگ است، آنجا را نميدانم ... اينجا دلي تنگ است، آنجا را نميدانم.

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدايا مرا ببخش

هي با خود فکر مي کنم، چگونه است که ما در اين سر دنيا، عرق مي ريزيم و وضع مان اين است و آنها در آن سر دنيا، عرق مي خورند و وضع شان آن است! ... نمي دانم، مشکل در نوع عرق است يا در نوع ريختن و خوردن

دکتر شريعتي

خوشبختي ما در سه جمله است


تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم


حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا


دكتر علي شريعتي

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

داستان مدرسه


يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ي كتابهايش را با خود به خانه مي برد.

با خودم گفتم: 'كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. حتما ً اين پسر خيلي بي حالي است!'

من براي آخر هفته ­ام برنامه‌ ريزي كرده بودم. (مسابقه‌ي فوتبال با بچه ها، مهماني خانه‌ي يكي از همكلاسي ها) بنابراين شانه هايم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌

همينطور كه مي رفتم،‌ تعدادي از بچه ها رو ديدم كه به طرف او دويدند و او را به زمين انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روي خاكها افتاد.

عينكش افتاد و من ديدم چند متر اونطرفتر، ‌روي چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش يه غم خيلي بزرگ ديدم. بي اختيار قلبم به طرفش كشيده شد و بطرفش دويدم. در حاليكه به دنبال عينكش مي گشت، ‌يه قطره درشت اشك در چشمهاش ديدم.

همينطور كه عينكش را به دستش مي‌دادم، گفتم: ' اين بچه ها يه مشت آشغالن!'

او به من نگاهي كرد و گفت: ' هي ، متشكرم!' و لبخند بزرگي صورتش را پوشاند. از آن لبخندهايي كه سرشار از سپاسگزاري قلبي بود.

من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسيدم كجا زندگي مي كنه؟ معلوم شد كه او هم نزديك خانه‌ي ما زندگي مي كند. ازش پرسيدم پس چطور من تو را نديده بودم؟

او گفت كه قبلا به يك مدرسه‌ي خصوصي مي رفته و اين براي من خيلي جالب بود. پيش از اين با چنين كسي آشنا نشده بودم..... ما تا خانه پياده قدم زديم و من بعضي از كتابهايش را برايش آوردم.

او واقعا پسر جالبي از آب درآمد. من ازش پرسيدم آيا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازي كند؟ و او جواب مثبت داد.

ما تمام اخر هفته را با هم گذرانديم و هر چه بيشتر مارك را مي شناختم، بيشتر از او خوشم مي‌آمد. دوستانم هم چنين احساسي داشتند.

صبح دوشنبه رسيد و من دوباره مارك را با حجم انبوهي از كتابها ديدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهي عضلات قوي پيدا مي كني،‌با اين همه كتابي كه با خودت اين طرف و آن طرف مي بري!' مارك خنديد و نصف كتابها را در دستان من گذاشت..

در چهار سال بعد، من و مارك بهترين دوستان هم بوديم. وقتي به سال آخر دبيرستان رسيديم، هر دو به فكر دانشكده افتاديم. مارك تصميم داشت به جورج تاون برود و من به دوك.

من مي دانستم كه هميشه دوستان خوبي باقي خواهيم ماند. مهم نيست كيلومترها فاصله بين ما باشد..

او تصميم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خريد و فروش لوازم فوتبال بروم.

مارك كسي بود كه قرار بود براي جشن فارغ التحصيلي صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نيستم در آن روز روبروي همه صحبت كنم.

من مارك را ديدم. او عالي به نظر مي رسيد و از جمله كساني به شمار مي آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبيرستان پيدا كنند.

حتي عينك زدنش هم به او مي آمد. همه‌ي دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهي من بهش حسودي مي كردم!

امروز يكي از اون روزها بود. من ميديم كه براي سخنراني اش كمي عصبي است. بنابراين دست محكمي به پشتش زدم و گفتم: ' هي مرد بزرگ! تو عالي خواهي بود!'

او با يكي از اون نگاه هايش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعي) و لبخند زد: ' مرسي'.

گلويش را صاف كرد و صحبتش را اينطوري شروع كرد: ' فارغ التحصيلي زمان سپاس از كساني است كه به شما كمك كرده اند اين سالهاي سخت را بگذرانيد. والدين شما، معلمانتان، خواهر برادرهايتان شايد يك مربي ورزش.... اما مهمتر از همه، دوستانتان....

من اينجا هستم تا به همه ي شما بگويم دوست كسي بودن، بهترين هديه اي است كه شما مي توانيد به كسي بدهيد. من مي خواهم براي شما داستاني را تعريف كنم.'

من به دوستم با ناباوري نگاه مي كردم، در حاليكه او داستان اولين روز آشناييمان را تعريف مي كرد. به آرامي گفت كه در آن تعطيلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالي كرده تا مادرش بعدا ً وسايل او را به خانه نياورد.

مارك نگاه سختي به من كرد و لبخند كوچكي بر لبانش ظاهر شد.

او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پيدا كردم. دوستم مرا از انجام اين كار غير قابل بحث، باز داشت.'

من به همهمه‌ اي كه در بين جمعيت پراكنده شد گوش مي دادم، در حاليكه اين پسر خوش قيافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ي سست ترين لحظه هاي زندگيش توضيح مي داد.

پدر و مادرش را ديدم كه به من نگاه مي كردند و لبخند مي زدند. همان لبخند پر از سپاس.

من تا آن لحظه عمق اين لبخند را درك نكرده بودم.

هرگز تاثير رفتارهاي خود را دست كم نگيريد. با يك رفتار كوچك، شما مي توانيد زندگي يك نفر را دگرگون نماييد: براي بهتر شدن يا بدتر شدن.

خداوند ما را در مسير زندگي يكديگر قرار مي دهد تا به شكلهاي گوناگون بر هم اثر بگذاريم.

دنبال خدا، در وجود ديگران بگرديم.

حالا شما دو راه براي انتخاب داريد:

1) اين نوشته را به دوستانتان نشان دهيد،

2) يا آن را پاك كنيد گويي دلتان آن را لمس نكرده است.

همانطور كه مي بينيد، من راه اول را انتخاب كردم.

' دوستان،‌ فرشته هايي هستند كه شما را بر روي پاهايتان بلند ميكنند، زماني كه بالهاي شما به سختي به ياد مي‌آورند چگونه پرواز كنند.'

هيچ آغاز و پاياني وجود ندارد....

ديروز،‌ به تاريخ پيوسته،

فردا ، رازي است ناگشوده،

اما امروز يك هديه است
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

آرزوي کافي براي تو مي کنم



هواپيما درحال حرکت بود و آنها در ورودي کنترل امنيتي همديگر را بغل کردند و مادر گفت: " دوستت دارم و آرزوي کافي براي توميکنم." دختر جواب داد: " مامان زندگي ما باهم بيشتر از کافي هم بوده است. محبت تو همه آن چيزي بوده که من احتياج داشتم.. من نيز آرزوي کافي براي توميکنم .."
آنها همديگر را بوسيدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره اي که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ايستاد و مي توانستم ببينم که مي‌خواست و احتياج داشت که گريه کند. من نمي‌خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولي خودش با اين سؤال اينکار را کرد: " تا حالا با کسي خداحافظي کرديد که مي‌دانيد براي آخرين بار است که او را مي‌بينيد؟ " جواب دادم: " بله کردم. منو ببخشيد که فضولي مي‌کنم چرا آخرين خداحافظي؟ "
او جواب داد: " من پير و سالخورده هستم او در جاي خيلي دور زندگي مي‌کنه. من چالش‌هاي زيادي را پيش رو دارم و حقيقت اينست که سفر بعدي او براي مراسم دفن من خواهد بود . "
"وقتي داشتيد خداحافظي مي‌کرديد شنيدم که گفتيد " آرزوي کافي را براي تو مي‌کنم. " مي‌توانم بپرسم يعني چه؟ "
او شروع به لبخند زدن کرد و گفت: " اين آرزويست که نسل بعد از نسل به ما رسيده.. پدر و مادرم عادت داشتند که اينرا به همه بگن." او مکثي کرد و درحاليکه سعي مي‌کرد جزئيات آنرا بخاطر بياورد لبخند بيشتري زد و گفت: " وقتي که ما گفتيم " آرزوي کافي را براي تو مي‌کنم. " ما مي‌خواستيم که هرکدام زندگي اي پر از خوبي به اندازه کافي که البته مي‌ماند داشته باشيم. " سپس روي خود را بطرف من کرد و اين عبارتها را که در پائين آمده عنوان کرد :
"آرزوي خورشيد کافي براي تو مي‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اينکه روز چقدر تيره است.
آرزوي باران کافي براي تو مي‌کنم که زيبايي بيشتري به روز آفتابيت بدهد .
آرزوي شادي کافي براي تو مي‌کنم که روحت را زنده و ابدي نگاه دارد .
آرزوي رنج کافي براي تو مي‌کنم که کوچکترين خوشي‌ها به بزرگترينها تبديل شوند .
آرزوي بدست آوردن کافي براي تو مي‌کنم که با هرچه مي‌خواهي راضي باشي .
آرزوي از دست دادن کافي براي تو مي‌کنم تا بخاطر هر آنچه داري شکرگزار باشي .
آرزوي سلام‌هاي کافي براي تو مي‌کنم که بتواني خداحافظي آخرين راحتري داشته باشي ."
بعد گريه كرد و از آنجا رفت

.
مي گويند که تنها يک دقيقه طول مي‌کشد که دوستي را پيدا کنيد? يکساعت مي‌کشد تا از او قدرداني کنيد اما يک عمر طول مي‌کشد تا او را فراموش کنيد

پس

از زندگي لذت ببريد

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

فرق زنا و ازدواج موقت.....

 

امام علی (ع) : اگر عمر  ازدواج موقت را حرام نکرده بود ، جز بدبخت ترین انسانها کسی دست به زنا نمی زد


پیامبر اعظم (ص) می فرمایند :

ای جوان ازدواج کن و زنا مکن ، زیرا زنا ایمان را از قلب تو بیرون می برد .


آیا فرق ازدواج موقت با زنا ، فقط خواندن صیغه عقد است ؟

خیر ، بعضی از فرق های ازدواج موقت با زنا :


1 - در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما می توان زنی را مجبور به زنا کرد .


2 - در ازدواج موقت امکان آمیزش جنسی دسته جمعی نیست ، اما در زنا هر تعداد پسر می توانند با یک دختر آمیزش کنند و بر عکس .


3 - در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.


4 - در ازدواج موقت پس از پایان زمان مقرر زن و مرد به هم نا محرم می شوند اما در زنا زن و مرد می توانند تا ابد به هم محرم باشند.


5 - در ازدواج موقت مهریه باید پرداخته شود اما در زنا مرد می تواند بدون پرداخت مهریه به کار خود مشغول شود .


6 - در ازدواج موقت در صورتی که نزدیکی صورت بگیرد ، پس از تمام شدن مدت ، زن باید چهل و پنج روز و یا به اندازه دو حیض کامل ، عده نگه دارد ( از ازدواج با مردان دیگر پرهیز نماید ) اما در زنا زن پس از اتمام نزدیکی می تواند با مرد دیگری نزدیکی کند .


7 - در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است .


8 - در ازدواج موقت دختران باکره زیر 9 سال ( نابالغ ) و دختران باکره دیوانه ، نیاز به اجازه پدر یا جد پدری است ، اما در زنا دختران دیوانه و نابالغ به راحتی راضی به همبستری مخفیانه می شوند .

9 – ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .


10 – کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود


׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

هنر برقراري ارتباط

جـمـع کـثـیری از مـدیران بـرجسـته بـا اتکا به برنامه ریزی و بـرخورداری از مهارت هـای اجـرایی از نـردبـان شـغـلی بـالاآمـده اند. اما برتری آنـهایی کـه هـمـیشه در صـدر هسـتند تـوانـایـی فـوق الـعـاده شـان در بـرقـراری ارتـبـاط با سایرین است.

در هنگام تاسیس یک شرکت موارد مختلفی در نظر گرفته میشود که یکی از آنها مهارتهای اجرایی است. موسسات و ارگان هـا بـرای ایــجاد این توانایی در میان کارمندان خود شعب مختلفی را بـصـورت غیر ضروری به این امر اختصاص مـی دهـنـد و در مـقـابـل هیـچ هــزینه ای را صرف ارتباطات عـمـومی نـمی کنند.

البته این بدان معنا نیست که اقشارمـخـتــلف جامعه، رسانه های گروهی و سرمایه گذاریها برروی ارتباطات امری بلا استفاده و بی مورد به شمار می رود بلکه برعکس اولین رکن اساسی برای دستیابی به موفقیت در هر شرکتی قابلیت انتقال عقاید و اهداف و خدمات آن به مراجعین می باشد و برای توسعه شرکت می بایست بالاجبار بر روی ارتباطات به طور گسترده حساب باز کرد.

همانطور که مشاهده می کنید، در این قسمت دو مولفه اصلی وجود دارد: ارتباطات و زمانبندی. در این مقاله نکاتی پیرامون بهبود مهارت های ارتباطی و روابط عمومی در سطوح مختلف توسعه یک موسسه و یا هر ارگان دیگر فراهم آمده است.

پیش از اینکه دست به اقدام هر گونه کاری بزنید اهداف اصلی خود را مشخص کنید. سپس آنها را به صورت تیتروار و کلاسه شده به دفتر سرپرست بخش ببرید و یا به نشانی آدرس الکترونیکی او بفرستید. لازم است که بدانید چه مطلبی را می خواهید انتقال دهید، اگر مطلبی برای خود شما واضح نباشد چطور می توانید از دیگران انتظار داشته باشید که متوجه آن بشوند.

این امر از اصول اولیه ارتباطات به شمار می رود. اما متاسفانه بسیاری از افراد توانایی رعایت آنرا در امور روزمره شغلی خود ندارند. مپرسید چرا؟

خوب، به 2 دلیل:

1- به طور ارادی، اغلب افراد خط پایان را در ذهن خود مجسم می کنند اما از تجسم راه رسیدن به آن عاجز هستند.

به صورت ناخودآگاه انسانها به طور قطع تنها با تکیه بر عقاید شخصی خود از مسیر مستقیم منحرف خواهند شد. ما به اعتبار، مقام و منزلت خود اطمینان کامل داریم و تصور می کنیم به هر طریقی که پیام خود را انتقال دهیم، نتیجه مطلوب از آن ماست. چنین تصوری یکی از مخاطره آمیز ترین موانع در مسیر استیلا و ارتقا فرد به درجات بالاتر به شمار می رود. هنگامیکه بر طبق عقاید خود بر روی نتیجه حساب باز می کنید در حالیکه واقعیت چیز دیگری است به ناچار از فتح خط پایان در می مانید. بنابراین داشتن اجحاف کامل نسبت به مطلب مورد نظر امری ضروری در راه مقابله با موانع موجود می باشد.

مفهوم اصلی گفته های خود را بر روی یک تکه کاغذ یادداشت کنید و آنرا به کناری بگذارید، روز بعد دوباره به آن مراجعه کنید و یکبار دیگر آنها را مرور کنید. هدف نهایی با توجه به خواستهای شما شکل می گیرد و مسیرهای مختلف برای رسیدن به آن پدیدار می شود. پس لازم است که زمانی را به مرور نکات کلیدی اختصاص دهید تا با آمادگی کامل به سمت هدف حرکت کرده، با موانع روبرو شوید و آنها را از بین برده و تمام تمرکز خود را بر روی نتیجه نهایی معطوف کنید.

2- اگرچه این کار مشکلی است اما متاسفانه بسیاری از صاحبان کالا و مشاغل توانایی تمیز دادن خودشان را از افکار و عقاید شخصی شان ندارند.

بارها و بارها از خود سوال می کنند که چگونه می توانند بر روی دیگران ( چه اشخاص و چه شرکتها) تاثیر گذار واقع شده و خواست هایشان را بیان کنند.

به خاطر داشته باشید که هر چقد بیشتر بتوانید به داخل ذهن افراد نفوذ کنید، خیلی سریعتر می توانید آنها را در مورد پذیرش شرایط خود متقاعد کنید. البته منظور من این نیست که ذهن و افکار آنها را به بازی بگیرید، بلکه باید بدانید که نیازهای مراجعین چیست و یا به عبارت دیگر طرف مقابل خود را به خوبی بشناسید.

بیشتر افرادی که در یک شرکت و یا کارخانه کار می کنند، اهداف نسبتا مشابهی را دنبال می کنند و پایداری آنها در مواجهه با مشکلات مختلف تقریبا یکسان می باشد. به همین دلیل است که زمانیکه نظری مطرح می شود نتیجه کم وبیش یکسانی را در بر دارد.

قصد و نیت شما چیست؟

شما باید همیشه افکار خوب، زبان خوب و نیات خوب داشته باشید. تنها راه پیروزی و از بین بردن شک و تردید در طرف مقابل از این راه میسر خواهد شد. اهداف پر فضیلت را مد نظر خود قرار دهید و در راه رسیدن به آنها گام هایی از روی درستکاری بردارید. مردم هنگامی نیات شما را قبول دارند که به سخنان شما اعتماد داشته باشند و برای اینکه گفته های شما مورد قبول افراد شکاک قرار گیرد شما در وهله اول باید افکار درستی داشته باشید. بله، البته خیلی طبیعی است که میوه ممنوعه شما را اغوا کند و شما دچار وسوسه های شیطانی شوید، اما سعی کنید تا هیچ گاه مرتکب عملی نشوید که باعث شود صداقت شما زیر سوال رود. هنگامیکه توانایی رسیدن به اهداف را تنها با رعایت اصول اخلاقی پیدا کردید می توانید میوه ها و ثمره های ارزشمندتری را بدست آورید.

باید در زندگی خود پیروی از اصول اخلاقی را به صورت یک قانون در آورید. تنها راه موفقیت در کسب و کار و تجارت، توسعه منابع موجود بدون وجود وسوسه و فریب می باشد. گذشته از همه این ها اگر چنین مواردی را رعایت کنید روزی که نوبت به بررسی پرونده کاری شما می رسد و سرپرست بخش و یا کارفرما قصد تعیین حقوق و مزایای شما را داشته باشند با اعتماد به نفس کامل در جلسه مذکور حاضر خواهید شد. برای اینکه از درستی اعمال خود اطمینان کامل حاصل کنید در تمام مراحل زندگی خود با اتکا به نیروی ایمان و تقوی پیش روید تا در روز حساب در آرامش کامل به سر برید و هیچ گونه ترسی به دل راه ندهید.

شما باید همیشه نسبت به افراد دیگر نقطه نظر مثبت داشته باشید و برای آنها بهترین ها را آرزو کنید. تمام شکست ها و پیروزی ها ارتباط مستقیم با گفته ها و نیات درونی شما دارند. یک مدیر اجرایی اگر از مهارت های ارتباطی پایینی برخوردار باشد بدون شک در شغل خود موفق نخواهد بود، زیرا توانایی های او در انتقال مفاهیم کلیدی محدود است. مطمئن باشید که با زور و اجبار هیچ کاری از پیش نخواهد رفت. حال چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی؟

موقعیت شناس باشید؟

یکی دیگر از مولفه های حیاتی برای ایجاد موفقیت به هنگام برقراری ارتباط درک مناسب از فضا و محیطی است که در آن به سر می برید. شاید به کار گیری یک روش خاص ارتباطی در مراحل اولیه کار، موفقیت را برای شما به ارمغان آورد اما ممکن است به کار گیری همان روش در مراحل بعدی خسارت های جبران ناپذیری را به کل مجموعه وارد آورد. به عبارت دیگر در نظر گرفتن مراحل رشد یک سازمان از اصول بنیادین موفقیت به شمار می رود.

مدیران اجرایی و مدیران روابط عمومی در ساختار یک شرکت منعکس کننده دو قطب مجزا هستند. شاید به عقیده بسیاری از افراد وظیفه مدیران اجرایی خطیرتر باشد، اما این نظر فاقد هر گونه استدلال علمی است. با رشد و توسعه شرکت، مدیریت در صورتی موفق خواهد شد که روابط عمومی قوی باشد. بدون وجود ارتباطات موثر شرکت وارد بیراهه خواهد شد و متاسفانه در بسیاری از موارد ما شاهد چنین اشتباهاتی هستیم. مشکل زمانی محسوس می شود که شرکت مورد نظر به اندازه کافی بزرگ باشد، زیرا باید زمان و هزینه بیشتری صرف شود تا خسارات وارده جبران گردند و امکان دارد که تا آن زمان کشتی به کلی به گل نشیند.

اگر می خواهید مدیر موفقی باشید، چه در راس یک بخش چه در یک سازمان بزرگ، باید نسبت به تمام نکات اجرایی آگاهی کامل داشته باشید اما در عین حال از مقوله روابط عمومی و ارتباطات نیز غافل نشوید. اگر به خوبی توجه کرده باشید، باید به این نتیجه رسیده باشید که تمام ابزار مورد نیاز برای رسیدن به موفقیت در دستان شما قرار دارد و آن چیزی نیست جز "ارتباطات". لازم نیست که بر روی یک میز بلند بایستید و مرتب داد و فریاد راه بیندازید. کاری که باید انجام دهید این است که نسبت به همه چیز آکاهی داشته باشید. شما باید بدانید که در حال حاضر هر یک از کارکنانتان کجا هستند و مشغول انجام دادن چه کاری هستند. باید توانایی انتقال پیام خود را به دیگران داشته باشید. با توجه به شرایط محیط پیرامون شما ابزار و توانایی ها تغییر پیدا می کنند.

اگر احساس می کنید که شرکت با سرعت خیلی زیادی به جلو پیش می رود و متغیرهای ناپایدار بسیاری در اطراف شما به چشم می خورند بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید "دست نگه داشتن" است. حتی ترجیحا می توانید یک گام به سمت عقب نیز بردارید تا اتفاقات پیش روی خود با دید بازتری ببینید. دلیل موفقیت بسیاری از کارفرمایان بزرگ چیزی جز این نیست. آنها تیرهای خود را بیهوده به هدر نمی دهند. اول دامنه دید کامل را بدست می آورند، هدف گیری کرده و در آخر گلوله را شلیک می کنند. این کار زمان بیشتری را برای تفکر در اختیار آنها قرار می دهد.


از همین حالا برقراری ارتباطات را شروع کنید

شاید خیلی ها این توانایی را نداشته باشند که در آن واحد هم از عهده امور اجرایی برایند و هم ارتباطی. پس بهتر است که واقع گرا باشید. این مرحله درست زمانی است که هیئت نمایندگانتان به کمک شما خواهند شتافت. از پاره ای امور دست بکشید و وظیفه انجام آنها را به عهده دیگران بگذارید. این عمل خود نوعی برقراری ارتباط به شمار می رود. هنگامیکه مسئولیت ها کمتر شوند دید شما نسبت به مسائل مختلف بازتر شده و توانایی تحلیل و بررسی دیدگاههای مختلف را بدست می آورید و تصاویر بزرگتری در ذهن شما نقش می بندند.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

آیا میدانستید؟مردانی که با زنان باهوش ازدواج می‌کنند، شادترند!




تحقیقات جدید نشان می‌دهد مردانی که با زنان باهوش ازدواج می‌کنند عمر طولانی‌تر و زندگی بهتری دارند. در این تحقیق که روی بیش از 1.5 میلیون نفر انجام شد مشخص شد میزان تحصیلات زنان بسیار بیشتر از مردان روی کیفیت زندگی و داشتن عمر طولانی‌تر مؤثر است.

محققان این بررسی معتقدند زنانی که دارای تحصیلات بالاتر هستند بیش از دیگر زنان از رژیم‌های غذایی سالم، درمان‌های پزشکی و رعایت نکات بهداشتی مطلع هستند و به همین دلیل می‌توانند کیفیت زندگی همسر و فرزندان خود را به‌طور قابل توجهی بهبود ببخشند.

زنان به‌طور سنتی بیش از مردان وظایف خانه و خانواده را به دوش می‌کشند و به همین دلیل میزان تحصیلات زنان بیشتر از مردان روی کیفیت زندگی مؤثر است. برای مثال در صورتی که زنان اطلاعات کافی در مورد مواد غذایی و خواص آن داشته باشند می‌توانند رژیم غذایی سالم‌تری برای خانواده خود فراهم کنند و به این ترتیب به سلامت اعضای خانواده کمک کنند.

زنانی که تحصیلات بالاتری دارند همچنین اطلاعات کامل‌تری در مورد داروها و مسائل بهداشتی دارند که این موضوع می‌تواند کمک بسیار مؤثری به پیش‌گیری از بیماری‌ها در میان اعضای خانواده کند.

این تحقیق با استفاده از مطالعه‌ای که در سال 1990 روی بیش از 5/1‌میلیون سوئدی که بین 30 تا 59 سال سن داشتند، این مطالعه که نزدیک به 13 سال به طول انجامیده بود علت‌های گوناگون مرگ را که شامل سرطان، بیماری‌های قلبی و سکته و مانند این‌ بود بررسی می‌کرد.

این تحقیقی که در نشریات بیماری‌های عفونی به چاپ رسیده است نشان می‌دهد در مورد زنان میزان تحصیلات بالاتر تأثیر بسیار بیشتری روی بهبود زندگی مردان و افزایش طول عمر آنها دارد، این در حالی است که در مورد مردان میزان درآمد ماهانه اهمیت بیشتری برای داشتن زندگی بهتر دارد.

تحقیقات نشان می‌دهد درآمد مناسب مردان می‌تواند میزان مرگ و میر را هم برای زن و هم برای خود مرد کاهش دهد که این بدان دلیل است که مردان مسئولیت تأمین هزینه زندگی و مایحتاج خانواده را دارند.

این بررسی‌ها نشان می‌دهد مردانی که با زنان دارای تحصیلات دبیرستانی ازدواج می‌کنند نسبت به مردانی که با زنان دارای تحصیلات دانشگاهی ازدواج می‌کنند با احتمال 25 درصد بیشتر دچار مرگ زودرس می‌شوند.

زنان تحصیل‌کرده سریع‌تر متوجه بیماری‌ در بین اعضای خانواده و همسر خود می‌شوند و نسبت به مسائل پزشکی توجه بیشتری نشان می‌دهند. تحصیلات زنان روی مرگ و میر خودشان هم تأثیر بسیار بالاتری دارد به‌طوری که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت زنان دارای تحصیلات مدرسه‌ای 53 درصد بیشتر در خطر مرگ زوهنگام هستند.

پروفسور الن ماریون دیویس از دانشکده بهداشت عمومی انگلستان در این باره گفت این تحقیقات نشان می‌دهد شیوه زندگی، طول عمر، سلامت و تحصیلات تا چه حد به یکدیگر وابسته هستند. به همین دلیل می‌توان با بالا بردن سطح عمومی تحصیلات در یک جامعه طول عمر را افزایش داده و جامعه‌ای سالم‌تر داشته باشیم.

در تحقیقی که توسط دانشگاه ملی استرالیا به انجام رسیده بود نیز نتایج مشابهی در این زمینه به دست آمد. این محققان متوجه باشند ازدواج به‌طور کلی میزان رضایت از زندگی را افزایش می‌دهد. میزان این افزایش در مردان بسیار بیشتراست به‌طوری که مردان بعد از ازدواج به میزان 135 درصد بیشتر نسبت به دوران مجردی شادتر هستند. اگر چه این آمار در مورد زنان کم‌تر است به‌طوری که میزان افزایش رضایت آنها نزدیک به 54 درصد بود.

در این تحقیقات همچنین مشخص شد به ازای هر سالی که به تحصیلات زنان اضافه می‌شود میزان رضایت و شادی مردان از زندگی مشترک نزدیک به 8 درصد افزایش پیدا می‌کند، به این ترتیب می‌توان گفت مردی که با یک زن لیسانسه ازدواج کند نسبت به مردی که با زنی با تحصیلات غیر دانشگاهی ازدواج کند 32 درصد شادتر است.

اگرچه این تحقیقات نشان می‌دهد این موضوع در مورد زنان صادق نیست و تحصیلات مردان تأثیر زیادی در رضایت زنان از زندگی ندارد، بلکه فاکتور مهم در این زمینه سطح و منزلت اجتماعی، موفقیت و موقعیت شغلی و میزان درآمد است.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

6 تصویر زیبا از دنیای علم

در جهانی که محیط زیست به یکی از مهمترین بحرانها تبدیل شده است، فناوریهای روز نیز به گونه‌ای با این بحران و شیوه‌های رفع آن انطباق پیدا کرده‌اند. نمونه جالب توجه این فناوریها لپ تاپ کاغذی است که طرح آن توسط یک طراح خلاق ارائه شده است.

لپ تاپ کاغذی حاصل از کاغذهای بازیافت شده


لپ تاپ کاغذی که از کاغذهای بازیافت شده ساخته شده است و می‌توان هر یک از سطوح آسیب دیده آن را به راحتی تعویض و پس از پایان عمر مفید لپ تاپ به کلی آن را از بین برد.

پنگوئن‌های بیونیکی که به تنهایی قادرند در اعماق آب شنا کنند
این روباتها دارای ردیاب صوتی هوشمند سه بعدی هستند که می‌تواند هر یک از آنها را به صورت مستقل هدایت کرده و از برخورد آنها با یکدیگر جلوگیری کند

یکی از شهاب سنگهای درخشان شهاب باران سالانه اسدی
یکی از شهاب سنگهای درخشان شهاب باران سالانه اسدی که طی هفته گذشته آسمان زمین را نور باران کرد.نقطه اوج این شهاب باران در 17 نوامبر و زمانی رخ داد که زمین از میان غبارهای دنباله ستاره تمپل ـ تاتل عبور کرد.

روبات بازیگر
روبات بازیگر یکی از بازیگران تئاتر قرن بیست و یکمی «رویای نیمه شب تابستان» اثر ویلیام شکسپیر است که در آن نقش یک پری را به عهده خواهد داشت. دانشمندان روباتیک با اجرای این تئاتر قصد معرفی بیشتر روباتها به انسانها را داشته و نحوه تعامل انسانها را نسبت به روباتهای مورد بررسی قرار دهند
یوفویی طبیعی و درخشان در آسمان
یوفوی طبیعی و درخشان در آسمان پدیده طبیعی ابری عدسی شکل است که توهم حضور یوفوها را برای بسیاری از انسانها به وجود می‌آورد
انگشت بریده شده گالیله
انگشت بریده شده گالیله دانشمند قرن 17 میلادی که توسط یک کلکسیونر یافت شده است. این انگشت به همراه یک دندان و انگشت شست و چند مهره در هنگام مراسم تدفینی که 95 سال پس از مرگ گالیله انجام شد، توسط دانشمندان از بدن وی جدا شده و سالها در دست کلکسیونرهای مختلف چرخیده است.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

ستاره زن رپ فرانسه مسلمان شد!




گفته می‌شود "دیامز" ستاره سرشناس رپ در فرانسه مدتی پیش به دین مبین اسلام گروید اما وی تاكنون حاضر به اعلام رسمی و علنی این مسأله نشده است. این در حالیست كه مجله‌های مشهور فرانسه در شماره‌های اخیر خود مسلمان شدن "دیامز" را تأیید كرده اند.

مجله فرانسوی "قالا" كه اهمیت زیادی به انتشار اخبار مربوط به چهره‌های سرشناس هنری و موسیقی می دهد، در شماره این هفته خود پس از تأیید خبر مسلمان شدن "دیامز"، به نقل از یكی از نزدیكان این ستاره سرشناس نوشت: به نظر می رسد "دیامز" برای مشكلات روحی و عاطفی خود چیزی را در دین اسلام یافته كه در هیچ یك از دیگر ادیان نیافته است.
این مجله فرانسوی در ادامه نوشت: "میلانی جورجیادیز" معروف به "دیامز" در چند وقت اخیر و به وی‍ژه پس از شهرت یافتن، دچار مشكلات روحی - روانی و عاطفی بسیار زیادی شده بود و از آن به شدت رنج می برد همین امر موجب شد گوشه گیر شده و كمتر در ملأ عام ظاهر شود.



"دیامز" 29 ساله كه در سنین كودكی پدر و مادرش از هم جدا شدند، دوران كودكی سختی را سپری كرد. وی در سن 15 سالگی به یك خودكشی ناموفق اقدام ورزید. پس از گرویدن به دین مبین اسلام گفت:‌ برای درمان مشكلات روحی - روانی خود به پزشكان زیادی مراجعه كردم اما هیچ یك از آنان نتوانست مرا درمان كند. راه حل درمان این بیماری را در دین یافتم. چیزی كه دنبالش بودم را در شهرت و ثروت نیافتم، به خدا روی آوردم و آن را نزد خدا یافتم.

گفتنی است "دیامز" از پدری یونانی و مادری فرانسوی در آتن پایتخت یونان متولد شد. در چهار سالگی به همراه والدینش برای ادامه زندگی به پاریس رفت و در یكی از محله های ساده و فقیرنشین این شهر سكنی گزید. وی خوانندگی را از سال 1994 میلادی در یك گروه خوانندگی جوانان آغاز كرد اما به دلیل استعداد زیادش توانست طی مدت زمان چند سال به شهرت برسد. او دارای شخصیتی قوی و صدایی ویژه است.

برخی از دوستان و نزدیكان "دیامز" علت مسلمان شدنش را معاشرت زیاد وی با فرانسوی‌های آفریقایی تبار كه بیشترشان مسلمان هستند، عنوان می كنند. از دوستان بسیار نزدیك مسلمان وی، "آمال بنت" خواننده فرانسوی مراكشی تبار و "جمال دبوز" بازیگر كمدی آفریقایی تبار هستند.
قابل ذكر است جدیدترین آلبوم این خواننده سرشناس رپ، "كودكان صحراء" نام دارد كه موضوع آن مشكلات و سختی‌های كودكان فقیر ساكن در محله‌های حاشیه‌ای پاریس است. وی نژادپرستی كه این كودكان و خانواده های فقیر از آن رنج می برند را در آلبوم خود شرح داده است.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

فواید آب

همه‌ی ما می‌دانیم که نوشیدن آب کافی بسیار مفید است ولی متاسفانه اکثر ما آب کافی نمی‌نوشیم آن هم به دلایل احمقانه چون دلیل قانع کننده‌ای برای ننوشیدن آب کافی در روز وجود ندارد. اصلآ اگر دقت کنید انجام دادن کار هایی که هی در گوشمان می‌خوانند «نکنید!» خیلی راحت تر از آنهایی که مدام به ما توصیه می‌کنند است. قبول ندارید اگر می‌گفتند نوشیدن بیش از ۴ لیوان آب در روز مضر است اکثر مردم روزانه بیشتر از ۴ لیوان می‌نوشیدند و نوشیدن کمتر از ۴ لیوان کار خیلی سختی می‌شد؟
حالا در هر صورت باید فکری برای این مشکل بکنیم و خودمان را عادت بدهیم تا زندگی سالم تری داشته باشیم.
راستی الان تشنه نیستی؟ مطمئنی؟ یک لیوان آب ضرر نداره ها این مطلب همین جا هست.
جایی نمیره!
اصلآ آب نوشیدن چه فایده هایی دارد؟
 
کاهش وزن:آب از بهترین کاهش دهنده های وزن است. نه کالری دارد نه چربی نه قند نه کربوهیدرات و نه هیچ چیز دیگر!
 
کاهش حملات قلبی:در طی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۲ در آمریکا انجام شد محققین به این نتیجه رسیدند که افرادی که روزانه بیش از ۵ لیوان آب می‌نوشند ۴۱٪ کمتر از کسانی که ۲ لیوان آب می‌نوشند در اثر حملات قلبی جان خود را از دست می‌دهند. ۴۱٪ کاهش ریسک مردن ارزش ۳ لیوان آب در روز را ندارد؟
 
افزایش انرژی: کمبود آب در بدن باعث کمبود انرژی و خمودگی می‌شود. اگر تشنه هستید یعنی کمبود آب دارید و این کمبود باعث ضعف در عضلات و سایر سیستم های حیاتی می‌شود.
 
درمان سردرد: درصد خیلی خیلی زیادی از سردرد هایی که می‌گیریم به علت کمبود آب در بدن است. علل زیاد دیگری هم وجود دارد ولی کمبود آب اصلی ترین دلیل است.
 
پوست سالم: نوشیدن آب کافی به سلامت پوست خیلی کمک می‌کند. اکثر مردم بعد از یک تا دو هفته نوشیدن آب کافی تغییرات واضح خوبی در پوست خود مشاهده می‌کنند. پوست سالم ، تمیز و شاداب تر می‌شود.
 
هضم غذا: دستگاه گوارشی ما به مقدار نسبتآ زیادی آب برای هضم و دفع غذا نیاز دارد. نوشیدن مقدار آب کافی فرایند هضم را تسهیل می‌کند و از مشکلات گوارشی مثل اسید معده‌ی زیاد جلوگیری می‌کند.
 
دفع سموم: آب برای دفع سموم و مواد زاید موجود در بدن ضروری است.
 
جلوگیری از سرطان: نوشیدن مقدار کافی آب باعث کاهش ریسک ابتلا به سرطان روده به ۴۵٪ و سرطان مثانه به نصف می‌شود. همچنین برای جلوگیری از سرطان سینه هم مفید است.
 
بازده بالاتر: کمبود آب در ورزشکاران خیلی خطرناک و مضر است چون ورزشکاران و کسانی که فعالیت بیشتری دارند باید آب بیشتری مصرف کنند چون عضلات برای خوب کار کردن به آب فراوان نیاز دارند. پس همیشه مدتی قبل از ورزش و یا فعالیت های دیگر آب بنوشید و بعد از آن هم همچنین.
 

Iranian_Girls Group

 

خوب حالا فهمیدی آب چقدر خوبه؟ پس با هم روش های عادت کردن به آب خوردن را مرور می‌کنیم.
 
چقدر آب بخورم؟
ایده‌ی «روزی ۸ لیوان» قدیمی رو فراموش کنید چون به چند دلیل اشتباه است. یکی اینکه این قانون مقدار آب جذب شده توسط سایر نوشیدنی ها یا غذا ها را در نظر نمی‌گیرد و دیگری اینکه وزن فرد که یک فاکتور مهم در تعیین میزان آب لازم برای بدن است را هم در نظر نمی‌گیرد.
شما باید تا جای ممکن از تشنه شدن جلوگیری کنید. یعنی طوری برنامه ریزی کنید که اصلآ احساس تشنگی نکنید.
 
یک بطری همراهتان داشته باشید:سعی کنید یک بطری پر از آب همراه خودتان داشته باشید و کم کم از آن آب بخورید. این طوری بدون آن که خودتان متوجه باشید خیلی راحت مقدار زیادی از آب مورد نیازتان را با فاصله های زمانی مناسب تامین می‌کنید.
 
فراموش نکنید: مثلآ زنگ ساعت یا موبایلتان را تنظیم کنید تا هر یک ساعت زنگ بزند و همان لحظه بروید و آب بنوشید. یا از برنامه های کامپیوتری استفاده کنید تا پشت کامپیوتر هم فراموش نکنید. این طوری هم یک لیوان آب خورده‌اید هم به چشمانتان استراحت داده‌اید.
 
آب خالص بخورید: «هیچ آبی به خوبی آب نیست!» با فکر اینکه «رانی هلو / باواریا هم آب توش داره» خودتان را گول نزنید!
 
ورزش کنید:ورزش کردن به شما کمک می‌کند احساس کنید نیاز خیلی بیشتری به آب دارید و آب بیشتری بنوشید.
 
حواستان جمع باشد: به شما حق می‌دهم ، فقط سر تیتر ها را خوانده‌اید و نیم نگاهی هم به ته مقاله می‌اندازید و از اینجا هم با چندین و چند مطلب دیگر مواجه می‌شوید. طبیعی است که این ها را به کل فراموش کنید. سعی کنید این عادت را شروع کنید و آمار آن را داشته باشید. خیلی راحت ، مثلآ چند روز روی یک تکه کاغذ بنویسید که چند لیوان آب خورده‌اید.
 
اون اول که نرفتی ، حالا که مطلب رو خوندی تموم شد باز هم نمی‌خوای یک لیوان آب بخوری؟
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

اصول بیل گیتس


بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد.
اصول بیل گیتس به این شرح است:



اصل اول:

در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم:

دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود که قبل از آن که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم:

پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم:

اگر فکر می کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم:

آشپزی در رستوران ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود..

اصل ششم:

اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم:

قبل از آن که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد، ملال آور نبودند.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

دستور زبان اصفهانی

1- مضاف و موصوف همیشه " ی " میگردد . مثال :
درِ باغ ---> دری باغ
گل قشنگ ---> گلی قشنگ
آدم خوب ---> آدمی خُب

2- " د " ما قبل ساکن تبدیل به " ت " میشود .مثال :
پراید ---> پرایت
آرد ---> آرت

3- " و " ساکن آخر کلمه به " ب " قلب می شود .مثال :
گاو ---> گاب

4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار می رود و در هر کجا که فتحه کلمه را زیبا می کند کسره بکار می رود .مثال :
مثال برای فتحه :
اَز ---> اِز
قفَس ---> قفِس
اَزَش ---> اِزِش
بِزَن ---> بِزِن
مثال برای کسره
اِمروز ---> اَمروز
حِیفِ ---> حَیفِس

5- صداء " ا " جایگاهی نداشته وبه " او " تبدیل می شود .مثال :
شما ---> شوما
کجا ---> کوجا
خوبه ---> خوبِس
چادر ---> چادور ---> چادِر

6- حرف " و " در قالب حرف ربطی به " آ " تبدیل می شود .مثال :
من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن
اصولآ خود " آ " به عنوان یک حرف ربط به کار می رود .مثال :
من هسَم , آ بابامم هسَن .
در ضمن حرف " آ " به معنی " به علاوه ( + ) " هم به کار می رود .مثال :
3+4+5 ---> 3+4 آ 5

7- حرف " ه " در لهجه اصفهانی به نوعی نابود شده است .مثال :
بچه ها ---> بِچا
گربه ها ---> گُربا
می جهد ---> می جِد
" ه " در آخر کلمات فعل به " د " ساکن بدل میشود .
بِره ---> بِردِ
بشه ---> بِشِد
" ه " به " ی " تبدیل میشود.مثال :
بهتر ---> بیتَرِس
گربه ---> گربیِه
" ه " به " و " بدل می شود .مثال :
می آئیم ---> ما وَم می یَیم
" ه " به " ش " تبدیل میشود .مثال :
بهش می گم ---> بِشِش می گم

نکته : به غیر از اول شخص مفرد ؛ حروف " خوا " به " خ " تبدیل می شود .مثال :
می خوای ---> می خَی

8- در برخی از افعال حرف " ی " به " اوی " تبدیل می شود .مثال :
می گی ---> می گوی

9- حرف اول کلمه " ب " یا " ن " باشد و حرف سوم " ی " باشد یک " ی " بعد از " ب " یا " ن " اضافه می شود .مثال :
بگیر ---> بیگیر
بشین ---> بیشین
بریز ---> بیریز
ببین ---> بیبین

10- حرف " س " در آخر لغات .مثال :
چه خبر ؟؟ ---> چه خبِرِس ؟
بسه ---> بسِس

11- نکته جالب دیگر در مورد کلمه " پس " است که اغلب " س " آن حذف می شود .مثال :
کجایین پس ؟ ---> کو جاین پَ ؟
پس تو کجایی ؟ ---> پَ تو کوجای ؟
" و " ما قبل " ی " به " ف " تبدیل می شود .مثال :
دیوار ---> دیفال

تبصره : در لهجه های Super Esf اصولآ " د " به " ز " تبدیل می شود .مثال :
گنبد ---> گنبِز

12- " ی " در آخر کلمات حذف می شود .مثال :
چیز های زیادی هست ---> چیزا زیادی هست
بچه های اون محله ---> بِچا اون محله
آدمای این دوره زمونه ---> آدِما این دوره زِمونه

13- د+فعل+د .مثال :
دِ بیا دِ
دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ


چند اصطلاح اصفهانی


1- آیا عالم به معنای معلوم نیست ---> آیا عالم بیاد یعنی معلوم نیست بیاد
2- " آیدی داره " به معنای معنای جالب ---> آیدی دارده ایشون دارن به ما اینا را می گن
3- جَخ به معنای " تازه " ---> من جَخ رسیدم (( که در بعضی موارد با هم بکار می رود ---> من جَخ تازه رسیدم ))
4- کلمه سیزده که سینزَ تلفظ می شود و نوزده که نونزَ و دوازده که دوازَ خوانده می شود .
5- فعل زیبای اِسِدم که می شود گفت کلمه " گرفتم " را داغون کرده و ضرف آن به شرح زیر است :
اِسِدم - اِسِدی - اِسِد -اِسِدیم - اِسِدید - اِسِدند
6- فعل بِگم از جمله فعلهایی است که کسره حرف اول آن به " و " بدل شده و از استثنائاست .مثال :
بِگو ---> بوگو
بِگم ---> بوگَم
7- " جل باش " به معنای " عجله کن " که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بین رفته است .
8- در اکثر موارد " ژ " به " ج " تبدیل می شود .
مثال :
ماساژ ---> ماساج
پاساژ ---> پاساج
9- در بعضی مواقع صورت کلی کلمه و حروف دگرگون می شود .مثال :
جوجه ---> چوری
کلاغ ---> غِلاغ
مغازه ---> دوکون
10- اصطلاح " در ار پیش کن " به جای " در را ببند "

و در پایان از تمام اصفهانی های محترم عذر می خواهیم

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

نام گذاری خیابانهایی در اسراییل به نام کوروش کبیر

واقعا جای تاسف داره,به جای اینکه ما رو خییابونامون این اسما رو بزاریم اسراییلیها اسم خیابوناشونو میزارن ایران,کوروش........

6xla203oiv5kbxcynh6j.jpg

7o66onvw056f7etyiwih.jpg

vh9jzl6zlww82y2gvmus.jpg

1-خیابان ایران در تل آویو
2-خیابان کورش در حیفا
3-خیابان کورش در اورشلیم ( بیت المقدس )

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ ( از زبان خود بیل گیتس )

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ ( از زبان خود بیل گیتس )


بیل گیتس را دیگر همه می‌شناسند. اگر ندانند او رئیس غول‌ نرم‌افزاری دنیا مایکروسافت بوده است حتما درباره ثروت افسانه‌ای او شنیده‌اند و هنوز هم با وجود ابرثروتمندانی چون وارن بافت و کارلوس اسلیم کسی نمی‌تواند تصور کند عنوان پولدارترین مرد جهان لایق کس دیگری جز بیل گیتس باشد.

اما در واقعیت او علاوه بر این که یک گیک فوق‌العاده است شاید بتواند عنوان بزرگترین کارآفرینی که تاریخ به خود دیده است را هم یدک بکشد. روش کاری او این روزها، در کالج‌های کارآفرینی به عنوان یک الگوی فوق‌‌العاده آموزش داده می‌شود.

در ادامه به ترجمه‌ای آزاد از مقاله‌ای پرداختم که توضیح می‌دهد چطور بیل‌گیتس از کامپیوترش با سه مانیتور استفاده می‌کند یا چطور او با محصولات آفیس در کارهایش موفقیت کسب می‌کند. نکته متمایزکننده این نوشته این است که نویسنده این نوشته کسی نیست جز خود بیل گیتس!


وقتی شما وارد دفتر کار من می‌شوید احتمالا توجه شما به سه صفحه نمایش تخت بزرگی جلب می‌شود که کنار همدیگر به آرامی آرمیده‌اند. این سه با همدیگر چنان هماهنگ‌سازی شده است که مانند یک مانیتور بزرگ به نظر می‌رسد که مرا قادر کرده است بسیار مفیدتر کار کنم.

من توی صفحه نمایش سمت چپ Outlook 2007 را باز نگه می‌دارم تا پیام‌های جدیدی را که هر روز به دستم می‌رسد بتوانم داشته باشم. در صفحه نمایش وسطی من پیام‌ها یا نوشته‌هایی را باز نگاه می‌دارم که مشغول نوشتن یا خواندن‌شان هستم. در صفحه نمایش راستی هم یک مرورگر باز است که بلافاصله بتوانم به جستجو در اینترنتم بپردازم.

من اکثر وقتم را با همکاران و مشتریان می‌گذرانم. برای همین Outlook یک نرم‌افزار بسیار پرکاربرد برای من است. من روزانه حدود 100 ایمیل از کارمندان مایکروسافت و بسیار بیشتر از این عدد از مشتریان و شرکا دریافت می‌کنم.

این خیلی مهم است که من حرف و فکر مردم درباره محصولات و کمپانی ما را بشنوم. در هر حال من نیاز دارم برای مقابله به خطرات واقعی به اطلاعات بسیار بیشتری از ایمیل‌هایی که به دستم می‌رسد دست پیدا کنم.

در اوت‌لوک 2007 ما یک سری ابزارهایی قرار دادیم که بسیار نسبت به قبل مدیریت ایمیل‌ها را در حجم بالا ساده کرده است. مخصوصا که اکثر اتفاقات به صورت کاملا اتوماتیک و بدون دردسر می‌افتد.

یک چیز مهم این است تمام پیغام‌های صوتی، فکس‌ها و پی‌ام ها (instant messages) که به صندوق پستی من فرستاده می‌شود همه از فناوری‌های واحد ارتباطی ما استفاده می‌کند. این سیستم ارتباطی یک مزیت بزرگ دیگر هم دارد و آن هم این که در هر لحظه کاملا می‌شود فهمید کی در دسترس است و کی در دسترس نیست.

یک چیز خیلی خوبی است که به خاطرش باید تشکر کنم این است که Outlook جدید یک قابلیت اضافه کرده که به من اجازه می‌دهد صندوق پستیم را با تقویمم هماهنگ‌سازی کنم.

قبلا با استفاده از اوت‌لوک من می‌توانستم وظایف و برنامه‌هایم را برای آینده تنظیم کنم اما هیچ وقت به صورت خودکار با تقویم هماهنگ نمی‌شد. این به شدت کمک می‌کند که شما به روز بمانید و این چیزی بود که واقعا نیازش حس می‌شد.

کار کردن بهتر با مردم دیگر این روزها از همیشه مهم‌تر و اساسی‌تر شده است. نه تنها در مایکروسافت، بلکه در هر ارگان دیگری هم همین طور است. SharePoint یک نرم‌افزار است که به شما اجازه می‌دهد یک سایت داخلی بسازید برای انجام پروژه‌های داخل شرکت. من متوجه شدم استفاده از SharePoint بسیار برای انجام کارها با هماهنگی بالا حیاتی است.


برای مثال، هر ساله من یک برنامه اجرا می‌کنم به اسم ThinkWeek که هر کس یک برگه می‌فرستد برای من ( از کارمندان شرکت ) که توی آن درباره یک ایده که می‌تواند مسیر حرکت کمپانی را تغییر بدهد یا یا اسناد مربوط به یک پروژه را دنبال می‌کردیم.


ما قبلا در نگاه اول توجه خود را معطوف به اسناد می‌کردیم اما اکنون به سادگی یک سایت برای درست کردن پروسه‌ها ایجاد کرده‌ایم. در سال بیش از 350 طرح ثبت می‌شود. نه تنها من آنها را می‌خوانم و برای تعدادی از آنها کامنت می‌گذارم بلکه دیگر مدیران فنی کمپانی هم قادر خواهند بود دیدگاه‌هایشان را در مورد آنها بیان کنند.


این باعث ایجاد بحث‌های زنده بسیاری و شروع پروژه‌های زیادی می‌گردد که در زمانی که همه چیز روی کاغذ بود، انجام

آنها بسیار مشکل می‌نمود.

این نسخه از SharePoint یک سری قابلیت‌هایی اضافه کرده است که به نظر من فوق‌العاده می‌رسد و باعث می‌شود یک شبکه اجتماعی تشکیل بشود . علاوه بر جستجو در شبکه‌های داخلی شرکت‌ها، شیرپوینت شما را قادر می‌سازد تا در میان افراد بر اساس تجربه و تخصص، عنوان شغلی یا دپارتمانی که آنها کار می‌کنند هم جستجو کنید.

در ثانی، کارمندان قادر خواهند بود به سادگی صفحات شخصی برای خود بسازند و در آنها عکس بگذارند و از تجربیات و دیدگاه و علاقه‌مندی‌های خود بنویسند.


شیر پوینت به صورت اتوماتیک ارتباط میان هر پرونده و نویسنده‌اش را یافته و ارتباط میان کارمندان یک تیم را با یک دیگر تعیین می‌کند. این باعث می‌شود که کارمندان با تخصص‌هایی یکسان یا کسانی که در یک شاخه به صورت موازی کار می‌کنند را یافته و میان آنها ارتباط برقرار کنیم. برای مثال هم‌اکنون این سیستم برای ارتباط میان 80000 کارمند مایکروسافت در حال برقرار شدن است.

البته این را هم بگویم که اغلب جلسات به این معناست که با همکاران حضوری دیدار کنم یا با استفاده از ابزارهایی چون آفیس LiveMeeting از راه دور صحبت کنم. من اغلب به ایده‌هایی که مطرح می‌شود فکر می‌کنم و آنها را دنبال می‌کنم.
من سعی می‌کنم همیشه کامپیوتر همراهم را با خودم به جلسات ببرم چون در این صورت با استفاده از OneNote 2007 می‌توانم یادداشت‌برداری کنم از جلسات و بعدا سر فرصت آن‌ها را چاپ کنم یا میان نکته‌هایی که برداشتم جستجو کنم.
بر فرض هم که من Tablet PC را فراموش کنم ببرم در آن صورت می‌توانم متون را اسکن کنم و به صورت یک عکس به OneNote اضافه کنم. یک ویژگی خوبی که در OneNote 2007 اضافه شده است این است که بخ صورت اتوماتیک عکس‌های اسکن‌شده را هم می‌شناسد و در بین آنها هم می‌شود به سادگی به جستجو پرداخت.


یک زمانی هم به وجود می‌آید که من شدیدا به دنبال این هستم که به اطلاعاتی از یک صنعت یا تجارت دست پیدا کنم یا آنها را بررسی کنم. با ابزارهای تجسم اطلاعات و هوشمند کسب و کاری که در اکسل 2007 و SharePoint وجود دارد بررسی این اطلاعات که قبلا بسیار مشکل به نظر می‌رسید بسیار ساده‌تر شده است چون حالا دیگر وقتی اطلاعات را در این نرم‌افزارها وارد می‌کنید، آنها در پشت صحنه در یک بانک اطلاعاتی هم ذخیره می‌شوند. و حالا جستجو در میان اطلاعات و به دست‌آوردن ایده‌ها و نگاه‌هایی با واقعیت‌هایی که در حال اتفاق افتادن است بسیار ساده‌تر شده است.

حالا من خیلی راحت می‌توانم بررسی کنم که مفروضات دخیل در یک پروسه چطور می‌تواند بر بازار یک محصول خاص موثر باشد.

به هر حال بهبود نرم‌افزارهای آفیس 2007 تاثیر بسیار بزرگی بر شیوه کاری من گذاشته است. فکر می‌کنم هر روز من یک نکته جدید یا ویژگی جدیدی برای انجام کارهایم پیدا می‌کنم و به این دلگرمم که بسیاری از شما هستید که کارهای‌تان را با Office از من هم بهتر و مفیدتر انجام می‌دهید.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

نامه پيرزن به خدا !

يک روز کارمند پستي که به نامه‌هايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي مي‌کرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامه‌اي به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود:
خداي عزيزم بيوه زني هشتادوسه ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي مي‌گذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد.
اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج مي‌کردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چيزي نمي‌توانم بخرم. هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن ...

کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان نودوشش دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند. عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا گذشت، تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود: نامه‌اي به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود :
خداي عزيزم، چگونه مي‌توانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي ‌عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم آذر 1388 ׀ موضوع: ׀

مراحل یك ازدواج آبرومندانه در ایران خودمون

مادر دختر که به شدت خوشحاله و از اینکه برای دخترش یه خواستگار دهن پر کن و شاخ اومده توی پست خودش نمیگنجه ، منتظره تا فردا زنگ بزنه به مهسا و مینا و ژینا تا حسابی بهشون فخر بفروشه و به دخترش این جملات رو میگه:« وای دخترم خیلی خوشحالم که بالاخره یه مرد خوب گیرت اومد.الهی خوشبخت بشی!» و در ادامه میگه : « فردا باید زنگ بزنم به خاله مینا و خاله مهسا تا بهشون بگم برن لباس بخرند! »

دختر خانواده: «نه مامان هنوز که هیچی معلوم نیست!»

پدر خانواده که تا الان کلی داشت ذوق میکرد و یه لبخند حاکی از پیروزی گوشه لبش نقش بسته بوده با شنیدن این حرف دختر خانوم خنده روی لباش خشک میشه و می خواد که دخترشو بلا نسبت مثل یه کاغذ تیکه و پاره کنه .ولی به سرعت به خودش مسلط میشه و میگه: « بله خانوم.جیران درست میگه.باید اول تحقیق کنیم در باره این خانواده .تو هم نمی خواد بری همه شهر رو پر کنی که چی شده.بذار یه کم بگذره ».



در خانه پسر:


مادر پسر در حالیکه توی دلش خیلی خوشحاله و کلی به خاطر بر و روی عروسش ذوق کرده ولی سعی میکنه قیافه سردی به خودش بگیره به پسرش میگه:« این دختره چی داشت آخه؟ دختر خاله ت ، سایه خیلی بهتر بود » و در ادامه توی دل خودش میگه :مرده شور این خواهرمو ببره با اون دختر فیس و افاده ایش!

شاه داماد قصه ما که خبر نداره در دل مادرش چی می گذره ، وقتی این حرف مادرش رو می شنوه در حالیکه به شدت عصبانی شده تمام عقده هایی که توی این مدت از دختر خاله اش یعنی سایه خانوم رو در دلش انباشته کرده یک دفعه بیرون میریزه و میگه:« آخه اون دختر افاده ای با اون دماغ عملی مزخرفش به درد زندگی مشترک نمی خوره و تازه آمارشو دارم و می دونم با چند تا پسر دوسته و چی کارا میکنه و ...» خلاصه یه سری از این حرف ها و دروغها که خود پسره هم نمیدونه از کجاش در میاره.

بابای خانواده هم که تا حالا نظاره گر بوده یک دفعه میاد وسط حرفشون و میگه: « خانم چیزی واسه خوردن نداریم؟!»




در دوران نامزدی:


در خانه دختر:


مادر دختر :« ببین دخترم تو متولد هزار و سیصد و شصت و دو هستی.که اگر در دو ضرب کنیم و به علاوه عدد جهارده بکنیم میشه ده هزار تا سکه! که چون من مامانتم و 46 سالمه باید ده هزار رو به علاوه 1460 بکنیم که میشه پونزده هزار تا و روندش که بکنیم سر راست میشه بیست هزار سکه ناقابل!یه وقت کوتاه نیای مامان ها! میگیم بیست هزار تا که به هیجده هزار تا راضی بشن!»

دختر در حالیکه به شدت نگران پریدن خواستگار ها و پشیمون شدنشونه میگه:« نه مامان.من اصلاً مهریه نمی خوام»

مادر دختر کهاز شنیدن این حرف نزدیک است منفجر شود در حالیکه به 14000 سکه مهریه دختر مینا و 15000 سکه دختر مهسا فکر میکنه می گوید « نخیر! من یه دختر که بیشتر ندارم که.یعنی من به عنوان یه مادر که تمام جوونیمو پای دخترم ریختم حق ندارم خوشبختی دخترمو ببینم ؟»

پدر خانواده هم در چنین مواقعی سعی می کنه اون دور و ور آفتابی نشه!


در خانه پسر


مادر پسر : « ببین پسرم تو جوونی ،خامی ،تجربه نداری.اگه گفتن صد تا سکه مهریه باشه یه وقت نگی باشه ها! داداش بزرگترت همش 5 سکه واسه زنش مهریه زد تو هم 5 سکه میزنی!»

پسر در حالیکه می خواد هم مامانشو ناراحت نکنه هم توجیحش کنه میگه:« آخه مامان جون داداش کمبوجیه دوازده سال پیش عروسی کرد.الان تورمه، گرونیه ، تازه یارانه ها رو هم دارند حذف میکنند .اگه بگیم 5 تا سکه مهر میدیم که جا میزنند و دخترشون رو بمون نمی دند! بابا تو یه چیزی بهش بگو»

مادر پسر :« ای بابا تو چقدر ساده ای بایرام! الان پسر خوب و درست و حسابی پیدا نمیشه.از خداشون هم باشه که دخترشون رو بدند به پسر من.همون 5 تا سکه!»

پدر خانواده هم در چنین مواردی با گفتن جمله« مامانت راست میگه پسرم » سعی میکنه غائله رو ختم به خیر کنه.


پس از این جدال و کشمکشی سخت بین دو خانواده آغاز میشه و عروس و داماد که شخصیت های اصلی داستان هستند مثل هویج و سیب زمینی تنها شاهد بکش بکش و جنگ خونین پدر و مادر هاشون هستند! در نهایت دو تیم بر سر تاریخ تولد عروس خانوم به عنوان تعداد سکه های مهریه به توافق میرسند!






مراسم عقد


خانه دختر


بر اساس توافقی که بین خانواده ها گرفته می شه برگزاری مراسم عقد به عهده خانواده عروس و برگزار مراسم عروسی به عهده خانواده داماد می باشد.

مادر دختر که عقد دختر مینا و دختر مهسا یادشه تمام تلاششو میکنه تا عقد دخترش تک باشه و حسابی پوز مهسا و مینا رو بزنه.

مادر دختر:« دخترم امروز هر کاری داری عقب بنداز چون قراره بریم پیش مادام ژودا تا یه لباس خوشگل واسه عقدت بدوزه».

دختر میدونه چندرغاز حقوق کارمندی باباش نمیتونه از پس خرید یه لباس 3 میلیون تومنی مادام ژودا بربیاد ولی از طرفی هم خودش بدش نمیاد جلوی شبنم و تبسم (دوستای دوران دانشگاهش) حسابی پز مراسم عقدش رو بده و چشاشون کور بشه برای همین با لحنی که مامانش پشیمون نشه میگه: « وای مامان چرا آخه اینقدر خودتو تو زحمت میندازی و خرج میکنی.من لباس عقد خودتو که مامان بزرگ واست دوخت رو هم میتونستم بپوشم.» و بعدش یورتمه کنان میره به سمت مامانش و بوسش میکنه و میگه:«تو بهترین مامان دنیایی!»

فقط یه نفر این وسط دهنش صاف میشه و جرئت اعتراض هم نداره و اون هم قاسم آقا پدر بدبخت عروسه!


خانه پسر


اوضاع عادیه و خانواده داماد همه سرشون به کار خودشون گرمه و مشغول خریدن لباس مراسم هستند.




مراسم عروسی


پدر داماد که در مرحله قبل فشار وارد آمده بر پدر عروس رو مشاهده کرد در این قسمت ابتدا دو هفته قبل از عروسی خانواده عروس دعوت می کنه خونشون و میگه: « به سلامتی و میمنت هدف ما رسیدن این دو تا جوون به هم بود که محقق شد. خود این دو تا هم الان بیشتر به فکر این هستند که هر چی زودتر برن سر خونه و زندگیشون.منم فکر کنم نیازی نباشه الکی بریز و بپاش بکنیم و یه عروسی آنچنانی بگیریم که 4 روز بعدش هم همه مهمونا فراموش میکنند.یه مراسم ساده میگیریم و فامیل های نزدیک رو دعوت میکنیم و اینشالله پولی رو که می خوایم خرج عروسی کنیم توی زندگی به این دو تا جوون کمک می کنیم .نظر شما چیه قاسم خان؟»

پدر عروس هم که همه جوره خلع سلاح شده میگه:«بله خوب منم باهاتون موافقم»و زیر چشمی مادر عروس رو نگاه میکنه که سوزن که هیچی میخ هم بزنی خونش در نمیاد!.


خلاصه در نهایت هم مراسم عروسی برگزار میشه و عروس و دامادی که در هیچ کدوم از مراحل قبل از ازدواج تصمیم گیرنده نبودند به میمنت و خوشی میرن سر خونه و زندگیشون.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بیست و پنج سال بعد:


ــــ بابا بایرام .مامان جیران من زن میخوام!.

ــــ چی؟غلط کردی .تو هنوز بچه ای.تازه زنتم خودم انتخاب میکنم.من از وقتی کوچیک بودی با آبجی شهینم سر تو و شیلا قرار مدار گذاشتیم!

ــــ مامانت راست میگه پسرم!

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

تاریخچه روز ولنتاین

ولنتاین

تاریخچه روز ولنتاین  درباره روز ولن تاین و چگونگی به وجود آمدن این روز افسانه های متفاوتی وجود دارد. عده ای این روز را متعلق به یونان باستان و عده ای آن را حادثه ای می دانند که در قرن سوم میلادی (همزمان با اوایل امپراتوری ساسانی در ایران) رخ داد.

» 29 بهمن ماه روز عشق، روز ولنتاین 

روایت اول

این روز از دوره امپراتوری یونانیان به شهرت رسید. در یونان باستان روز 14 فوریه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها بود. او همچنین مشهور به خدای همه الهه ها و زنان و ازدواج معروف بود. در روز 14 فوریه نیز جشن lupercalia برگزار می شد، در این روز دختران جوان نام خود را روی کاغذ نوشته در بطری هایی می گذاشتند و به آب می انداختند، در طرف دیگر رودخانه پسران جوان در انتظار می ایستادند و هر یک بطری را از آب می گرفتند و تا شب 14 فوریه را با دختری که اسم او را از آب گرفته بودند در جشن شرکت می کردند؛ گاهی هم این آشنایی ها به ازدواج می انجامید.

روایت دوم

ولنتاین کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در رم زندگی می کرد. در آن زمان «کلادیوس دوم» امپراتور رم ازدواج را قدغن کرد چرا که هنگامی که قصد تشکیل سپاهی عظیم را داشت عده ای از سربازان کنار خانواده هایشان ماندند و به همین دلیل او معتقد بود سربازان متاهل جنگجویان خوبی نیستند. ولنتاین که فکر می کرد این کار عادلانه نیست، مراسم ازدواج زوج های جوان را در خفا انجام می داد و به آنها گل های سرخی هدیه می داد. اما کلادیوس از این نافرمانی مطلع شد و دستور دستگیری و اعدام ولنتاین را صادر کرد.

ولنتاین به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر نابینای زندانبان شد. این رابطه تا حدی پیش رفت که عشق ولنتاین و اعتقاد او به پروردگار باعث بازگشت بینایی دختر زندان بان شد. سرانجام ولن تاین در روز 14 فوریه اعدام شد. اما او قبل از اعدام نامه ای با امضای «ولنتاین تو» برای دختر زندانبان نوشت و از آن زمان داستان این عشق نافرجام در فرهنگ عامی رسوخ کرد. اما این ها تنها افسانه هایی هستند که صحت و سقم آنها مشخص نیست، افسانه هایی که هر سال در 14 فوریه دوباره زنده می شود

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

انتخاب هدیه برای آقایون در روز ولنتاین

 

با نزدیک شدن روز عشق (‌ولنتاین و سپندارمذگان ) حتماً شما هم قصد گرفتن برای برادر، شوهر و یا حتی یکی از دوستانتان را دارید به همین منظور خواستم یک مقاله آموزشی برای شما عزیزان آماده کنم مورد استفاده قرار بگیره و مثل بقیه گروه ها نباشه که همش مطالب تکراری دارن ارسال میکنند.

معمولاً خریـدن کادو برای آقـایـون کــار ساده ای نیست؛ اما همچـنان که تعطیلات نزدیک می شـود و زمان تهیه کـادو فــرا می رسد (چه آنرا دوست داشته بــاشیم چه نداشته باشیم) باید به این فکر باشیم که معمای “چه چـیز می تـوانـم بـه او هـدیـه بـدهـم کـه دوسـت داشته باشد؟” را به هر نحوی که شده حل نماییم.
اگر همسری دارید که هر چیزی که فکرش را می کنید، دارد (البته بجز یک لامبورگینی نیم میلیون دلاری)، یا یک برادر که هر روز سرگرمی هایش را تغییر می دهد، و یا پدری که به شما می گوید هیچ چیز نمی خواهد برایش بخرید – به ویژه چیزهایی که خیلی دوست می دارد – بنابراین در این شرایط، تهیه کادوی مورد علاقه هر یک از افراد مذکور، کار واقعاً چالش آمیزی است.
هر چند هیچ هدیه مناسبی وجود ندارد که به وسیله آن بتوان تمام آقایون را راضی نگه داشت، اما این 6 نکته شما را با ذهنیت خرید هدیه آشنا می کند و به شما کمک میکند هدیه ای را برایشان انتخاب کنید که از ته دل آنرا دوست بدارند
 
1- به کارایی فکر کنید نه به احساستی که القا می کنند
پروفسور “مارگارت راکر” دارای دکترای روانشناسی و متخصص در امورد هدایا، معتقد است که: “در روابط میان جنس های مخالف، باید به این نکته توجه داشت که آقایون تصور می کنند کادو تنها یک مبادله اقتصادی است.”
در حالی که ممکن است یک خانم از خانه ای پر از گل رز حیرت زده شود، یک مرد، بیشتر از هدیه ای خوشش می آید که بتواند آنرا نگهداری کرده و از آن استفاده کند. حالا به نظرتان چوب های بیلیاردی که ستاره های زیبا روی آن نقاشی شده باشند، و یا یک جفت دمپایی رو فرشی جدید چطور است

2- ببینید چه می خواهد
همانطور که میدانید خانم ها زمانیکه کادویی را می خواهند معمولاً در لفافه به آن اشاره می کنند و سعی می کنند با اشاره غیر مستقیم توجه آقایون را به سمت آن جلب کنند، اما آقایون هیچ علاقه ای به انجام این کار ندارند، آنها دقیقاً چیزی را که میخواهند، به زبان می آورند. به جای اینکه وقت خود را تلف کنید و به دنبال یک “سورپرایز” برای آنها باشید، فقط چیزی که آنها می خواهند را برایشان تهیه کنید و خواهید دید که این مطلب آنها را بیش از پیش خوشحال می کند
نکته اصلی در اینحا این است که ببینید او چه می خواهد و همان را برایش تهیه کنید، نه چیزی که خودتان دوست دارید را بخرید. (یا چیزی که فکر می کنید برایش مناسب است

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

عجیب ترین رسم‌های ازدواج در دنیا

سیاه كردن عروس در اسكاتلند

در اسكاتلند یكی از رسم‌های قبل از مراسم اصلی ازدواج آن است كه باید عروس را سیاه كرد.

طبق این رسم؛ اطرافیان باید عروس را غافلگیر كرده و بدون این‌كه خبر داشته باشد، روی سرش مواد كثیف‌كننده‌ای همچون آب كثیف، تخم‌مرغ، سس‌های مختلف، پر و موادی از این قبیل بریزند.

سپس عروس آینده كه كاملا كثیف شده، توسط همان اطرافیان دور شهر چرخانده می‌‌شود و حتی او را به چند قهوه‌خانه و رستوران شلوغ هم می‌‌برند كه همه او را ببینند.



سكه‌های كفش عروس در سوئد

یك رسم كهن در سوئد این است كه عروس سكه‌هایی را در كفش خود حمل می‌‌كند.

یك سكه نقره از طرف پدر عروس در كفش چپ او قرار می‌‌گیرد و یك سكه طلا از طرف مادرش در كفش راست عروس گذاشته می‌‌شود و او باید در تمام مدت مراسم این سكه‌ها را در جای خود نگه دارد.

این كار نشانه احترام همیشگی عروس به پدر و مادرش و حمایت پدر و مادر از اوست.



ظروف شكسته، ربودن عروس و اره كردن درخت در آلمان

یكی از جالب‌ترین رسم‌های قدیمی آلمان این است كه فامیل عروس و داماد قبل از مراسم، تعداد زیادی ظرف و ظروف را می‌‌شكنند و بعد عروس و داماد را مجبور می‌‌كنند تا آنها را جمع كنند.

طبق سنن آلمانی وقتی عروس و داماد با كمك یكدیگر این ظرف‌های شكسته را كه با تلاش بسیار اطرافیان پخش شده‌ جمع می‌‌كنند، در حقیقت خود را آماده می‌‌سازند كه در كنار یكدیگر به جنگ مشكلات زندگی بروند و این كار برای عروس و داماد خوش‌یمن است.

در بسیاری از دهكده‌های آلمانی دوستان عروس یا داماد، عروس را می‌‌دزدند و در جایی پنهان می‌‌كنند. سپس داماد باید عروس خود را پیدا كند.

البته این جستجو همیشه از یك قهوه‌خانه شروع می‌‌شود و داماد، حاضرین در قهوه‌خانه را دعوت می‌‌كند تا پس از نوشیدن یك نوشیدنی به خرج او، در پیدا كردن عروس، وی را یاری دهند.

اره كردن كنده درخت هم یكی دیگر از رسوم آلمانی است كه به نظر می‌‌رسد به منظور ارزیابی مهارت‌های جسمانی عروس و داماد طراحی شده است.

پس از انجام مراسم عقد، عروس و داماد باید یك كنده بزرگ را دونفری اره كنند و البته باید این كار را تنها با دست راست‌شان انجام دهند.

اگر آنها این كار را به خوبی و با همكاری یكدیگر انجام دهند، معلوم می‌‌شود كه زندگی زناشویی خوبی خواهند داشت ولی اگر نتوانند از پس آن برآیند، حتما كارشان به مشكل برخورد خواهد كرد.



پرش عروس و داماد در بین سیاهپوستان

عروس و دامادهای سیاهپوست آمریكایی رسم جالبی برای خود دارند. منشا این رسم مشخص نیست ولی معنای جالبی دارد. پرش عروس و داماد پس از عقد انجام می‌‌گیرد و در آن عروس و داماد باید با یك پرش، زندگی تازه را آغاز كنند.

این پرش بدان معناست كه آنها تمام مشكلات و نگرانی‌های زندگی مجردی را رها می‌‌كنند و با یك جهش بلند پا به زندگی زناشویی و ماجراهای تازه آن می‌‌گذارند.

این پرش باید جلوی چشم خانواده‌های عروس و داماد انجام گیر

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

فواید بوسه در روابط زناشویی

فواید بوسه در روابط زناشویی - www.garonkish.com
اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود  دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است… نـویسنده کتاب “عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: “بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد.”


بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.


از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها” اینطور برداشت می شود که: “بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس.”


در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.


پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: “اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.


بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.


اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.


از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.


اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

چرا دختران تا زمان ازدواج نمی‌توانند

new_pa90.jpg
چرا دختران تا زمان ازدواج نمی‌توانند شهوات خود را بروز دهند؟
در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست. کسی که پیرو قانون اسلام است و به حفظ عفت فردی و اجتماعی اعتقاد دارد، باید شهوتش را کنترل کند، چه دختر باشد و چه پسر. اشباع غریزه جنسی از نظر اسلام باید از راه صحیح یعنی ازدواج شرعی و قانونی صورت گیرد. هر گونه فعالیت ارادی که با انگیزه شهوت انجام گیرد، برای دختر و پسر حرام است.
در بین کسانی که خود را مقید نمی‌دانند، پسران برای خود مانع کم‌تری در سطح جامعه می‌بینند؛ از طرفی شرم و حیا در آنها کم‌تر است،‌از این رو چه بسا از طریق غیر مشروع به خواسته‌های نفسانی خود دست می‌یابند.
ممنوعیت روابط نامشروع در اسلام و در ادیان آسمانی، به خاطر جهات متعدد است، از جمله:
1ـ حفظ کانون گرم خانواده و برقراری پیوندهای خانوادگی و حفظ نسل و پیوندهای خونی و فامیلی.
2ـ نگه داشتن حرمت و احترام زن و ممنوعیت نگاه ابزاری و جنسی به زن.
3ـ کنترل و محدودیت شهوات برای شکوفایی استعدادها و ارزش‌های عالی انسان.
4ـ جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی و روانی افراد جامعه و به خصوص دختران.
جهت آگاهی بیشتر شما از آثار و نتایج آزادی روابط جنسی و عدم کنترل شهوت، بخشی از تحقیقاتی را که در یک نشریه آمریکا در سال‌های گذشته صورت گرفته، برایتان بیان می‌کنیم:
نشریه آمریکایى «ایدرز دایجست» دربارة روابط پیش از ازدواج دختران و پسران مى نویسد: «هرساله 350 هزار دختر نوجوان امریکایى در سنین 15 تا 19 سال ـ دورة دبیرستان ـ به سبب ارتباط هاى نامشروع، آبستن شده و فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا می آورند.... این دختران با رؤیاهایى چون ازدواج با دوستان پسرشان، اتمام تحصیلات، شروع یک زندگى ایده آل و دست یابى به یک شغل مناسب،‌ به این ارتباط غیر قانونى روی مى آورند. اما بسیار زود پرده هاى سراب گونة این اوهام به کنار رفته و واقعیت زندگى روى خود را نشان مى دهد و متأسفانه، این بیدارى درست در زمانى به دست مى آید که این دختران نوجوان دیگر شانسى براى برخوردارى از یک زندگى سالم و ایده آل ندارند».
این روزنامه در ادامه علت بروز این نابهنجاری‌هاى جنسى را روابط آزاد دختر و پسر در مدارس دانسته، طى گفتگویى با تعدادى از این دختران، به نقل از یکى از آنان می‌نویسد:
«ای کاش زمان به عقب بر مى گشت! اى کاش به عنوان عضوى از خانواده در میان والدینم جای داشتم. اى کاش هنگامى که زمینه هاى ایجاد یک ارتباط نامشروع برایم فراهم شده بود، کمى هم به زندگى آینده ام مى اندیشیدم و این گونه به پایان خط نمى رسیدم».
اگر اسلام روابط آزاد دختر و پسر را منع نموده، به خاطر آثارى است که این گونه روابط به دنبال دارد.
در ذیل به برخى از آن آثار که در نتیجة روابط آزاد دختر و پسر در جوامع غربى پدید آمده ، اشاره مى کنیم:
1ـ افزایش روابط جنسى نامشروع:
تحقیق نشان مى دهد که آمار روابط نامشروع جنسى که ناشی از روابط آزاد دختر و پسر است،‌ در امریکا و در تمامى جامعة اروپا رو به افزایش است، به گونه اى که در سال 1993 در امریکا 50% روابط دختر و پسر به روابط جنسی تبدیل شده است.
2ـ آبستنى هاى ناخواسته:
آمیزش جنسى نامشروع و افزایش آبستنى هاى غیر رسمى و زود هنگام یکى دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: «بیش از چهل درصد زنان امریکایى که پیش از بیست سالگى ازدواج مى کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج حامله هستند. در نروژ 90% دخترانى که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج مى کنند، آبستن هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است».
3ـ ازدیاد غیر قابل کنترل آمار سقط جنین:
متناسب با افزایش نرخ آبستنى هاى ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور هاى غربى که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. از یک میلیون زن و دختر نوجوانی که هر ساله در امریکا به طور ناخواسته باردار مى شوند، 53% فرزندان خود را سقط می کنند. این درحالى است که به علت برخى محدودیت ها که بعضى ایالات در مورد سقط جنین وضع کرده اند،‌ اکثر سقط هاى جنین گزارش نمى شود.
به ادعاى یک پزشک امریکایى که در یکى از زایشگاه هاى این کشور مشغول بوده و در مورد مشکلات محل کار خود مقاله اى نوشته است،‌ در حدود 47% از زایمان هاى تحت نظر وى مربوط به موالید نامشروع بوده است. به ادعاى وى اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
4ـ افزایش خانواده هاى تک والدینی:
افزایش شمار وصلت هاى غیر رسمی،‌ باعث کاهش در میزان ازدواج را ترسیم مى کند که یکى از پیامد هاى آن افزایش تعداد خانواده هاى تک والدینى است؛ یعنى خانواده هایى که فرزندان در آن ها محکومند تنها با یکى از والدین خود زندگى کنند.
آندره میشل مى گوید: «زندگى فرزندان نامشروع در بیش از 90% موارد با مادران است. این گونه مادران که تقریباً از سوى جامعه به ویژه والدین و آشنایان خود طرد مى شوند،‌ براى گذراندن زندگى با مشکلات شدید اقتصادى و فقر و فلاکت مواجهند.
روزنامة «ایدرز ایجست» ضمن ارائة گزارشى از وضع فلاکت بار معیشتى این گونه خانواده ها، گزارش زیر را نوشته است:
«مادر این بچه – که مادام بهانة پدر مى کند – براى تأمین نیازهاى مادى خود و فرزندانش ناچار است که در دو شیفت کامل کار کند که در نتیجه، فرزند وى در مقایسه با مادران دیگر،‌ زمان کمترى را با او سپرى مى کند. این فرزند غیرقانونى در حقیقت هم از نعمت پدر و هم از نعمت مادر محروم است.
این مادر نوجوان با تأسف و تأثر مى گوید: من با این حاملگى نامشروع براى تمام عمر دخترم را از نعمت پدر محروم کردم و باید تسلى بخش اندوه فراوان این طفل باشم.
5ـ روسپیگری:
پدیده شوم روسپى گرى به ویژه در بین دختران جوانى که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربى شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت هاى اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند براى تأمین هزینه هاى زندگی و رهایى از فقر، به هر کارى رو آورند.
6ـ گسترش بیمارى هاى مقاربتی:
روابط آزاد دختر و پسر، در نتیجه روابط آزاد جنسی، سکوی پرش روسپى گرى و افزایش بیمارى هاى عفونى و مقاربتى است. در این باره کافى است بدانید که: در هر 13 ثانیه یک نفر در امریکا به ویروس مهلک بیمارى ایدز مبتلا می شود. قربانیان این ویروس که عمدتاً از طریق بى بندو بارى جنسى مبتلا مى شوند، از این بیمارى عفونى هلاک مى گردند.
آنچه ذکر شد، اشاره به برخى پیامدهاى روابط آزاد دختر و پسر پیش از ازدواج است. عوارض دیگرى چون جنون،‌ عقده هاى روانی، تزاید جنایت و آدم کشى از دیگر نتایج آن روابط است.
به این ترتیب روشن شد که چرا اسلام روابط آزاد دختر و پسر و نگاه و صحبت هاى التذاذی آنان را حرام و ممنوع ساخته است.
آمار و نقل قول ها عمدتاً از کتاب مجموعه مقالات دفاع از حقوق زنان، ‌تدوین دفتر مطالعات و تحقیقات زنان از صفحة 60 تا 72 برداشت شده است. در این موضوع مى توانید کتاب هاى زیر را مطالعه کنید:
1ـ جامعه شناسى خانواده،‌ از دکتر شهلا اعزازی.
2ـ سیماى زن در جهان ـ امریکا، از مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری.
3ـ درّ و صدف، از محمد شجاعی، انتشارات محیی، شهرری.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

بوسه مردان عامل کاهش بیماری در زنان

دانشمندان بر این باورند که دلیل به وجود آمدن بوسه، انتقال و گسترش نوعی میکروب میان افراد بوده است. این میکروب سبب می‌شده است که نوعی ایمنی در بدن زن در برابر یک بیماری خاص به وجود آید. آن‌ها در طول تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که بوسه باعث می‌شود نوعی ویروس با نام Cytomegalovirus – که برای بارداری زنان بسیار خطرناک است – از مرد به زن انتقال داده شود. انتقال این ویروس سبب می‌شود که در طول زمان نوعی ایمنی در بدن زن در برابر این بیماری ایجاد شود.ویروس مورد نظر اغلب در بزاق دهان (مرد) یافت می‌شود و به طور معمول خطری در بر ندارد.دکتر «کالین هندری» از دانشگاه لیدز در مجله Medical Hypotheses می‌گوید: «ایجاد مصونیت در بدن زنان زمانی به صورت کاملاً موثر انجام می‌شود که ارتباط دهان به دهان و تبادل بزاق میان افراد صورت پذیرد؛ به خصوص جایی که جریان بزاق از طرف مرد به سمت زن – که معمولاً کوتاه‌تر است – باشد». وی همچنین می‌افزاید بوس کردن یک شخص یکسان در مدت زمان حدوداً 6 ماه می‌تواند بهترین مصونیت را ایجاد کند. دانشمندان همچنین می‌گویند با پیشرفت روابط میان افراد، ایمنی در بدن زن ایجاد می‌شود و بدین ترتیب احتمال ابتلای او به بیماری کاهش می‌یابد.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

دانستنیهای مفید جنسی

موشها تا 20 بار در روز با هم آمیزش می کنند؟


· س. ک. س. بهترین و ایمن ترین آرام بخش است و اثر آن 20 برابر والیوم است.


· در ازای هر یک صفحه با محتوای عادی تقریبا 5 صفحه پورنوگرافی روی اینترنت هست.


· ریش مردانی که بصورت مکرر س. ک. س. دارند سریعتر رشد می کند.


· خفاشهای مذکر بیشترین درصد همجنس گرایی را در میان پستانداران دارا می باشند.


· فورمیکوفیلی یک جور فتیش است که مبتلایان به آن دوست دارند مورچه و سایر حشرات روی آلت تناسلی آنها راه برود.


· در جزیره گوام مردانی هستند که شغلشان سفر به مناطق مختلف جزیره و ازاله ----- از زنانی است که به خاطر دریافت اولین لذت جنسی زندگیشان به این مردان پول می پردازند.


· طبق قانونی در هنگ کنگ زنانی که شوهرشان به آنها خیانت می کنند حق دارند مرد را بکشند ولی این کار باید با دست خالی انجام شود.


· درقوانین قدیم یونان گاهی مردانی را که به زنانشان خیانت می کردند به مکانی عمومی می بردند، موهای زهارشان را می زدند و در مقعدشان یک تربچه بزرگ فرو می کردند.


· در هندوستان خرج یک فاحشه از خرج یک کاندوم کمتر است.


· زنانی که داستانهای عشقی می خوانند دو برابر دیگر زنها س. ک. س. دارند.


· به طور متوسط آدمها دو هفته از عمرشان را صرف بوسیدن می کنند.


· یک نوع کاندوم هست که نامش را از رامسس، فرعون مصر، گرفته اند. جناب رامسس 160 فرزند داشت.


· به طور متوسط مردان هر 7 ثانیه یک بار به س. ک. س. فکر می کنند.


· زنی که صاحب رکورد بیشترین تعداد فرزند است 69 فرزند زاییده است.


· رکوردثبت شده جوانترین والدین دنیا متعلق به یک زوج چینی در حدود سال 1910 میلادی است که 9 ساله و 10 ساله بودند.


· 25% زنان فکر می کنند که مردان پولدار س. ک. س.ی تر هستند.


· بعضی از شیرها تا 50 بار در روز آمیزش می کنند.


· تنها موجوداتی که به صرف لذت بردن س. ک. س. دارند عبارتند از: انسانها، میمونهای بونوبو و دولفینها.


· در اندونزی می شود کسانی را که در حین استمنا دستگیر شوند گردن زد.


· هر روز در دنیا در حدود 120 میلیون آمیزش رخ می دهد.


· اوج لذت جنسی خوکها تا 30 دقیقه به درازا می کشد.


· طبق تحقیقات، در غرب معمولترین فتیشها (اشیا یا اعضای غیر معمول که باعث تحریک جنسی می شوند) عبارتند از پا و کفش.


· یک دقیقه بوسیدن 26 کالری می سوزاند.


· تنها 17 درصد زنان در طی نزدیکی به اوج لذت جنسی می رسند.
· طبق تحقیقی که از صاحبان مغازه های لوازم س. ک. س. انجام شد، محبوبترین مزه شورتهای خوردنی مزه گیلاس است

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

ده عادتی که به کاهش وزن کمک می کند


خیلی از افراد چاق بدنبال راه حلی برای مشکل چندین ساله افزایش وزن خود می گردند. در این راه چه بسا راه حلهای معجزه آمیزی که با زندگی معمول در تضاد است را نیز امتحان می نمایند. اما واقعیت آنست که سنگ بزرگ علامت نزدن است، باید بدانیم ایجاد تغییرات کوچک می تواند منجر به ایجاد تفاوت های بزرگ شود. بحث سلامت و تناسب اندام همیشه مورد توجه بوده و هست. شاید این نکات تکراری باشند اما گاهی باید بعضی نکات هر چند وقت یک بار به ما یادآوری شوند.

تمام بحث کنترل وزن، ایجاد تغییرات کوچکی است که بتوان برای همیشه با آنها زندگی کرد .

به محض این که این تعدیلات کوچک را در روش زندگی خود پیاده کنید، خواهید دید که چگونه می توانند مقادیر بزرگی از کالری را ذخیره کرده و باعث کاهش وزن شوید . در اینجا 10 عادتی را که می توانند رویای شما را در رسیدن به کاهش وزن را به واقعیت تبدیل کنند آورده ایم:

1. عادات غذایی خود را ارزیابی کنید. آیا شب ها دیرهنگام غذا می خورید، درهنگام آشپزی به غذا ناخنک می زنید، باقیمانده غذای کودکتان را شما تمام می کنید؟ نگاهی به اطراف بیاندازید، تشخیص رفتارهایی که می توانید تغییرشان دهید آسان خواهد بود ، تغییراتی که می توانند کالری بزرگی را ذخیره کنند .

2. اگر در رسیدن به برنامه شکست می خورید، برنامه ای برای زمان شکست بریزید. شما به یک استراتژی برای وعده ها و میان وعده های غذایی خود نیاز دارید . میان وعده های سالمی را برای زمان هایی از روز که می دانید گرسنه می شوید و ممکن است از برنامه غذایی خود منحرف شوید، در نظر بگیرید. خیلی از ما خستگی روزانه محل کار را در عصر با خوردن بی مورد جبران می نماییم. اگر هم یک روز به هر دلیلی از رژیم غذایی خود عدول نمودید و یا در مهمانی و یا یک سفر با خوردن بیش از حد افزایش وزن پیدا کردید برنامه ای برای بازگشت به تغذیه سالم برای خود طراحی نمایید.

3. همیشه با شکم پر به خرید بروید. رفتن به فروشگاه مواد غذایی در زمانی که گرسنه هستید ، نسخه ای برای یک فاجعه است . از روی یک لیست آماده خرید کنید در این صورت خریدهای آنی در کمترین حد قرار خواهند گرفت . درست غذا خوردن با موجود بودن مواد غذایی سالم در یخچال و آشپزخانه شروع می شود .

4. وعده های غذایی منظم داشته باشید. بهترین زمان ها را برای وعده های غذایی خود که سازگارترین حالت با زندگی شما است، مشخص کرده وآنها را حفظ کنید . وعده های غذایی منظم کمک به پیشگیری از ناخنک زدن می کنند .

5. غذای خود را پشت میز و از بشقاب بخورید. خوردن غذا از داخل بسته بندیشان و در حالت ایستاده قابل فراموشی است . شما می توانید با نشستن، به بیش از حد خوردن خاتمه دهید و هوشیارانه از غذای خود لذت ببرید .

6. غذا را در ظروف مربوط به هر فرد سرو کرده و مابقی را به ظرف روی اجاق برگردانید. ظروف غذای مملو از غذای روی میز درخواست خورده شدن دارند و قدرت اراده باورنکردنی لازم است که بتوان برای چند ثانیه به داخل آنها شیرجه نرفت. پس قبل از شروع به غذا به ویژه در مهمانیها نوع غذا و میزان آن را برای خود در نظر بگیرید.

7. آهسته غذا بخورید، هر لقمه را خوب بجوید و از طعم غذا لذت ببرید. به یاد داشته باشید که حدود 15- 20 دقیقه زمان می برد تا مغز شما سیگنال سیر شدن شما را به شکم شما صادر کند . سعی کنید از قاشقهای کوچکتر و یا چنگال استفاده نمایید و به چنگال خود دربین لقمه ها استراحت بدهید. از خوردن نوشیدنی و آب در بین غذا خوردن بپرهیزید چرا که باعث می شود حجم بالاتری مواد غذایی در یک وعده دریافت نمایید.

8. غذا خوردن جلو تلویزیون و هنگام تماشای فیلم را فراموش نمایید. بدن شما هر ماده غذایی را که دریافت می نماید به عنوان کالری دریافتی محاسبه می نماید. خیلی از ما در هنگام تماشای تلویزیون به هنگام مهمانی ها توجهی به آن که چه حجم ماده غذایی را بدون توجه می خوریم نداریم.

9. اگر شما در بین روز از تنقلات استفاده می کنید، انتخاب درستی داشته باشید. خیلی از افراد چاق شاید در وعده های غذایی اصلی خود آن چنان زیاده روی ننمایند ولی در هنگام خوردن تنقلات توجهی به میزان دریافتی خود ندارند. بیشترتنقلات موجود در بازار شامل قندهای ساده و نیز چربی های مضر هستند. از میوه جات، و یا میوه های خشک شده در میان وعده استفاده نمایید.

10. روز خود را با صبحانه شروع کنید. صبحانه مهم ترین وعده غذایی روز است . بعد از یک استراحت طولانی شبانه بدن شما به سوخت نیاز دارد تا متابولیسم شما را به راه انداخته و انرژی مابقی روز را به شما بدهد . خیلی از افراد چاق تصور می نمایند که با نخوردن صبحانه می توانند در دریافت کالری خود صرفه جویی نمایند. ولی واقعیت آنست که این افراد حجم بیشتر کالری را در ساعات عصر دریافت می نمایند. علاوه بر آن در سوخت و ساز طبیعی بدن اختلال ایجاد کرده که نتیجه ای جز چاقی بیشتر نخواهد داشت.


متخصص تغذیه و متابولیسم، فوق تخصص دیابت و چاقی از انگلستان

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

8 روش موثر برای نابودی عشق

هیچ می‌دانستید خراب كردن یك زندگی راحت‌تر از ساختن آن است. برای در امان ماندن از نابودی زندگی این روش‌ها را كه در زیر به آن اشاره می‌شود اصلا به كار نبرید. به نظر می‌رسد بعضی از این موارد بلافاصله لطمه‌ای به رابطه نمی‌زنند اما دیر یا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فكر می‌كنید یكی از كارهای زیر را انجام می‌دهید قبل از اینكه خیلی دیر شود ، سعی كنید این عادت خود را كنار بگذارید.
تا زمانی كه به عنوان یك زوج ، به طور كامل یكدیگر را بشناسید باید روشن و صادقانه با یكدیگر گفتگو كنید.


گفتگو نكردن : این جمله كه گفتگوی مناسب و خوب بین زوجین ضروری است ، تقریبا تبدیل به كلیشه شده اما واقعا جمله درستی است. شما باید با یكدیگر در مورد احساسات، نظرات، چیزهایی كه دوست دارید یا دوست ندارید ، ترس‌ها و آرزوهایتان صحبت كنید. تا آنجایی كه به عنوان یك زوج ، به طور كامل یكدیگر را بشناسید باید روشن و صادقانه با یكدیگر گفتگو كنید.

خودخواه بودن : فقط فكر كردن به خودتان، نیازها و خواسته‌هایتان و كارهایی كه باید انجام دهید ، ممكن است باعث مشكل شود. مادامی كه ازدواج می‌كنید من تبدیل به ما می‌شود. به احساسات، نیازها و خواسته‌های طرف مقابلتان توجه كنید. هرگاه در این موارد دچار شك شدید از همسرتان سوال كنید ، هرگز خیال نكنید همه چیز را در مورد احساسات، نیازها و خواسته‌های او می‌دانید.
با شریك زندگی خود صحبت كنید و سعی كنید مشكل را برطرف سازید. بخشیدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزدیك‌تر و دلپذیرتر می‌كند.


كینه به دل گرفتن : رنجیدن خیلی زود تبدیل به عصبانیت می‌شود و عصبانیت به همان سرعت تبدیل به دلخوری خواهد شد. روی دلخوری‌ها و عصبانیت‌هایتان تمركز كنید و طرف مقابل را ببخشید. اگر همیشه از طرف مقابل خشمگین باشید در آخر فقط به خودتان صدمه خواهید زد. با شریك زندگی خود صحبت كنید و سعی كنید مشكل را برطرف سازید. بخشیدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزدیك‌تر و دلپذیرتر می‌كند.


خیانت كردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر می‌دانید رابطه شما با افراد خاصی باعث ناراحتی همسرتان می‌شود ، هرگز سعی نكنید او را آزرده كنید.
اگر برای مدت كوتاهی در دسترس یكدیگر نباشید، دیدن یكدیگر یك جرقه خوشایند خواهد بود.


تمام وقت‌های آزاد خود را با یكدیگر گذراندن : وقتی ازدواج می‌كنید به طور قطع بیشتر ساعات شبانه‌روز را با یكدیگر خواهید بود. وقتی ساعت كار خارج از منزل هر دو شما تمام می‌شود خیلی خوب است كه ساعات مفیدی را با یكدیگر بگذرانید. به هر حال، به هیچ وجه درست نیست همه اوقات فراغت‌تان را با همسرتان سپری كنید. سرگرمی‌ای برای خود درست كنید كه طرف مقابل دوست ندارد یا كمتر به آن علاقه دارد ، با دوستان هم‌جنس‌تان بیرون بروید یا در تنهایی تمدد اعصاب كنید. یك ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: دوری اشتیاق را بیشتر می‌كند. اگر برای مدت كوتاهی در دسترس یكدیگر نباشید، دیدن یكدیگر یك جرقه خوشایند خواهد بود.


هرگز مصالحه نكردن : ازدواج نوعی بده بستان است.توافق در زندگی زناشویی باید به یك امر عادی تبدیل شود. هر كدام از زوج‌ها باید در بیان احساساتشان آزاد باشند و براساس یك توافق دوجانبه هر بار یكی از طرفین كوتاه بیاید. علاوه بر این، در بعضی از تصمیمات، شما می‌توانید با توافق یكدیگر از بین نظرات ارائه‌شده یكی را انتخاب كنید یا طوری برنامه‌ریزی كنید كه از نظر هر دو طرف استفاده شود.

هدر دادن بودجه مالی : خرید غیرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشكلات اساسی خواهد شد. بهتر است یك حساب مشترك با همسرتان داشته باشید (شما باید به یكدیگر اعتماد كنید) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با یكدیگر گفتگو كنید (گفتگو نه دعوا). مصالحه در این موقعیت به شما كمك زیادی می‌كند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصمیمات مهم مالی نگیرید ، این یك اشتباه است.
اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابیت شما در چشم همسرتان را دوچندان می‌كند.


حسودی بیش از اندازه : اگر شما احساس ناامنی می‌كنید و فكر می‌كنید همه چشم‌ها به دنبال همسر شماست یا همسر شما به دنبال دیگران است، باید در مورد این رابطه دوباره فكر كنید. به همسرتان اعتماد كنید. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابیت شما در چشم همسرتان را دوچندان می‌كند. هرگز به همسرتان شك نكنید مگر این‌كه دلیل واقعی برای سوءظن داشته باشید. این حقیقت كه تصور می‌كنید شما فرد مناسبی برای همسرتان نیستید دلیل كافی برای شك داشتن به او نیست.
این نكات نابودكننده‌های زندگی زناشویی هستند. سعی كنید این كارها را از زندگی خود خارج كنید ، خواهید دید كه چه زندگی خوبی پیدا خواهید كرد.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

آسايش دو گيتی يا دستور العمل هايي برای زندگی بهتر

 

:: سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بخوابيد!

 :: در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن نشته و استراحت كنيد!

:: ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن و خوابيدن به نشستن اولويت دارد!

جايي كه مي‌توانيد بنشينيد چرا مي‌ايستيد؟

كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا!

اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد!

از همه ديرتر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن سفره به شما تحميل نشود!

براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد!

در ميهماني‌ها حتماً با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست آورديد!

به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم!

(طنز بود حالا جدي نگيريد !!)

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

هر اتفاقي مي افتد به نفع ماست



توي كشوري يه پادشاهي زندگي ميكرد
كه خيلي مغرور ولي عاقل بود
يه روز براي پادشاه يه انگشتر به عنوان هديه آوردند
ولي رو نگين انگشتر چيزي ننوشته بود و خيلي ساده بود
شاه پرسيد اين چرا اين قدر ساده است ؟
و چرا چيزي روي آن نوشته نشده است؟
فردي كه آن انگشتر را آوره بود گفت:
من اين را آورده ام تا شما هر آنچه كه ميخواهيد روي آن بنويسيد
شاه به فكر فرو رفت كه چه چيزي بنويسد كه لايق شاه باشد
وچه جمله اي به او پند ميدهد؟
همه وزيران را صدا زد وگفت
وزيران من هر جمله و هرحرف با ارزشي كه بلد هستيد بگوييد
وزيران هم هر آنچه بلد بودند گفتند
ولي شاه از هيچكدام خوشش نيامد
دستور داد كه بروند عالمان و حكيمان را از كل
كشور جمع كنند و بياوند
وزيران هم رفتند و آوردند
شاه جلسه اي گذاشت و به همه گفت كه هر كسي
بتواند بهترين جمله را بگويد جايزه خوبي خواهد گرفت
هر كسي به چيزي گفت
باز هم شاه خوشش نيامد

تا اينكه يه پير مردي به دربار آمد و گفت با شاه كار دارم
گفتند تو با شاه چه كاري داري؟
پير مرد گفت برايش يه جمله اي آورده ام
همه خنديدند و گفتند تو و جمله
اي پير مرد تو داري ميميري تو راچه به جمله
خلاصه پير مرد با كلي التماس توانست آنها را
راضي كند كه وارد دربار شود
شاه گفت تو چه جمله اي آورده اي؟
پير مرد گفت
جمله من اينست
"هر اتفاقي كه براي ما مي افتد به نفع ماست"
شاه به فكر رفت
و خيلي از اين جمله استقبال كرد
و جايزه را به پير مرد داد
پير مرد در حال رفتن گفت ديدي كه هر اتفاقي كه مي افتد به نفع ماست
شاه خشمگين شد و گفت چه گفتي؟
تو سر من كلاه گذاشتي
پير مرد گفت نه پسرم
به نفع تو هم شد
چون تو بهترين جمله جهان را يافتي


پس از اين حرف پير مرد رفت
شاه خيلي خوشحال بود
كه بهترين جمله جهان را دارد
و دستور داد آن را روي انگشترش حك كنند
از آن به بعد شاه هر اتفاقي كه برايش پيش ميآمد
ميگفت
هر اتفاقي كه براي ما ميافتد به نفع ماست
تا جائي كه همه در دربار اين جمله را ياد گرفنه وآن را ميگفتند
كه هر اتفاقي كه براي ما ميافتد به نفع ماست
تا اينكه يه روز
پادشاه در حال پوست كندن سبيبي بود كه ناگهان
چاقو در رفت و دو تا از انگشتان شاه را بريد و قطع كرد
شاه ناراحت شد و درد مند
وزيرش به او گفت
هر اتفاقي كه ميافتد به نفع ماست
شاه عصباني شد و گفت انگشت من قطع شده تو
ميگوئي كه به نفع ما شده
به زندانبان دستور داد تا وزير را به زندان
بيندازد وتا او دستور نداده او را در نياورند

چند روزي گذشت

يك روز پادشاه به شكار رفت
و در جنگل گم شد
تنهاي تنها بود
ناگهان قبيله اي به او حمله كردند و او را گرفتند
و مي خواستند او را بخورند
شاه را بستند و او را لخت كردند
اين قبيله يك سنتي داشتند كه بايد فردي كه
خورده ميشود تمام بدنش سالم باشد
ولي پادشه دو تا انگشت نداشت
پس او را ول كردند تا برود

شاه به دربار باز گشت
و دستور داد كه وزير را از زندان در آورند
وزير آمد نزد شاه و گفت
با من چه كار داري؟
شاه به وزير خنديد و گفت
اين جمله اي كه گفتي هر اتفاي ميافتد به نفع ماست درست بود
من نجات پيدا كردم ولي اين به نفع من شد ولي تو در زندان شدي
اين چه نفعي است
شاه اين راگفت واو را مسخره كرد

وزير گفت اتفاقاً به نفع من هم شد
شاه گفت چطور؟
وزير گفت شما هر كجا كه ميرفتيد من را هم با خود ميبرديد
ولي آنجا من نبودم
اگر مي بودم آنها مرا ميخوردند
پس به نفع من هم بوده است
وزير اين را گفت و رفت

~~~~~~~~~
نكته اخلاقي
هر اتفاقي كه ميافتد به نفع ماست

اگر اين جمله را قبول داشته باشيد

و آن را با ور كنيد

ميفهميد كه چه ميگويم

من به اين جمله ايمان 100% دارم
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

ده اختراع که دنیا را تغییر داد

فناوری - موزه علوم لندن به مناسبت صدمین سال افتتاح خود، ده موضوع از میان اشیای این موزه را که بیشترین تاثیر را در تاریخ گذاشته‌اند، انتخاب کرد و رادیولوژی پرتوی ایکس به عنوان برترین اختراع برگزیده شد.
موزه علوم لندن در ماه ژوئن / خرداد سال جاری و به مناسبت صدمین سال افتتاح خود، از موزه‌داران خود خواست تا ده موضوع از میان اشیای این موزه را که بیشترین تاثیر را در تاریخ گذاشته‌اند، انتخاب کنند. موارد انتخاب‌شده به رای‌گیری عمومی گذاشته شد تا مشخص شود مهم‌ترین اختراع قرون گذشته از دید مردم کدام یک از آنها خواهد بود. تقریبا 500 هزار نفر از بازدیدکنندگان موزه و رای‌دهندگان آنلاین در این رای‌گیری شرکت کردند و ده برنده زیر را به ترتیب انتخاب کردند.

 


برنده: رادیوگرافی پرتوی ایکس

به نظر می‌رسد که عکس رادیوگرافی پزشکی اشعه ایکس، با 9581 رای، مهم‌ترین اختراع در موزه علوم باشد.
در سال 1895، فیزیک‌دانی به نام ویلیام رونتگن، اشعه ایکس را کشف کرد، که حرف X نشان‌دهنده منشا ناشناخته آن بود. او بعدها فهمید که این پرتوها می‌توانند از میان گوشت بدن بگذرند و با استفاده از صفحات فیلم عکاسی می‌توان تصاویری از استخوان‌ها در بدن تهیه کرد.
این عکس اشعه ایکس از دست همسر رونتگن در ماه دسامبر سال 1895 گرفته شد و قدیمی‌ترین عکس اشعه ایکس باقی‌مانده از قسمتی از بدن یک انسان است.
اندی آدام، رئیس کالج سلطنتی رادیولوژیست‌های انگلستان، گفت: «رادیولوژی جالب‌ترین و سریع‌الرشد‌ترین تخصص در پزشکی مدرن است. کشف اشعه ایکس این نظم را به وجود آورد و به تعداد بی‌شماری از بیماران سود رساند».
بروشور اشعه ایکس، دهه 1930

این جلد یک دفترچه تبلیغاتی توسط شرکت تولیدکننده تجهیزات واتسون اند سانز تهیه شد.
تا دهه 1930، از تجهیزات اشعه ایکس به طور گسترده برای تشخیص طیف گسترده‌ای از بیماری‌ها، استفاده می‌شد، از استخوان‌های شکسته گرفته تا تومورها و بیماری سل.
دستگاه اشعه ایکس

این مجموعه اشعه ایکس توسط راسل رینولدز و تنها چند ماه بعد از اکتشاف رونتگن ساخته شد.
این یکی از قدیمی‌ترین دستگاه‌های جهان در نوع خود است و بعضی از اولین تصاویر از داخل بدن انسان که برای مشاهده آنها نیازی به چاقوی جراحی نبود، با استفاده از این ماشین تهیه شد.
پنی‌سیلین

جایگاه دوم با 6825 رای.
هاگ‌های اسفنجی که از این پنجره‌ها در مرکز لندن وارد دفتر کار آلکساندر فلمینگ شده‌ بودند، او را به کشف اولین آنتی‌بیوتیک در سال 1928 رهنمون کردند. تا اواسط دهه 1940، تحقیقات در انگلستان و ایالات متحده منجر به این شد که اولین پنی‌سیلین به دست بیماران برسد.
تولید این دارو آغازگر موجی از داروهای جدید بود که سبب شدند که ابتلا به عفونت‌های باکتریایی، دیگر عارضه ترسناکی نباشد.

نردبان دوگانه دی.ان.ای

جایگاه سوم با 6725 رای.
این بازسازی از اولین مدل مولکولی دی.ان.ای حاوی برخی از قسمت‌های اصلی مدلی است که فرانسیس کریک و جیمز واتسون در سال 1953 درست کردند. کشف آن دو، دانشمندان را قادر ساخت که هم بفهمند که ارگانیزم‌ها چگونه ژن‌های خود را منتقل می‌کنند و هم اینکه فعالیت‌های سلول‌ها چگونه کنترل می‌شود. با ارزان‌تر شدن تعیین توالی ژنی، ما هر روز بیشتر از آن خواهیم شنید.

کپسول آپولو 10

جایگاه چهارم با 4649 رای
چهل سال پیش از این، سه نفر در داخل این کپسول به دور ماه چرخیدند تا تمرینی باشد بر اولین فرود انسان بر ماه، که دو ماه بعد از آن به وقوع پیوست.
موتور موشک V2

جایگاه پنجم با 3985 رای.
این موتور در اسلحه‌ای استفاده می‌شد که توسط طرف بازنده جنگ جهانی دوم ساخته شده بود، ولی وی2 که در سال 1942 اختراع شده بود، شکل دنیا را در دهه‌های بعد از خود عوض کرد. خالق این راکت، ورنر فون براون، بعد از جنگ به ایالات متحده نقل مکان کرد، و در آنجا بر روی در حال پیدایش موشک‌های قاره‌پیما کار کرد. پس از آن او برای ناسا کار کرد و در انجا شاهکار خود، موشک ساترنV را ساخت که سفینه آپولو11 را با خود به ماه برد.
راکت استیفنسن

جایگاه ششم با 3533 رای.
با رسیدن به سرعت‌های رکوردشکن برای پیروزی در مسابقات 1829 رینهیل در لنکشایر انگلستان، این راکت به جای موتورهای ثابت که طناب‌ها را می‌کشیدند، دنیا را به سوی موتورهای متحرک رهنمون شد. خالقین این راکت، رابرت استیفنسن و شرکا، آن را بر مبنای اصل اولیه‌ای ساختند که بعدها تبدیل به استاندارد اوکوموتیوهای بخاری شد، و مردم و کالاهای مورد نیاز آنها را به مدت یک قرن در سراسر کره زمین جابجا کرد.
تاریخ می‌توانست خیلی ساده متفاوت از این باشد. یک لوکوموتیو دیگر که لاکی نام داشت در مسابقه این راکت را شکست داد، ولی قابلیت اطمینان کمتری داشت.
کامپیوتر Pilot ACE

جایگاه هفتم با 3472 رای.
یکی از اولین کامپیوترهای الکترونیکی همه منظوره، Pilot ACE اولین برنامه خود را در روز 10 ماه می سال 1950 اجرا کرد.
در آن زمان، این کامپیوتر سریع‌ترین کامپیوتر در جهان بود.
طراحی این کامپیوتر، یک مدل کوتاه‌تر از طراحی انجام شده توسط یکی از پیش‌گامان کامپیوتر آلن تورینگ بود. Pilot ACE به دلیل جایگاهی که در اولین نسل از کامپیوترها داشت انتخاب شد، کامپیوترهایی که اولین نیاکان ماشین‌هایی بودند که هم‌اکنون همه‌ جای این کره خاکی و حتی مدا اطراف آن را به تصرف خود درآورده‌اند.
موتور اتمسفری

جایگاه هشتم با 3457 رای.
موتور اتمسفری در سال 1712 و توسط توماس نیوکامن اختراع شد. این مدل در سال 1791 از روی طرح او و توسط فرانسیس تامپسن در یک معدن ذغال سنگ در دربی‌شایر ساخته شد، و قدیمی‌ترین موتور از نوع نیو‌کامن است که تاکنون کامل مانده و تغییر عمده‌ای به خود ندیده است.
موتور اتمسفری بحران انرژی را در روزگار خود حل کرد و پیشگام انقلاب صنعتی بود. این موتور با پمپاژ آب به خارج از معادن عمیق استخراج ذخایر ذغال سنگ این معادن را که تا آن زمان دور از دسترس بودند ممکن ساخت. به رغم اینکه این موفقیت مهندسی آغازگر عصر صنعت است که ما هنوز آن به سر می‌بریم، این اختراع همچنین آغازگر زمانی است که وابستگی نسل بشر به سوخت‌های فسیلی واقعا شروع شد.
فورد مدل T

جایگاه نهم به 3231 رای.
شرکت فورد موتور با پیشگام شدن در استفاده از نظریات جدید در مورد تولید انبوه، توانست درهای یک بازار جدید خیلی بزرگ را به روی خود بگشاید و اتومبیل را نیز وارد فرهنگ عامه کند. «فوردیسم» تبدیل به یک استعاره آشنا برای تولید هر چیزی در مقیاس انبوه گردید، فلسفه‌ای که امروزه استاندارد کارهای تجاری است.
تلگراف برقی

جایگاه دهم با 2694 رای.
چارلز ویتستون و ویلیام کوک، حق امتیاز اولین دستگاه ارتباط راه دور موفق دنیا را در سال 1837 به نام خود ثبت کردند.
تلگراف آنها اولین استفاده عملی از برق برای مخابرات راه دور بود و به اولین شبکه‌های ارتباطی عمومی در دنیا منجر شد.
و از آن زمان تا کنون هر روز بر قدرت، ظرفیت و اهمیت این شبکه‌ها افزوده می‌شود.

׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

زنبور عسل از 1 تا 4 را بلد است!

دانشمندان استرالیایی پس از انجام یک سری آزمایشات پی بردند زنبور عسل قادر است اعداد یک تا چهار را بشمارد.

یک محقق دانشگاه کوئینزلند استرالیا، با قرار دادن شهد در داخل یکی از پنج ردیف کندوی عسل، پی برد زنبورها حتی زمانیکه چهارمین ردیف حاوی شهد، خالی می‌شود، سراغ آن می‌روند.
ماندیام سرینواسان می‌گوید ما می‌توانیم زنبورها را آموزش دهیم تا سراغ ردیفی که حاوی شهد است، بروند اما آنها فقط قادرند تا ردیف چهارم را بشمارند و ردیف پنجم را تشخیص نمی‌دهند.

وی می‌افزاید: توانایی‌های ذهنی زنبور عسل که مغزش به اندازه یک دانه کنجد است همواره موجب شگفتی انسان شده است.
دانشمندان پیش از این نیز به توانایی زنبور عسل در تشخیص رنگ گل‌ها برای استفاده از شهد آن پی برده بودند.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

|×| حقایق شگفت انگیزی در مورد خواب |×|

آیا تابحال خواب خود را فراموش کرده‌اید؟ آیا دچار بختک شده‌اید؟ خوابهای رنگی چطور؟ آیا تا به حال دیده‌اید؟

 



۱ – خواب دیدن افراد نابینا

کسانی که بعد از تولد نابینا می‌شوند می‌توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند نمی‌توانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که می‌تواند به طور مجازی تمامی موقعیت‌های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.

 




۲ – ۹۰ درصد خوابها فراموش می‌شوند

نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰ درصد آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش می‌شوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب (بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر «کوبلا خان» تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.

در شهر زانادا ، به فرمان کوبلا خان
منزلگاهی باشکوه و مجلل ساخته شد
جایی که رودخانه مقدس آلف
در میان مغاکهای بی حد و مرز
از انسان تا دریاهای بی افق
جریان داشت.

یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام «دکتر جکیل و آقای هاید ویلست» اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده خیالی یک رویاست.

 




۳ – همه مردم خواب می‌بینند

تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری‌های شدید روانی) خواب می‌بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل‌های متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره سایر همجنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را می‌بینند.

 




۴ – خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری می‌کند

در آزمایش جدیدی که درباره خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.

 




۵ – فقط شناخته شده‌ها به خواب ما می‌آیند

رویا‌ها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر می‌شود. ذهن ما چهره افراد غریبه را در عالم رویا نمی‌سازد، بلکه آن چهره‌های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمی‌آوریم یا نمی‌شناسیم. برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده‌اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است! همه ما در طول زندگی چهره صدها هزار نفر را دیده‌ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی‌پایان شخصیت‌هایی است که هنگام خواب دیده می‌شوند.

 




۶ – همه افراد خوابهای رنگی نمی‌بینند

12 درصد افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان می‌بینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان می‌بینند. مثل موقعیت‌های مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی می‌بینند، فشارها و ضربه‌های روانی بیشتری وارد می‌شود، هنوز ناشناخته است.

 




۷ – خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند

اگر شما درباره چیز خاصی خواب می‌بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می‌بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می‌گویند. ذهن نیمه هوشیار شما می‌کوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه تشبیه: مورچه‌ها مثل ماشینی که هیچ وقفه‌ای ندارد کار می‌کردند.

ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمی‌کنید. به طور مثال هرگز نمی‌گوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.

 




۸ – ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری می‌بینند

کسانی که برای مدت طولانی سیگار می‌کشیدند و اکنون آن را ترک کرده‌اند، رویاهای شفاف‌تر و پاکتری نسبت به گذشته می‌بینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک آنها گذشته، ۳۳ درصد آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده‌اند. در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف می‌دیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می‌داد.همچنین ۹۷ درصد ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمی‌دیده‌اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده می‌شده است.این خوابها شفاف‌تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.

 




۹ – محرکات بیرونی به رویاها حمله می‌کنند

خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده‌ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید، ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق می‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ‌های بزرگ آب را می‌نوشید و خود را سیراب می‌کنید، دقایقی بعد دوباره تشنه می‌شوید و آب می‌نوشید، تشنه می‌شوید … آب می‌نوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار می‌شوید تکرار می‌شود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.

 



۱۰ – طی خواب بدن فلج می‌شود

می خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می‌شود. به نظر می‌رسد این اتفاق از حرکت ناخواسته بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری می‌کند. بر اساس مقاله خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی می‌کنند که به القای خواب کمک می‌کند، نورونها سیگنالهایی را به نخاع می‌فرستند که که باعث آرامش بدن می‌شود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می‌شود.

 


بیشتر بدانید:
- وقتی خروپف می‌کنید، نمی‌توانید خواب ببینید.
- کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره خودشان خواب نمی‌بینند. آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان می‌بینند.
- اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح‌تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد می‌آورید.
׀ +׀ نویسنده: حامی ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من


منوی اصلی

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفایل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· افراد تحصیلكرده عمر طولانی تری دارن
· ه عشقولانه
· تفاوت س ک س قدیمی با س ک س جدید
· برای برقراری رابطه جنسی بهتر چه کنیم
· چگونه رابطه زناشویی‌تان را به نقد بکشید؟
· مانعى در مسير
· هميشه کسانى که خدمت می‌کنند را به ياد داشته باشيد
· کمک در زير باران
· زن نظافتچى
· اشتباه فرشتگان



نویسندگان

· حامی
· حامی


لینک دوستان

· ملت بيدار
· من ملك بودم و ...
· سریال امپراطور دریا و لی یونگ ای
· on my heart is written loves is MAHDIE
· خونه به خونه
· به روز ترین وب دانلود آهنگ
· عشق های کریستالی
· کسی که مثل هیچکس نیست
· دلم تنگه
· خاطرات گم شده
· http://ghoorghoor.com/
· http://www.mahdarling.blogfa.com/
· http://mahiyenanaz.blogfa.com/
· صدایم کن
· جایی برای با هم بودن
· جاده ی عشق
· مشاوره و روانشناسی
· فقط برای تو
· کهکشون من
· زندگي ما
· و خداوند عشق را آفرید
· درایت پنهان
· http://www.yagoogle.blogfa.com/
· توت فرنگی
· اسرار
· غروب انتظار
· Tick 7
· عشق
· اندیشه ی نو
· سروده ها
· باروون
· هرگاه تنها شدی مرا بخوان... من باتو هستم
· مسابقه ی تنفر آمیز ترین جمله!
· گلچین از همه چیز
· چهار چنگولی ها
· I always love U
· چترهای بارانی
· شب زده
· دختر پارسی
· smht
· باران پاییزی
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com